بار خدایا !
تاکی میان من و تو ،منی و مائی بود .منی از میان بردار تا منیت من تو باشد و من هیچ نباشم .
الهی، تا با توام بیشتر از همه ام و چون با خودم، کمتر از همه ام .
🔷️به مناسبت هفته ی کتاب و کتاب خوانی🔷️ 🔶️کتاب های که مقام معظم رهبری تقریظ فرمودند؛ 1-فرمانده من 2-همپای صاعقه 3-آب هرگز نمیمیرد 4-زنده باد کمیل 5-خداحافظ کرخه 6-حماسه هویزه 7- مدال و مرخصی 8-سرباز کوچک امام 9-مربع های قرمز 10-جشن حنابندان 11-نورالدین… بیشتر »
به مادرتان خدمت کنید که باعث رشد دنیا و آخرت شما است شیخ اعظم، مرحوم آیه الله العظمی شیخ مرتضی انصاری، مادرش را بر اثر پیری و ناتوانی او را در هر کجا که نیازمند بود می برد و او را کول می کرد و با خود می برد تا نزدیك حمّام به دوش مى گرفت و او را به زن… بیشتر »
چه چیزی دل ها را می میراند؟! 553 - قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم: لا تُميتُوا الْقَلْبَ بِكَثْرَةِ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ، فَاِنَّ الْقُلُوبَ كَالزَّرْعِ اِذا كَثُرَ الْماءُ اَفْسَدَ الزَّرْعَ. با زياد خوردن و زياد نوشيدن دل را… بیشتر »
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: پیامبر خدا، نماز صبح را با مردم خواند. سپس جوانی را در مسجد دید که از شدّت بی خوابی سر می جنباند. رنگش زرد بود، جسمش لاغر و چشمانش در کاسه سر فرو رفته بود. پیامبر(ص) به وی فرمود: جوان! چگونه صبح کردی؟ گفت: ای… بیشتر »
امیرالمؤمنین عليه السلام : اِختَصِر مِن كَلامِكَ مَا استَحسَنتَهُ؛ فَإِنَّهُ بِكَ أجمَلُ، وعَلى فَضلِكَ أدَلُّ سخن نيكو و مختصر بگو؛ زيرا اين براى تو زيباتر است و بر فضل تو، دلالت بيشترى دارد. غررالحكم ، حدیث ۲۷۳۶ بیشتر »
دم بریده ها زیاد شدن… یه روزی روباهی دمشو توی حادثهای از دست داد. رفت پیش گله روباها. همه روباه ها بهش خندیدن. گفتن پس دمت کو. گفت اتفاقاً از روزی که دم ندارم خیلی راحت ترم. انگاری دارم پرواز میکنم، آزاد شدم. یه روباه ساده لوحی رفت و دم خودشو… بیشتر »
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند : اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند ، از عرش ندا می شود ؛ برای تو صد هزار برابر مثل او است. این در حالی است كه اگر برای خودش دعا می كرد، فقط به اندازه همان یك دعایش به او داده می شد. پس… بیشتر »
پیرمردی بود زاهد که در دل کوه،توی دخمهای عبادت میکرد و از علفهاو میوههای جنگلی کوه هم میخورد.روزی از کوه به زیر آمد و به طرف ده راه افتاد رفت و رفت تا به نزدیک ده رسید، مزرعه گندمی دید. خیلی خوشش آمد، پیش رفت و دو تا سنبله از… بیشتر »