مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

پنجشنبه 05/04/18
امشب، در سراسر جهان، نماز لیلةالدفن برای (امام_شهید_خامنهای) خوانده میشود:
✅ احکام نماز شب اول دفن
۱. نماز لَیلَةُ الدّفن یا نماز شب اول قبر، از نمازهای مستحبی است. این نماز به نماز هدیه و نماز وحشت نیز نامیده میشود.
۲. اگر دفن میت به تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او به تاخیر بیندازند. (توضیح المسائل م640)
۳. طریقه اقامه این نماز دو رکعتی:
نیت دو رکعت نماز شب اول قبر میکند و در ركعت اول يك حمد و آية الكرسى و در ركعت دوم، يك حمد و ده مرتبه سورۀ انا انزلناه خوانده مىشود و نمازگزار بعد از نماز مىگويد:
«اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد و ابعث ثوابها الى قبر فلان (بجای فلان بگویید: سیدعلی فرزند سید جواد)».
۴. وقت نماز وحشت، (بعد از دفن) در تمام شب اول دفن است؛ اگر چه خواندن نماز در اول شب بهتر است. و آخر وقت آن قبل از اذان صبح است.
۵. مستحب است برای هر میت یک نماز جداگانه خوانده شود و البته نماز مشترک برای چند میت نیز به امید ثواب مانعی ندارد.
🏴 سیدعلی فرزند سیدجواد (امام شهید امتاسلامی)
🏴 سیده بشری فرزند سیدعلی (دختر امام)
🏴 مصباحالهدی فرزند محمدباقر (داماد امام)
🏴 زهرا فرزند غلامعلی (عروس امام)
🏴 زهرا فرزند محمدجواد (نوه امام)

یکشنبه 05/04/07
⭕️متن کامل پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سالگرد شهادت آیتالله بهشتی و یارانش
🔹بسمالله الرّحمن الرّحیم
ایّام مصیبت آلُالله و شهادت حضرت ثارالله صلواتاللهوسلامهعلیهوعلیهماجمعین و یاران باوفایشان را به همهی ملّت ایران و امّت اسلامی تسلیت میگویم.
🔹نهضت و قیام حسینی برای اقامهی حق و اصلاح امّت و مقابله با ظلم و ستم، قلّهی بلند تاریخ در تقابل حق و باطل، و عدل و ظلم است و درسهایی بس ارزشمند و فراموش نشدنی برای همهی آزادگان جهان دارد. خون سیّدالشّهداء علیهالسّلام را خون خدا مینامند که در رگهای عالم جاری شده و حماسههای حیاتبخش میسازد. نهضت و انقلاب اسلامی ایران، از آنرو که شعبهای برگرفته از همین سرچشمهی نورانی است، باید همواره در پی دستیابی به اهداف قیام حسینی باشد. هفتم تیر هر سال یادآور شخصیت برجستهی انقلاب و آن کسی است که با قرار گرفتن در رأس قوّهی قضائیه در این جهت تلاش بیوقفهای را در پیش گرفت تا آنگاه که با جمعی از یاران مخلص انقلاب شهد شهادت را نوشیدند و مظلومیت او و عدد هفتاد و دو شهید همراهش تأییدی بر حسینی بودن این نظام و معمارانش گردید.
🔹شأن قوّهی قضائیه در نظام جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از حقوق مردم و احیاء حقوق عامّه و آزادیهای مشروع، مبارزه با مفاسد، اجرای عدالت، و اقامهی حدود الهی و نظارت بر اِعمال قانون است. ثمرهی موفقیت در این مسیر، علاوه بر کسب رضایت الهی، تقویت اعتماد مردم به این رکن نظام خواهد بود. انتظار بحق از همهی قوا، دستگاهها و نهادهای مسئول آن است که همواره عملکرد خود را با تراز مطلوب نظام مقدّس جمهوری اسلامی و شأن والای ملّت، تنظیم و بازآرایی کنند. در این زمینه قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد که این مستلزم پیگیری روند اصلاح و بازسازی در داخل خود این قوّه نیز میباشد. اکنون انتظار عمومی جامعه آن است که شاهد تأکید عملی بر این امر در عملکرد قوّهی قضائیه باشند. به گونهای که تحوّل قضائی، از کلمات درج شده در سند تحوّل و طرحها و نقشههای راه، به فعلیّت رسیده و جلوههای آن در همهی عرصههای مربوطه، از اتاقهای مجتمعهای قضائی و جلسات دادگاهها تا محیطهای عمومی و فضای اجتماعی نمایان گردد؛ آنچنان که مردم آثار مثبت آن را در زندگی روزمرهی خود در قاطعیت مقابله با انواع مفاسد، کاهش تضییع حقوق، سرعت رسیدگی، ارتقاء سلامت و اِتقان آراء قضات، و دسترسی آسانتر به شاخصهای عدالت مشاهده نمایند. در این تصویر از قوّهی قضائیه باید اجرای عدالت به پایهای برسد که هر مظلومی آن را مأمن خود بداند و بخصوص کسانی که بهنوعی از قدرتی برخوردارند، جرأت تعدّی به حقوق دیگران را نداشته باشند و باب سفارش و توصیه در آن به طور کلّی مسدود شده و داشتن آشنا در بخشهایی از آن هیچ مزیّتی بشمار نیاید.
🔹البته احقاق حقوق ملّت، تنها در مسائل فردی خلاصه نمیشود و انواع حقوق عامّه و اجتماعی آنان، از حقّ امنیت اقتصادی و دسترسی عادلانه به فرصتها تا حقّ برخورداری عادلانه از مواهب طبیعی، محیط زیست سالم، آزادیهای مشروع، و حکمرانی کارآمد نیز از زمرهی مسائل مهم در جهت گسترش عدالت قلمداد میگردد.
از جمله یکی از مهمترین مسائل حقوقی و قضائی مربوط به همهی ملّت ایران در این برههی زمانی، پیگیری و احقاق حقوق تضییع شدهی آنان در اثر جنایات مجرمان بینالمللی و مستکبران و تجاوزکاران جهانی بخصوص در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ میباشد.
🔹از خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی دوم و سوم تا صدمات و لطمات جسمی و روحی و مادّی و معنوی وارد شده به کشور عزیزمان و هر یک از آحاد ملّت مظلوم ایران در داخل و حتّی خارج از کشور؛ از کودککشیها و جنایات جنگی بیسابقه در میناب و لامِرد تا حمله به مراکز درمانی و خدماتی؛ از کشتار نوزادان چند روزه تا کهنسالان عزیز؛ و در رأس همهی آنها شهادت شخصیت بیبدیل، گوهر بیهمتا و یگانه دوران، پیشوای مجاهد عظیمالشّأن اعلیاللهمقامهالشریف، هر کدام پروندهای از صدها و بلکه هزاران پرونده حقوقی مهم را تشکیل میدهد که در محاکم قضائی داخلی و بینالمللی باید با جدّیت دنبال شود. آنچه مسلّم است گریبان جنایتکاران را بایستی گرفت و آنان را به سزای اَعمال مجرمانهشان رساند.
🔹نکتهی مهم در این مقوله، اوّلاً اعترافات و حتی افتخار وقیحانهی بعضی از سران دشمن امریکایی، صهیونی به این جنایتها است که قطعاً اقرار به جنایت محسوب گشته و مقدّمات احقاق حقوق تضییع شدهی ملّت را به شکل مناسبی فراهم ساخته است.
🔹ثانیاً لازمهی توجّه و اهتمام به اجرای دستور رهبر شهید انقلاب در آخرین دیدار مسئولان قضائی با ایشان در تیرماه سال گذشته نسبت به رسیدگی به جنایات صورت گرفته در جنگ تحمیلی دوم، تسرّی دادن آن به جنگ تحمیلی سوم و پیگیری مستمر آن تا وصول به حکم و واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه است. این اقدام بهنوبهی خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود.
🔹البته برای توفیق در مسیر تحوّل همهجانبهی قضائی و شتاب بیشتر در رسیدن به اهداف گفته شده، تمهیدات و الزامات گوناگونی مورد نیاز است که عمدتاً در دیدارهای سالیانهی مسئولان قضائی و توصیهها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیمالشّأن شهید قَدّسالله نفسهالزکیّه بارها بیان شده و توجّه جدّی به آنها و تلاش برای تحقّقشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوّهی قضائیه محسوب میشود مورد تأکید و خواست جدّی اینجانب است.
🔹راه رسیدن به عدالت و مبارزه با ظلم و فساد، مسیر دشواری است که با اخلاص و توکّل، رعایت تقوا در مرتبهی عالی، انگیزه و ارادهی جدّی، تلاش و همّت مضاعف، شجاعت و قاطعیت، ابتکار عمل و بهرهگیری صحیح از فناوریهای نوین و هوشمندسازی امور، هموار خواهد شد. تحقّق این همه، باذنالله و در سایهی عنایات حضرت عدلِ منتظَر، سرورمان عجّلالله تعالیفرجهالشّریف میسّر خواهد گشت انشاءالله.
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۷/تیر/1405

شنبه 05/03/23
ولاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
یکسال پیش، در چنین روزی، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ با تهاجم هوایی رژیم صهیونیستی به کشورمان، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه با ترور جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای، آغاز شد.
اولین سالروز شهادت شجاعانه ومقتدرانه جمعی از فرماندهان وسرداران غیور نیروهای مسلح وتعدادی از دانشمندان هسته ای میهن اسلامی در تجاوز وحشیانه رژیم صهیونی و آمریکای جنایتکار در جنگ ۱۲ روزه ، گرامی باد.
یاد و نام شهدای اقتدار ایران گرامی و راهشان پر رهرو باد.

چهارشنبه 05/02/30
🔴پیام رهبر انقلاب اسلامی بهمناسبت دومین سالگرد شهادت شهید رئیسی و بزرگداشت شهدای خدمت
📝 بسمالله الرّحمن الرّحیم
🔹 گرامیداشت شهدای پرواز اردیبهشت و در رأس آنان رئیسجمهور شهید حجتالاسلام والمسلمین رئیسی، یادآور شهادت خیل شهیدان خدمتگزار در جمهوری اسلامی ایران است؛ از مطهری و بهشتی و رجائی و باهنر، تا رئیسی و آلهاشم و امیرعبداللهیان و لاریجانی، صدها شخصیت برجسته و تربیتیافتهی مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز اعلیالله مقامهماالشریف که دفتر خدمت خالصانه و مجاهدانهی مسئولان جمهوری اسلامی را با امضاء خونین خود مزیّن کردند.
🔹 از زمرهی ویژگیهای بارز شهید رئیسی، مسئولیتپذیری، جوانگرائی، توجه به عدالت، دیپلماسی فعال و نافع، و بخصوص مردمی بودن را میتوان برشمرد. این خصوصیات موجب دلگرم شدن دوستان ایران از جمله مجاهدان جبههی قدرتمند مقاومت و بسیاری از دلسوزان نظام میشد. این همه البته با معنویتی که ریشه در عمق جان او داشت، آمیخته بود. در رابطهی بین مسئولین و مردم، خصوصیات مثبت تأثیرگذار، موجب قدردانی متقابل میشود. اینگونه بود که بدرقهی او تا جوار مولا و مخدومش حضرت ابِیالحسنِالرّضا صلواتالله و سلامه علیه با شکوه کم نظیری صورت گرفت. دوران ناتمام ریاست جمهوری آن شهید، مقیاسی از تلاش و دلسوزی برای ملت و کشور در عین حفظ استقلال آن را فراهم ساخت.
🔹 اینک ما در برابر حماسهآفرینیهای ملت ایران در مقاومت منحصر به فرد تاریخی مقابل دو ارتش تروریست جهانی هستیم. این امر، بار تکلیف مسئولان جمهوری اسلامی ـ از رهبری و رؤسای قوا تا همهی سطوح مدیران ـ را سنگینتر از گذشته میکند. امروز شکر نعمت انسجام ملت و دولت و تمامی دستگاههای جمهوری اسلامی، در تقویت انگیزه و خدمت مضاعف و مجاهدانهی مسئولان، گرهگشایی از مسائل و دغدغههای مردم خصوصاً در عرصه اقتصادی و معیشتی، حضورهای میدانی و مستقیم، و تعریف نقش جدّی برای مردم بعثتیافته در مسیر پیشرفت کشور و حرکت امیدوارانه بهسوی آیندهی روشن است.
🔹 رحمت و رضوان الهی بر شهیدان راه خدمت و نصرت الهی و دعای سرورمان عجلالله تعالی فرجه الشریف پشتوانهی خدمتگزاران به مردم مسلمان ایران باد.
✍🏼 سیدمجتبی حسینی خامنهای
۳۰/اردیبهشت/۱۴۰۵

سه شنبه 05/01/11
گوشهای ازخاطرات رهبرمعظّم انقلاب دربارهی رهبرشهید
قسمت پنجم
⭕️سؤالی که میخواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگیهایی از ابویشان متأثّرند؟
⏮پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمیگردد.
⭕️ اگر بخواهم سؤالم را دقیقتر بگویم، منظورم «شباهت» بود؛ به نظر شما چه شباهتهایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟
⏮یکیاش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه اینطور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمیگیرند.
مثلاً من یک وقتی میخواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان دادهاند؛ خب از بیتالمال که برنمیدارند بدهند به بیتالمال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام میدهند.
غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا میآورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگینهای عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگینهای خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیقشناس بودند میگفتند قیمت آنها خیلی زیاد است؛ امّا بااینحال، ایشان همهی آن نگینها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گرانقیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن، تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی میتوانند بهرهمند باشند، امّا هرگز استفاده نمیکنند.
پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا میکنند، به آستان قدس رضوی میدهند. کتابهای خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه میشود که ایشان نوعاً آنها را به آستان قدس میسپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکستهی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّهی موارد خوب و زیبا به آستان قدس دادهاند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمیکنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا میدهند آنجا.
همین جا بگذارید خاطرهای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
آقا در مصاحبهای در اوایل پیروزی انقلاب میگویند که من چون نمیخواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمیگویم و عبور میکنند. اگر صلاح میدانید، شما قدری دراینباره توضیح بفرمایید.
ایشان اصلاً اجازه نمیدهند زندگیشان دچار زرقوبرق شود. […] والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند.[…]
تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمیها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون اینقدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد!
مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی و میزی که در خانهی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازههایی که میخواهند بدون هیچ هزینهی اضافهای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. …
🔗:https://khl.ink/f/62806

سه شنبه 05/01/11
گوشهای ازخاطرات رهبر معظّم انقلاب دربارهی رهبرشهید
قسمت چهارم
⭕️بعد از این ماجرا بود که فعّالیّتهای تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج میگیرد؟
⏮ بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که بهنوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمهی انقلاب، یعنی کانون مبارزهی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود.
یکی از صحنههایی که مکرّر اتّفاق میافتاد و هنوز به یادم دارم، صحنهای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّهی زیادی از افراد، ضبطصوتها را روی دست گرفته و بالا آورده بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع میشدند و خیلی شلوغ میشد.
⏮ یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینهی توفیقات ایشان هم میشود.
⏮طبیعتاً این خدمات بیجواب نمیماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمیداشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا میگذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید میآمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان میگفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.
⭕️رابطهی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراودهی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.
⏮ ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس میگفتند و به پدرم درس سطح پایینتری را میگفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی میشود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا میخوانند. پدرم میگفتند در دورهای وقتی من از درس آقای میلانی برمیگشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمیگشت و ما در راه به هم میرسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال میپرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی میکردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح میگفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب میکردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک میکند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.
آقا گاهی در همان سنین، در مباحثههای علمی پدرشان مشارکت میکردند و نظر هم میدادند که خاطراتی هم از این مشارکتها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح میکند و پدرم با ایشان بحث میکند. وقتی خارج میشوند، مرحوم آقا به پدرم میگویند که شما چرا اینجوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوهی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کردهاید؟ پدرم گفتند که بعضیها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگتر و همسنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفتهی مرحوم آقای واعظزاده، دورهای هم با آقای حکیم در نجف همبحث بودند.
یک وقتی هم آقا دربارهی پدرشان میفرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و بهخصوص مطالعهی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما «کفایه» میگفتند، گاهی پیش میآمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدمها معمولاً این کار را نمیکنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه میکنند، با شیوهای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل میکنند. خب در تدریس و مانند اینها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست میرود و معمولاً این کار را نمیکنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.

پنجشنبه 05/01/06
گوشهای از خاطرات رهبرمعظّم انقلاب درباره ی رهبرشهید
قسمت سوم
یک خاطرهای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف میکردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی میگرفتند و صحبت و احوالپرسی میکردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقهای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشتهاند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت میکنند ــ با همان لهجهی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر میکردند که آقا گوشی را گذاشتهاند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.
در مجموع، این حالتها جدای از رابطهی پدر و فرزندی باعث اثراتی میشود؛ همهی این موارد، در رابطهی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.
البتّه از همه مهمتر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطهی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دههی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماریهای آبمروارید و آبسیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّهمان هم که از عمو هادی بزرگتر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچکتر مانند عموهادیآقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که میتوانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درسهایشان را با جدّیّت میخواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درسهای مختلفی از جمله درسهای آقای بروجردی شرکت میکردند؛ حتّی گویا جزوهی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت میکنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم میرفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درسهای شلوغ بوده و آقا علاقهی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا بههرحال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کمتعداد بوده و ظاهراً در دورهای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یکنفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقهشان به پدرم، جزوات خودشان را میدادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد میگذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان میگویند فلانی یا رئیس کل میشود یا رئیس خراسان که منظور از «رئیس»، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت میکردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران میآیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، میروند. آقا میگویند که من هرچه نگاه میکنم، میبینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آنگونه است. مرحوم آقا ضیاء میگویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست میکند. آقا میگفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را میدانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد میگیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکییکی به روی آقا باز میشود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند اینها.
🔗:https://khl.ink/f/62806

پنجشنبه 05/01/06
گوشهای از خاطرات رهبرمعظّم انقلاب دربارهی رهبر شهید
قسمت دوم
نکتهی دیگر، جنبهی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم «شرح لمعه» درس میدادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را میبینند، میگویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سالها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دستفرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علیالقاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی میشود.
بهعلاوه، ایشان #نسبت_به_پدرشان_اطاعت_بارز و همراهیهایی در امور دیگر مثل حرم رفتنهای مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف میشدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی میکردند؛ در طول مسیر، بعضیها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی میکردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را میدادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند.
پدرم نقل میکنند که زیارت جامعهی کبیره را آنقدر در زیارتهای همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.
بههرحال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای #خدمت_به_پدرشان فراهم میشود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانهی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده میکردند و برایشان کتاب میخواندند و بحث و گفتوگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آنها همزبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ اینچنینی هم وجود داشته است.
…
🔗:https://khl.ink/f/62806

پنجشنبه 05/01/06
گوشهای از خاطرات رهبرمعظّم انقلاب دربارهی رهبر شهید
قسمت اول
درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟
این مصاحبه، بخشهایی از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای (دامظلّه) تا کنون است. ایشان در همهی این سالها از حضور در رسانهها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی که در آستانهی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیتالله سیّدجواد خامنهای (رحمهالله) روی داد، صرفاً به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای ــ یعنی نیمهی سال ۱۴۰۰ ــ حاضر به انجام این مصاحبه شدند. در ضمن گفتوگو دربارهی مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگیهای ممتاز و بیبدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد. لذا بخشهایی از این مصاحبه را که عمدتاً دربارهی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعهی مخاطبان ارائه می شود.
⭕️ یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخویهای جنابعالی وجود دارد، علاقه و اُنس ویژهی مرحوم آیتالله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکتهای دراینباره به ذهن دارید؟
⏮ حضرت آقا رابطهی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطهی عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همانطور که اشاره کردید، به نظر میرسد رابطهی مرحوم آقا با پدرم یک رابطهی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمدهی آن هم به کارهایی برمیگردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا میکنند که آنها آدمهای بزرگسال بودند و میآمدند پیش ایشان درس میگرفتند و گویا یکی از همان افراد میآید و از ایشان دعوت میکند که در یک مجلس روضهی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئلهگو حضور پیدا میکرد و از روی کتابهایی که به شکل سؤالوجواب بود، مسئله میگفت. هنوز رسالههای توضیحالمسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب میشود. من خودم نیز از کتابهای جدّ مادریمان، دو کتاب سؤالوجواب داشتم ــ بههرحال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتابها داشت ــ یکی سؤالوجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتابهای سؤالوجواب را از مرحوم پدرشان میگیرند و پدرشان ایشان را توجیه میکنند و میروند و از پس این قضیّه هم بهخوبی برمیآیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند. لذا این حالتها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.
…
🔗:https://khl.ink/f/62806

یکشنبه 04/06/23
طرح ماركس اين است كه براي مبارزه با مذهب در ميان تودهي معتقد بايد از خود مذهب عليه مذهب استفاده كرد به اين صورت كه مفاهيم مذهبي از محتواي معنوي و اصلي خود تخليه و از محتواي مادي پر شود تا تودهي مذهب را به صورت مكتبي مادي دريابد. پس از اين مرحله، دورافكندن پوستهي ظاهري دين ساده است.
● شهید مطهری