مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

شنبه 05/06/28
ای کاش کوچهها هنوز مثل قدیم بود
خیس بود و بوی نم میداد…
ای کاش عطر یاس آویزون شده از خونهها
توی کوچه پس کوچههای شهر میپیچید؛
تا از بوی اونا سرمست بشیم و بی خیال دنیا…
ای کاش خونهها
انقدر سر به فلک کشیده نبود…
همون خونههای حیاط داری بود
که به پشت بوم ختم میشد…
ای کاش همه چیز همونجوری میموند..

جمعه 04/07/04
داشتم فکر میکردم…
پاییز هم فصل قشنگی است
برایِ آمدنت!
چقدر مِـهرش به مـهربانیِ تو میآید
و بارانش به اشکهایِ من..
السلامعلیکیابقیهالله

شنبه 04/01/16
بـسمالـلّـہالـرحمنالـرحیم
إِلٰهِیالعَظُمَالْبَلاءُ،وَبَرِحَ الْخَفاءُ،وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ،وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ،وَضاقَتِ الْأَرْضُ،وَمُنِعَتِ السَّماءُ،وَأَنْتَ الْمُسْتَعانُ،وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکیٰ،وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ.
خدایاگرفتارےبزرگ شدوپوشیدهبرملأگشتو پردهکناررفتوامیدبریدهگشتوزمینتنگ شدو خیراتآسماندریغشدوپشتیبانتوییوشکایت تنهابہجانبتواست،در سختیوآسانیتنهابر تواعتماداست.
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ،وَعَرَّفْتَنا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ،فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَرِیباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.
خدایا!برمحمّدوخاندانمحمّددرودفرست آنصاحبانفرمانیکہاطاعتشانرابرمافرض نمودیوبہاینسببمقامشانرابہماشناساندی،پس بہحقایشانبہماگشایشدھ،گشایشیزودو نزدیکهمچونچشمبـرهمنهادنیازودتر،
یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ
اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ
اےمحمّدواےعلی،اےعلیواےمحمّد،مرا کفایتکنیدکہتنهاشماکفایتکنندگانمنیدویارےام دهیدکہتنهاشمایاریکنندگانمنهستید،
یَا مَوْلانا یَا صاحِبَ الزَّمانِ،الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ،
أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی،السَّاعَةَ السَّاعَةَ السّاعَةَ،
الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ،یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ.
اےمولایمااےصاحب زمان،فریادرس، فریادرس،فریادرس،مرادریاب،مرادریاب،مرادریاب، اکنون،اکنون،اکنون،باشتاب،باشتاب،باشتاب، اےمهربانترینمهربانانبہحقمحمّدوخاندانپاڪاو.
اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج