مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
دلت دریا بود که اشکت نریخت …
زیر آفتاب که ایستاده بودی … ابروهای اخم ندیده ات را که گره زده بودی در هم،جلوی خورشید …
دست هایش را که گرفته بودی در دستت … محکم … می آزمودیشان شاید برای طاقت بند …
با دانه دانه شان که به اتمام رساندی حجت را …در چشمانشان حتما می دیدی"در و دیوار” را …
“کوفه” را…
دریای دلت پیش فرات بود حتما …
دست هایشان را که دانه دانه متبرک کرده به دست … حتما حس می کردی نای پیمان شکستنشان را …
دلت دریا بود که اشکت نریخت …
سرچشمه ی همه ی اشک های امروز ما… اشک های آن روز تو بود که حلقه زده بود در چشمت و نریخت که بماند …
در تاریخ … چه مایه قدر نشناسی باید باشد دستی که گرم شود به دستان تو و سرد شود به پیمان شکستنش … بشکند آن دست …
چقدر باید شاکر باشیم ما گنج محبت این خانواده را که بی لیاقتیمان مانع کرامت شما نشد … که
” الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله ” …
پ.ن:نمیدونم نویسنده اش کیه ولی خیلی عالی نوشتند.
#عید_ولایت
#مبلغ_غدیر_باشیم
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط مهنــــا در 1398/05/29 ساعت 05:29:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
1398/05/29 @ 05:50:17 ب.ظ
نردبانی تا بهشت [عضو]
واقعا عالی نوشته آجی
چه زیبا بود
ممنون باعث شدی بخونیمش
1398/05/29 @ 05:57:45 ب.ظ
مهنــــا [عضو]
خواهش آجی فقط نویسنده اش رو پیدا نکردم متن نصفه بود:((