موضوع: "سخن علما"

زندانی در گذشته

بعضی آدم‌ها را در گذشته‌شان زندانی می‌کنیم!

 

محمدرضا حدادپور جهرمی

 

یک رفتار عجیب در روابط انسانی وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه کرده باشیم.

ما گاهی اشتباهات خودمان را با شرایط توضیح می‌دهیم، اما اشتباهات دیگران را با شخصیتشان!

اگر خودمان تندی کنیم، می‌گوییم خسته بودیم. اگر دیگری تندی کند، می‌گوییم آدم بداخلاقی است.

 

اگر خودمان تصمیم نادرستی بگیریم، از فشارها و محدودیت‌ها سخن می‌گوییم؛ اما وقتی دیگری اشتباه می‌کند، ممکن است نتیجه بگیریم که اساساً انسان بی‌تدبیری است.

 

اینجا اتفاق خطرناکی می‌افتد:

ما برای خودمان حقِ تغییر قائل هستیم، اما گاهی دیگران را به نسخه‌ای قدیمی از شخصیتشان محکوم می‌کنیم.

 

جوانی که سال‌ها پیش خطایی کرده، هنوز با همان خطا شناخته می‌شود. کارمندی که یک‌بار شکست خورده، دیگر مسئولیت مهمی دریافت نمی‌کند. فرزندی که در نوجوانی سرکش بوده، حتی پس از سال‌ها تلاش برای اصلاح رفتار، همچنان متهم ردیف اول خانواده است!

 

انگار بعضی آدم‌ها هرقدر هم تغییر کنند، اجازه ندارند از گذشته خودشان جلوتر بروند.

 

قرآن کریم در آیه یازدهم سوره حجرات، مؤمنان را از عیب‌جویی و لقب‌های ناخوشایند نهی می‌کند:

«وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ».

به نظرم یکی از لطیف‌ترین پیام‌های اجتماعی این آیه آن است که انسان را نباید در یک عنوان تحقیرآمیز خلاصه کرد.

 

البته این سخن به معنای نادیده‌گرفتن خطاها نیست. اعتمادِ ازدست‌رفته با یک عذرخواهی بازنمی‌گردد و برخی مسئولیت‌ها نیازمند بررسی دقیق سابقه و رفتار افرادند.

 

👈 اما میان به‌خاطر سپردن خطا و محروم‌کردن انسان از امکان اصلاح تفاوت بزرگی وجود دارد.

 

عدالت اقتضا می‌کند گذشته افراد را ببینیم؛ انصاف اقتضا می‌کند اجازه ندهیم گذشته، تمام حقیقت امروز آنها را بپوشاند.

 

این مسئله در تربیت فرزند، مدیریت سازمان و حتی سیاست‌گذاری اجتماعی اهمیت دارد.

 

جامعه‌ای که برای جبران خطا هیچ مسیر معتبری پیش‌بینی نکند، ممکن است ناخواسته انگیزه اصلاح را تضعیف کند.

و خانواده‌ای که مدام اشتباهات قدیمی فرزندش را یادآوری می‌کند، شاید متوجه نباشد که دارد تصویری از او می‌سازد که خودش سال‌هاست برای تغییر آن تلاش می‌کند.

 

امروز یک تمرین کوچک انجام دهیم.

به کسی فکر کنیم که هنوز او را با اشتباهی قدیمی می‌شناسیم.

از خودمان بپرسیم: «اگر این انسان واقعاً تغییر کرده باشد، من از کجا خواهم فهمید؟ اصلاً فرصتی برای دیدن تغییرش گذاشته‌ام؟»

 

و این جمله را به خاطر بسپاریم:

بعضی آدم‌ها برای بهترشدن فقط به فرصت نیاز ندارند؛ به کسانی نیاز دارند که حاضر باشند بهترشدنشان را باور کنند.

 

 

تجمعات شبانه

استاد عابدینی:

رفتن در خیابان، آخرت است و ماندن در خانه دنیاطلبی است.

 

لذا اگر در آن ساعت تجمع، یک حالت بی‌حالی و عدم رغبت به سراغ ما آمده، یقیناً کار شیطان است.

 

یک نفر هم نیامدنش حتماً عذر موجه می‌خواهد.

 

تازه آنجا هم که عذر موجه بود، استغفار کنید.

رحلت شهادت گونه حضرت معصومه سلام الله علیها

‌

◽️زوّار تو را بهشت مأواست

◽️آرامگـه تو عرش اعلاسـت

——————————

 زیارت حضرت معصومه علیها السلام، کیمیایی است که تمام گناهان را پاک می کند و انسان را طلای نابی می کند که ورود بهشت بر او حتمی و واجب می شود.

 

 آیت الله العظمی وحید خراسانی

 

مدارا

✅مدارا با مردم، سنت پیامبر

«و أمّا السُّنَّةُ مِن نبيِّه صلى الله عليه و آله فمُداراةُ النّاسِ»، سنت از پیغمبر اکرم(صلی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بگیرید که فرمودند: «خدا همان‌طور که مرا امر به انجام فرایض کرد، امر کرد که با مردم مدارا کنم.» 

با مردم مدارا کنید. مدارا کردن نیاز به یک شرح صدر دارد. مُلانقطه‌ای نباشید که بخواهید دست بگذارید کوچک‌ترین اشکال و ایراد اطرافیان را، حتی اشکال دوستان همراهتان را بگیرید. 

شما باید اهل مدارا باشید. اشتباهات دیگران را نبینید. خودتان را به تغافل بزنید؛ یعنی من نشنیدم و ندیدم. 

به تو فحش دادند بگو: «آقا من نشنیدم.» اصلا کسی آمد گفت، بگویید: «دارد به کس دیگری می‌گوید. روی او طرف دیگری بوده.»

آمدند به امیرالمؤمنین(علیه‌الصلاة‌والسلام) گفتند: «فلانی دارد به شما فحش می‌دهد.» فرمودند: «با من نیست.» گفتند: «می‌گوید علی!» فرمودند: «یک علی دیگری را دارد می‌گوید.» 

حالا با زن‌ و بچه، همسایه و خانواده و…  خودتان را به تغافل بزنید. اشتباهات آن‌ها را اصلا ندیده و نشنیده بگیرید. انگار که گوش انسان سنگین است نمی‌شنود، یا چشمش کور است نمی‌بیند. با اندک چیزی برآشفته نشوید.

استاد حاج آقا زعفری‌زاده

رفتار ترامپ

از رفتار ترامپ تا

چِندشناکیسم اخلاقی 

 

ترامپ با تَفَرعُنی که دارد با سقوط و نابودی فاصله زیادی ندارد و هر چقدر زشت باشد که هست, به زودی تمام خواهد شد. 

 

اما با پدیده ای که می توان از آن به عنوان چندشناکیسم جوامع انسانی تعبیر کرد حالا حالا ها کار داریم.

 

اینکه رییس جمهور آمریکا [حتی بر خلاف اسلافش که به قول خودشان دیسیپلین خاصی را رعایت می‌کردند]، با ادبیات چاله میدانی حرف می زند جدی ترین رفیقش یعنی حاکم عربستان را با تعبیری زشت می نوازد و پرونده های چندشناک اخلاقی اپستین تا جنایت وحشیانه علیه کودکان مدرسه شجره طیبه میناب را در پرونده خود دارد.

 

ترامپ پدیده زشتی است، اما زشت تر اینکه چنین عنصر چندش آوری در جامعه آمریکا و حتی برخی جاهای دیگه طرفدار پیدا می‌کنه و این یعنی سقوط آزاد اخلاق و چندشناکی جوامع انسانی.

 

لغت

دیسیپلین Discipline 

مجموعه ای از اصول ثانویه که موجب می شود یک فرد، با انضباط، با اصالت و با نزاکت خاصی رفتار کند. 

 

🖋حسینی لیلابی

تجمعات انقلابی،نسل مهدوی

 چگونه تجمعات انقلابی، نسل مهدوی را تربیت می‌کند⁉️

✍ محمدرضا حدادپور جهرمی

🔺شب‌ها که خیابان‌ها از فریاد «لبیک یا خامنه‌ای» پر می‌شود، در میان جمعیت، قشری حضور دارد که کمتر کسی به عمق نقش‌آفرینی‌اش توجه می‌کند. آنها کودکان هستند. کودکی که شانه بر شانه پدر، مشت گره کرده و فریاد می‌زند «مرگ بر آمریکا»، فقط یک شعار نمی‌دهد؛ بلکه دارد هویت انقلابی خود را در بستر یک «حماسه جمعی» تثبیت می‌کند. این تجربه، نه از سر تکلیف، بلکه از سر «دلبستگی» و «تعلق» در جانش نقش می‌بندد.

🔺تربیت انقلابیِ نسل مهدوی، در کلاس‌های درس و کتاب‌های نظری خلاصه نمی‌شود. مهم‌ترین رکن آن، «حضور در صحنه» است. کودکانی که شب‌ها تا دیروقت در تجمعات می‌مانند:
اولا حس تعلق به جمع را تجربه می‌کنند و از انزوای فردگرایی غربی نجات می‌یابند.
ثانیا قدرت جمعی را با تمام وجود حس می‌کنند و می‌آموزند که «تنها» هیچ‌کس نیستیم.
ثالثا دشمن را نه در کتاب، بلکه در شعارهای زنده می‌بینند و مرز میان «ما» و «دشمن» برای همیشه در جانشان حک می‌شود.

◀️ تا حالا این حدیث را از امام صادق (علیه السلام) شنیدید که میفرمایند:

«إِنَّ غُلَامَنَا یَکُونُ فِی الْحِجْرِ وَ الْقُبَّةِ یُسْتَعْمَلُ بِالْأَمْرِ قَبْلَ أَنْ یَشْتَدَّ إِزَارُهُ»

کودک ما، پیش از آنکه کمرش محکم شود، به کار فرماندهی گرفته می‌شود!


👈 این شب‌ها، کودکان انقلاب در «قُبَّةِ» میادین، مشغول «تمرین فرماندهی» برای روزهای ظهورند.

🔺تجمعات این شب‌ها، ادامه مدرسه عاشورا است. کودکی که شعار می‌دهد «لبیک یا مهدی»، در واقع با تمام وجود دارد اعلام می‌کند: «من سرباز تو هستم، حتی پیش از آنکه قامتم به قد یک نیزه برسد.»

✅ چگونه این تربیت را «کیفی» کنیم؟
برخی نگران‌اند که حضور کودکان در تجمعات، صرفاً «شعاری» و «تقلیدی» باشد. اما عمق ماجرا چیز دیگری است:
کودکان این شب‌ها، داستان شهدای میناب را از زبان پدران شنیده‌اند، عکس رهبر شهید را بوسیده‌اند، و نام سردارانی را که به شهادت رسیدند، با اشک بر لب زمزمه کرده‌اند. این «روایت‌های عینی» از هر کلاس درسی عمیق‌تر است.
در این تجمعات، گرفتن پرچم، زدن شعار، و مشت گره کردن را تمرین کرده. او در حال شکل‌گیری با نمادهای مقدس و انسانی و اسلامی است که در روانشناسی تربیتی، مهم‌ترین عامل نهادینه شدن ارزش‌ها در سنین پایین محسوب می‌شود.
همچنین، کودکانی که شاهد ایستادگی و استقامت والدین در این شب‌های سرد هستند، «الگوی عملی» از مقاومت می‌بینند؛ چیزی که در هیچ کتاب درسی یافت نمی‌شود.

🔰 و از همه بالاتر، دعای فرج، تمرین «انسان مهدوی» است. شب‌ها وقتی کودکان در تجمعات، دست به آسمان برمی‌دارند و «اللهم عجل لولیک الفرج» می‌گویند، یک تمرین عمیق سیاسی-عرفانی در حال وقوع است. آنها دارند «انتظار فعال» را تمرین می‌کنند؛ یعنی نشستن در خانه و صرفا آرزو کردن را یاد نمیگیرند. بلکه حرکت در مسیر زمینه‌سازی ظهور را فریاد میزنند. این کودکان دارند یاد می‌گیرند که «امام زمان» فقط یک دعای مستجاب نیست؛ یک آرمان سیاسی است که باید برای آمدنش خیابان را پر کرد.

⚠️ اگر جنگ تحمیلی اول، نسلی از «مدافعان حرم» را پرورش داد که تا قله‌های مقاومت در لبنان و سوریه پیش رفتند، این جنگ تحمیلی سوم در حال تربیت نسلی است که قرار است «تمدن اسلامی» را بسازد.
کودکانی که امروز در میادین، شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهند، بیست سال دیگر مدیران، دانشمندان، فرماندهان و هنرمندان «تمدن نوین اسلامی» خواهند بود. تجمعات این شب‌ها، آغاز یک «جهش تمدنی» است که رهبر شهید ما، سال‌ها پیش افق آن را دیده بود.

👈 لذا این تجمعات، خیلی ما را در تربیت انقلابی بچه هامون جلو انداخت.
جای نگرانی و دیدگاه های سخت گیرانه نسبت به کیفی سازی حضور کودکان در تجمعات نیست. معتقدم همین حضور، اثر عمیقش را میگذارد انشاءالله.

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ما_پیروزیم_ان_شاءالله
#لطفا_نشر_حداکثری

✍حدادپور جهرمی

پاسخ به شبهه روز

 پاسخ به ۱٠ شبهه اخیر در پبام نورانی رهبر فرزانه انقلاب

 

✍ محمدرضا حدادپور جهرمی 

 

● شبهه ۱: «آتش‌بس به رهبری تحمیل شده است»

پاسخ رهبری (صفحه ۶-۷):

«امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، به جرأت میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بوده‌اید. … این بی شک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان … به ملت ایران ارزانی شده است.»

👈آتش‌بس تحمیل نشده، بلکه نتیجه پیروزی و فرصتی برای تثبیت آن است. نه تنها سخن از تحمیل نیست، بلکه آقا الحمدلله از نتایج و روند راضی هستند نشانه پیروزی میدانند.

 

● شبهه ۲: «مذاکره یعنی عقب‌نشینی از اصول»

پاسخ رهبری (صفحه ۷):

«نباید با اعلام بنای بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردم … سنگین‌تر از قبل به نظر می‌رسد.»

👈 نه تنها مذاکره، عقب نشینی از اصول شمرده نشده بلکه مذاکره با حضور مردمی و میدانی انجام می‌شود و ابدا به معنای عقب‌نشینی نیست.

 

● شبهه ۳: «ما حزب‌الله را در لبنان تنها گذاشتیم»

پاسخ رهبری (صفحه ۹):

«ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ وجه از حقوق حقّه خود دست نمی‌کشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را به طور یکپارچه در نظر داریم.»

👈جبهه مقاومت یکپارچه است و ایران هیچ بخشی از آن را رها نکرده.

 

● شبهه ۴: «اسرائیل با قتل‌عام لبنان توافق را شکست؛ پس توافق باطل است»

پاسخ رهبری (صفحه ۸-۹):

«حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کنیم. حتماً غرامت تک تک صدمات … را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»

👈جنایت اسرائیل بی‌پاسخ نمی‌ماند، اما این به معنای فروپاشی کل توافق نیست؛ پاسخ در جای خود و با حفظ اهرم‌های اصلی داده می‌شود.

 

● شبهه ۵: «چرا هنوز انتقام خون شهدا گرفته نشده؟»

پاسخ رهبری (صفحه ۹):

«عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه می‌دارد و پیوسته مترصد تحقق آن خواهد بود.»

👈 انتقام یک وظیفه زنده و ماندگار است؛ زمان آن را «مترصد بودن» تعیین می‌کند، نه شتاب‌زدگی.

 

● شبهه ۶: «مردم دیگر نباید به خیابان بیایند. رفتند مذاکره کنند. دیگر فایده ندارد.»

پاسخ رهبری (صفحه ۷):

«مسلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است؛ همچنان که عدد شگفت‌آور و روبه افزایش میلیونی پویش جان فدا برای ایران، هم از عناصر تأثیرگذار در این عرصه است.»

👈حضور مردم در خیابان‌ها و پویش‌ها، پشتوانه مذاکرات است و باید ادامه یابد. پس هم مردم باید با مدل جدید کار در ادامه راه مطابق باشند(نه این که تعیین تکلیف کنند) و هم از وظایف خود در خیابان کوتاهی نکنند.

 

● شبهه ۷: «آمریکا و اسرائیل قوی‌تر از قبل برمی‌گردند»

پاسخ رهبری (صفحه ۶):

«امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است.»

👈 دشمن در حال تضعیف است، نه تقویت. این پیروزی، نقطه عطف افول هژمونی آمریکاست.

 

● شبهه ۸: «چرا به همسایگان خلیج فارس فشار نمی‌آوریم؟»

پاسخ رهبری (صفحه ۸):

«به همسایگان جنوبی ایران می‌گویم که شما در حال دیدن یک معجزه هستید. پس درست ببینید و درست درک کنید و در جای درست بایستید و به وعده‌های دروغین شیاطین بدگمان باشید.»

👈پیام روشن به همسایگان این است که نظم منطقه عوض شده؛ از این به بعد باید با ایران هماهنگ شوید.

 

● شبهه ۹: «مذاکره یعنی ما از تنگه هرمز دست کشیده‌ایم»

پاسخ رهبری (صفحه ۹):

«حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»

👈تنگه هرمز همچنان اهرم اصلی ایران است و مدیریت آن نه تنها تضعیف نمی‌شود، بلکه ارتقا می‌یابد.

 

● شبهه ۱۰: «دلهای مردم از هم فاصله گرفته و عده ای دل‌چرکین هستند.»

پاسخ رهبری (صفحه ۸):

«قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخ‌های فیمابین اقشار مختلف با گرایش‌های متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده می‌شود.»

👈 نظام و مردم بیش از پیش به هم نزدیک شده‌اند. این یک دستاورد مهم است که باید حفظ شود.

 

◀️ پیام امروز رهبری، یک «منشور روشنگر» برای این روزهای حساس است. هر شبهه‌ای که دشمن یا شیطان یا ناامیدی در دل انقلابیون انداخته بود، در این پیام پاسخ قاطع، مستند و امیدبخش دارد. مطابق این پیام، نه آتش‌بس تحمیلی است، نه حزب‌الله تنها شده، نه تنگه هرمز را از دست داده‌ایم، و نه از اصول عقب نشسته‌ایم. ما در میدان پیروز شده‌ایم و این پیروزی را با قدرت و حضور مردم در مذاکرات تثبیت خواهیم کرد. صبر راهبردی داشته باشیم؛ انتقام و غرامت و تحقیر دشمن در راه است.

 

#اعتماد_به_تصمیمات_نظام 

#لطفا_نشر_حداکثری 

 

روایت آخرالزمان

◀️ روایات آخرالزمان، چراغ راه یا ساعت زنگ‌دار؟!

 

✍ محمدرضا حدادپور جهرمی 

 

نگرانی و سرگردانی‌ بسیاری از مومنان را در میان این همه واژهٔ سنگین و مبهم (دجال، سفیانی، یأجوج و مأجوج، فتنه‌های آخرالزمان) کاملاً درک می‌کنم. 

 

خیلی‌ها این روزها، با توجه به جنگ و آشفتگی منطقه، احساس می‌کنند شاید در «آخرالزمان» گیر افتاده‌اند و هیچ چیز برایشان روشن نیست.

 لطفا به این نکات توجه کنید👇

 

🔺 ابهام، نشانهٔ عجز ما نیست، بلکه ماهیت «غیب» و «امتحان» است. 

قرآن می‌فرماید: «وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَکْسِبُ غَدًا ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ» (لقمان، ۳۴). یعنی هیچ کس از آیندهٔ خودش هم ۱۰۰٪ آگاه نیست، چه رسد به اینکه کی سفیانی خروج می‌کند یا دجال می‌آید. این ابهام، نه یک نقص، که بخشی از «آزمون الهی» است. اگر همه چیز از پیش روشن بود، ایمان و تکلیف معنا نداشت.

 

🔺 لطفا و خواهشا روایات آخرالزمانی را با دو دیدگاه نخوانید: «تاریخ‌نگاری» یا «کتاب فال»! 

بسیاری از این نشانه‌ها (مانند سفیانی، نفس زکیه، خراسانی) در روایات ما به صورت مبهم و نمادین آمده‌اند تا «جهت‌گیری کلی» بدهند، نه «تقویم دقیق رویدادها». مثلاً می‌گویند قبل از قیام، فساد در زمین فراگیر می‌شود، جنگ‌های بزرگ رخ می‌دهد و حق از باطل جدا می‌گردد. اینها چراغ راه هستند، نه ساعت زنگ‌دار. اگر کسی مدعی شود «همین الان سفیانی خروج کرده» یا «فلان تاریخ قیام می‌کند»، بدانید که چنین ادعایی مستند روایی معتبر و قطعی ندارد.

 

🔺 اگر ندانیم «کجای برنامه هستیم»، تنها راه این است: «تکلیف امروز را انجام دهیم»

پیامبران و امامان هیچ‌گاه از ما نخواستند بنشینیم و نشانه‌ها را رصد کنیم تا بفهمیم «آخرالزمان است یا نه». بلکه فرمودند: «إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَ فِی یَدِ أَحَدِکُمْ فَسِیلَةٌ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لاَ تَقُومَ حَتَّى یَغْرِسَهَا فَلْیَغْرِسْهَا» (اگر قیامت برپا شد و در دست یکی از شما نهالی بود، اگر می‌تواند پیش از برپایی قیامت آن را بکارد، بکارد). یعنی حتی در آخرین لحظات هم «فعل درست» را انجام بده. مشخص کردن اینکه «کجای برنامه هستیم» هرگز از وظایف ما نبوده؛ وظیفهٔ ما «درست عمل کردن» است در هر جای برنامه که باشیم.

 

🔺 احساس «سرگردانی» خودش گاهی فریب بزرگ شیطان است. 

شیطان دوست دارد مؤمن را یا به «غفلت» بزند (بگو کاری نداریم) یا به «آخرالزمان‌زدگی» (بگو همه چیز از پیش تعیین شده و دست ما نیست). هر دو غلط است. خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، ۱۱). یعنی آینده با دست خودمان تغییر می‌کند، نه با رصد دجال و سفیانی.

 

🔺 بهترین پاسخ به ابهام، «فعالیت روشنگرانه» است نه «منتظری منفعل»

 جامعهٔ منتظر، جامعه‌ای نیست که بنشیند و «زمان» را پیش‌بینی کند. جامعهٔ منتظر، جامعه‌ای است که خود را برای عدالت، علم، اخلاق و قدرت آماده می‌کند. اگر امروز جنگ و فتنه است، وظیفهٔ ما «بصیرت‌افزایی»، «وحدت»، «پشتیبانی از مقاومت» و «اصلاح درونی» است – نه گیر کردن در این سؤال که «آیا این همان فساد اول یهود است یا دوم؟»

 

بزرگوار! می‌گویید «هیچ‌کس نیست قطعی و موثق روشن کند» و راست می‌گویید. چون قرار هم نبوده کسی چنین کند. ابهام در جزئیات آخرالزمان، عین حکمت الهی است تا انسان در هر عصری احساس کند «شاید همین الان وقت امتحان است» و از خواب غفلت بیدار شود. به جای گشتن به دنبال کسی که «قطعاً» بگوید کجای برنامه هستیم، از همین امروز بپرس: «من در این شرایط چه وظیفه‌ای دارم؟» جوابش روشن است: 

صبر، آگاهی، عمل صالح و دوری از تفرقه

 

خدمت به مادر

به مادرتان خدمت کنید که باعث رشد دنیا و آخرت شما است


شیخ اعظم، مرحوم آیه الله العظمی شیخ مرتضی انصاری، مادرش را بر اثر پیری و ناتوانی او را در هر کجا که نیازمند بود می برد و او را کول می کرد و با خود می برد تا نزدیك حمّام به دوش مى گرفت و او را به زن حمامى سپرده، مى ایستاد، تا بعد از پایان كار او را به خانه برگرداند.

هر شب به دست بوسى مادر مى آمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون مى رفت.

پس از مرگ مادر به شدت مى گریست. و می فرمود: گریه ام براى این است كه از نعمت بسیار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم.

شیخ پس از مرگ مادر با كثرت كار و تدریس و مراجعات تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را خواند، با آنكه مادر از متدیّنه‌هاى روزگار بود.

 

شهادت رسول الله

​نگویید وفات پیامبر، شهادت درست است

 در منابع معتبر شیعه، تصریح شده است که پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال دهم هجری در مدینه به‌علت مسمومیت به شهادت رسیدند.

علمای برجسته شیعه این موضوع را چنین بیان کرده‌اند:

شیخ مفید(ره): رسول خدا(ص) در ۲۸ صفر به‌دلیل مسمومیت از دنیا رفته‌اند.

شیخ طوسی(ره) نیز ضمن ذکر تاریخ ۲۸ صفر، بر مسموم‌شدن ایشان تأکید دارد.

شیخ طبرسی(ره) نیز تصریح کرده پیامبر(ص) به شهادت رسیدند.

ابن فتال نیشابوری(ره) هم با ذکر تاریخ ۲۸ صفر و ۶۳ ساله بودن پیامبر، مسمومیت پیامبر (ص) را یادآور شده است.

علامه حلی(ره) نیز علت از دنیا رفتن پیامبر(ص) را مسمومیت دانسته و تاریخ شهادت را همان ۲۸ صفر ذکر می‌کند.

همچنین عالمانی چون محمد بن علی اردبیلی و علامه مجلسی(ره) نیز همین دیدگاه را تأیید کرده‌اند.

محمدرضا حدادپور جهرمی