موضوع: "پرسش وپاسخ اعتقادی"

ارتکاب گناه در بهشت

آیا در بهشت می‌توانیم مرتکب گناه شویم❓

 


نکته‌ی اوّل: طبق آيات نوراني قرآن کريم، بهشتيان هر چه اراده کنند برايشان مهيّاست. (1)

نکته‌ی دوّم: بهشت دار جزاست و نه دار عمل.
امام علي علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل»؛ «دنيا دار عمل هست و نه جزا و آخرت محل جزاست و نه عمل». (2)

نکته‌ی سوّم: با توجه به اينکه، عالم آخرت با عالم دنيا کاملاً متفاوت است، درک کامل و وافي از فضاي بهشت و بهشتيان براي ما امکان‌پذیر نيست و نبايد انتظار داشته باشيم، شناختي دقيق از نعمت‌ها و پاداش‌های بهشت به دست بياوريم.
در روايتي از امام علي علیه‌السلام آمده است: «ِ فِيهِ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر»؛ «در بهشت نعمت هايي است که هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و بر قلب کسي خطور نکرده است». (3)

نکته‌ی چهارم: بهشتيان پاک و طاهر هستند و جز پاکي و طهارت از آنان سر نمی‌زند. قرآن کريم در وصف بهشتيان می‌گوید: «لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْواً وَ لا تَأْثيما، إِلاَّ قيلاً سَلاماً سَلاما»؛ «در آن (باغ‌های بهشتى) نه لغو و بيهودهاى مىشنوند نه سخنان گناه‌آلود، تنها چيزى كه می‌شنوند «سلام» است «سلام»». (4)

نتيجه اينکه: هرچند بهشتيان هر چه اراده کنند در اختيارشان قرار می‌گیرد و می‌توانند استفاده کنند ولي با توجه به پاکي و طهارتي که بر بهشتيان و بهشت حاکم است، جز خير، پاکي و صفا و صميميّت در بهشت حاکم نيست و اثري از گناه به معناي دنيوي و خستگي و پلشتي در بهشت وجود ندارد.
قرآن می‌فرماید: «لا يَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوب»؛ «نه در آن رنجى به ما می‌رسد و نه سستى و واماندگى». (5)

📚پی‌نوشت‌ها:
1. نحل/31
2. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 84
3. الأمالي (للصدوق)، النص، ص: 542
4. واقعه/25-26
5. فاطر/35

تکرار نماز میت جایزه؟!

تکرار نماز میت
نماز میت با هفتاد تکبیر ❗️❗️

سیدِ یزدی در عروه می نویسند:
تکرار نماز میت جایز است، خواه نمازگزار یک نفر باشد یا چند نفر؛ اما این کار مکروه است، مگر آنکه متوفی فردی عالم، شریف و پرهیزگار بوده باشد.
فقها در استدلال به جایز بودن تکرار نماز میت برای شخصیت های خاص به مواردی اشاره کرده اند از آن جمله نماز پیامبر بر حمزه سیدالشهدا است که گفته شده برای حمزه با هفتاد تکبیر نماز خوانده شد و معنی هفتاد تکبیر این نیست که یک نماز را با هفتاد تکبیر خوانده باشد[چرا که نماز میت پنج تکبیر دارد ] بلکه منظور این است نماز بر پیکر آن شهید والا مقام تکرار شده است تا جایی که گفته شده برای او با هفتاد تکبیر نماز اقامه شده است.

🖤 مطلب فوق به مناسبت اقامه سه نماز در عتبات عالیات عراق و سه نماز در ایران به پیکر رهبر شهید امت اسلامی تقدیم شد.


🖋حسینی لیلابی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


یجوز تکرار الصلاة علی المیت سواء اتحد المصلی أو تعدد، لکنه مکروه  إلا إذا کان المیت من أهل العلم والشرف والتقوی.
📗العروة الوثقى (للسيد اليزدي)، ج۱، ص۴۳۲

 

چرا فقه شیعه امامیه به فقه جعفری مشهور است؟

⁉️ چرا فقه شیعه امامیه به فقه جعفری مشهور است؟

◻️ بنی‌عباس برای دور کردن مردم از اهل‌بیت(ع) و محوریت آنان، اقدام به حمایت از افرادی کردند تا مکتب فقهی خاصی مطابق میل خود تأسیس کنند و شخصیت‌سازی نمایند

 

◻️ با انگیزه‌های خاص، به تأسیس و ایجاد مکاتب فتوایی پرداختند، اما نتوانستند موفق شوند و بر مکتب اهل‌بیت(ع) غلبه کنند

 

◻️ فعالیت‌های علمی امام صادق(ع) و نظریات فقهی حضرت بر همه آنها غلبه یافت و شاگردان حضرت هرجا فتاوای فقهی و روایات حضرت را به نام «جعفر بن محمد» و «قال جعفر بن محمد» منتشر نمودند.

 

◻️ در مقابل مکاتب فقهی، مکتب فقهی حضرت غلبه داشت و سرآمد بود و فقه اهل‌بیت(ع) به نام جعفر بن محمد(ع) شهره و منشأ و سرچشمه فقهی اهل‌بیت گردید.

 

◻️ هزاران نفر در بلاد و ممالک اسلامی و مساجد آن روزگار به نام جعفر بن محمد(ع) فتوا و فقه و علوم فقهی را نقل نموده و تدریس می‌کردند و این‌گونه بود که فقه جعفری تأسیس و منتشر گردید و در همه بلاد اسلامی شهره شد.

پاسخ به شبهه روز

 پاسخ به ۱٠ شبهه اخیر در پبام نورانی رهبر فرزانه انقلاب

 

✍ محمدرضا حدادپور جهرمی 

 

● شبهه ۱: «آتش‌بس به رهبری تحمیل شده است»

پاسخ رهبری (صفحه ۶-۷):

«امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، به جرأت میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بوده‌اید. … این بی شک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان … به ملت ایران ارزانی شده است.»

👈آتش‌بس تحمیل نشده، بلکه نتیجه پیروزی و فرصتی برای تثبیت آن است. نه تنها سخن از تحمیل نیست، بلکه آقا الحمدلله از نتایج و روند راضی هستند نشانه پیروزی میدانند.

 

● شبهه ۲: «مذاکره یعنی عقب‌نشینی از اصول»

پاسخ رهبری (صفحه ۷):

«نباید با اعلام بنای بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردم … سنگین‌تر از قبل به نظر می‌رسد.»

👈 نه تنها مذاکره، عقب نشینی از اصول شمرده نشده بلکه مذاکره با حضور مردمی و میدانی انجام می‌شود و ابدا به معنای عقب‌نشینی نیست.

 

● شبهه ۳: «ما حزب‌الله را در لبنان تنها گذاشتیم»

پاسخ رهبری (صفحه ۹):

«ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ وجه از حقوق حقّه خود دست نمی‌کشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را به طور یکپارچه در نظر داریم.»

👈جبهه مقاومت یکپارچه است و ایران هیچ بخشی از آن را رها نکرده.

 

● شبهه ۴: «اسرائیل با قتل‌عام لبنان توافق را شکست؛ پس توافق باطل است»

پاسخ رهبری (صفحه ۸-۹):

«حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کنیم. حتماً غرامت تک تک صدمات … را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»

👈جنایت اسرائیل بی‌پاسخ نمی‌ماند، اما این به معنای فروپاشی کل توافق نیست؛ پاسخ در جای خود و با حفظ اهرم‌های اصلی داده می‌شود.

 

● شبهه ۵: «چرا هنوز انتقام خون شهدا گرفته نشده؟»

پاسخ رهبری (صفحه ۹):

«عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه می‌دارد و پیوسته مترصد تحقق آن خواهد بود.»

👈 انتقام یک وظیفه زنده و ماندگار است؛ زمان آن را «مترصد بودن» تعیین می‌کند، نه شتاب‌زدگی.

 

● شبهه ۶: «مردم دیگر نباید به خیابان بیایند. رفتند مذاکره کنند. دیگر فایده ندارد.»

پاسخ رهبری (صفحه ۷):

«مسلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است؛ همچنان که عدد شگفت‌آور و روبه افزایش میلیونی پویش جان فدا برای ایران، هم از عناصر تأثیرگذار در این عرصه است.»

👈حضور مردم در خیابان‌ها و پویش‌ها، پشتوانه مذاکرات است و باید ادامه یابد. پس هم مردم باید با مدل جدید کار در ادامه راه مطابق باشند(نه این که تعیین تکلیف کنند) و هم از وظایف خود در خیابان کوتاهی نکنند.

 

● شبهه ۷: «آمریکا و اسرائیل قوی‌تر از قبل برمی‌گردند»

پاسخ رهبری (صفحه ۶):

«امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است.»

👈 دشمن در حال تضعیف است، نه تقویت. این پیروزی، نقطه عطف افول هژمونی آمریکاست.

 

● شبهه ۸: «چرا به همسایگان خلیج فارس فشار نمی‌آوریم؟»

پاسخ رهبری (صفحه ۸):

«به همسایگان جنوبی ایران می‌گویم که شما در حال دیدن یک معجزه هستید. پس درست ببینید و درست درک کنید و در جای درست بایستید و به وعده‌های دروغین شیاطین بدگمان باشید.»

👈پیام روشن به همسایگان این است که نظم منطقه عوض شده؛ از این به بعد باید با ایران هماهنگ شوید.

 

● شبهه ۹: «مذاکره یعنی ما از تنگه هرمز دست کشیده‌ایم»

پاسخ رهبری (صفحه ۹):

«حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»

👈تنگه هرمز همچنان اهرم اصلی ایران است و مدیریت آن نه تنها تضعیف نمی‌شود، بلکه ارتقا می‌یابد.

 

● شبهه ۱۰: «دلهای مردم از هم فاصله گرفته و عده ای دل‌چرکین هستند.»

پاسخ رهبری (صفحه ۸):

«قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخ‌های فیمابین اقشار مختلف با گرایش‌های متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده می‌شود.»

👈 نظام و مردم بیش از پیش به هم نزدیک شده‌اند. این یک دستاورد مهم است که باید حفظ شود.

 

◀️ پیام امروز رهبری، یک «منشور روشنگر» برای این روزهای حساس است. هر شبهه‌ای که دشمن یا شیطان یا ناامیدی در دل انقلابیون انداخته بود، در این پیام پاسخ قاطع، مستند و امیدبخش دارد. مطابق این پیام، نه آتش‌بس تحمیلی است، نه حزب‌الله تنها شده، نه تنگه هرمز را از دست داده‌ایم، و نه از اصول عقب نشسته‌ایم. ما در میدان پیروز شده‌ایم و این پیروزی را با قدرت و حضور مردم در مذاکرات تثبیت خواهیم کرد. صبر راهبردی داشته باشیم؛ انتقام و غرامت و تحقیر دشمن در راه است.

 

#اعتماد_به_تصمیمات_نظام 

#لطفا_نشر_حداکثری 

 

روایت آخرالزمان

◀️ روایات آخرالزمان، چراغ راه یا ساعت زنگ‌دار؟!

 

✍ محمدرضا حدادپور جهرمی 

 

نگرانی و سرگردانی‌ بسیاری از مومنان را در میان این همه واژهٔ سنگین و مبهم (دجال، سفیانی، یأجوج و مأجوج، فتنه‌های آخرالزمان) کاملاً درک می‌کنم. 

 

خیلی‌ها این روزها، با توجه به جنگ و آشفتگی منطقه، احساس می‌کنند شاید در «آخرالزمان» گیر افتاده‌اند و هیچ چیز برایشان روشن نیست.

 لطفا به این نکات توجه کنید👇

 

🔺 ابهام، نشانهٔ عجز ما نیست، بلکه ماهیت «غیب» و «امتحان» است. 

قرآن می‌فرماید: «وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَکْسِبُ غَدًا ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ» (لقمان، ۳۴). یعنی هیچ کس از آیندهٔ خودش هم ۱۰۰٪ آگاه نیست، چه رسد به اینکه کی سفیانی خروج می‌کند یا دجال می‌آید. این ابهام، نه یک نقص، که بخشی از «آزمون الهی» است. اگر همه چیز از پیش روشن بود، ایمان و تکلیف معنا نداشت.

 

🔺 لطفا و خواهشا روایات آخرالزمانی را با دو دیدگاه نخوانید: «تاریخ‌نگاری» یا «کتاب فال»! 

بسیاری از این نشانه‌ها (مانند سفیانی، نفس زکیه، خراسانی) در روایات ما به صورت مبهم و نمادین آمده‌اند تا «جهت‌گیری کلی» بدهند، نه «تقویم دقیق رویدادها». مثلاً می‌گویند قبل از قیام، فساد در زمین فراگیر می‌شود، جنگ‌های بزرگ رخ می‌دهد و حق از باطل جدا می‌گردد. اینها چراغ راه هستند، نه ساعت زنگ‌دار. اگر کسی مدعی شود «همین الان سفیانی خروج کرده» یا «فلان تاریخ قیام می‌کند»، بدانید که چنین ادعایی مستند روایی معتبر و قطعی ندارد.

 

🔺 اگر ندانیم «کجای برنامه هستیم»، تنها راه این است: «تکلیف امروز را انجام دهیم»

پیامبران و امامان هیچ‌گاه از ما نخواستند بنشینیم و نشانه‌ها را رصد کنیم تا بفهمیم «آخرالزمان است یا نه». بلکه فرمودند: «إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَ فِی یَدِ أَحَدِکُمْ فَسِیلَةٌ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لاَ تَقُومَ حَتَّى یَغْرِسَهَا فَلْیَغْرِسْهَا» (اگر قیامت برپا شد و در دست یکی از شما نهالی بود، اگر می‌تواند پیش از برپایی قیامت آن را بکارد، بکارد). یعنی حتی در آخرین لحظات هم «فعل درست» را انجام بده. مشخص کردن اینکه «کجای برنامه هستیم» هرگز از وظایف ما نبوده؛ وظیفهٔ ما «درست عمل کردن» است در هر جای برنامه که باشیم.

 

🔺 احساس «سرگردانی» خودش گاهی فریب بزرگ شیطان است. 

شیطان دوست دارد مؤمن را یا به «غفلت» بزند (بگو کاری نداریم) یا به «آخرالزمان‌زدگی» (بگو همه چیز از پیش تعیین شده و دست ما نیست). هر دو غلط است. خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، ۱۱). یعنی آینده با دست خودمان تغییر می‌کند، نه با رصد دجال و سفیانی.

 

🔺 بهترین پاسخ به ابهام، «فعالیت روشنگرانه» است نه «منتظری منفعل»

 جامعهٔ منتظر، جامعه‌ای نیست که بنشیند و «زمان» را پیش‌بینی کند. جامعهٔ منتظر، جامعه‌ای است که خود را برای عدالت، علم، اخلاق و قدرت آماده می‌کند. اگر امروز جنگ و فتنه است، وظیفهٔ ما «بصیرت‌افزایی»، «وحدت»، «پشتیبانی از مقاومت» و «اصلاح درونی» است – نه گیر کردن در این سؤال که «آیا این همان فساد اول یهود است یا دوم؟»

 

بزرگوار! می‌گویید «هیچ‌کس نیست قطعی و موثق روشن کند» و راست می‌گویید. چون قرار هم نبوده کسی چنین کند. ابهام در جزئیات آخرالزمان، عین حکمت الهی است تا انسان در هر عصری احساس کند «شاید همین الان وقت امتحان است» و از خواب غفلت بیدار شود. به جای گشتن به دنبال کسی که «قطعاً» بگوید کجای برنامه هستیم، از همین امروز بپرس: «من در این شرایط چه وظیفه‌ای دارم؟» جوابش روشن است: 

صبر، آگاهی، عمل صالح و دوری از تفرقه

 

کمک به ظالم

 کمک به ظالم در ظلمی­ که می­‌کند:

هر چیزی­ که از نظر عرف، کمک به ظالم محسوب شود، حرام است؛

 چه کمک مستقیم باشد، مانند اینکه ظالمی بخواهد فردی را شلاق بزند و کسی به او کمک ‌کند، مثلاً شلاق به دستش ‌دهد، یا این مظلوم را نگه­‌دارد تا او کتک بزند. این کمک مستقیم است،

 و چه کمک غیر مستقیم باشد؛ مثل اینکه ظالم در اثنای کار ظالمانه‌اش، تشنه شود و شما به او آب دهید تا تشنگی‌اش فرو نشیند و به ظلمش ادامه دهد.

 

از مصداق­‌های متداول و رایج امروزی، کمک تبلیغاتی است؛ مثل تبلیغ برای کشتن شیعیان. یا مثل اینکه کسی در فکر ترور باشد و دیگری با نقشه کشیدن او را راهنمایی کند. این هم کمک به ظالم است.

 

سایت احادیث الطلاب

حقایق پنهان


وضوی اهل سنت را چه کسی آموزش داده که آنها بجای مسح، پاهارا می شویند ؟

قبر و عالم برزخ 

قبر و عالم برزخ 

در قرآن کریم کلمه برزخ سه مرتبه  ذکر شده است  که فقط یکی از آن سه به معنای عالم پس از مرگ می باشد؛

«و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» مؤمنون/۱۰۰

و در پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که بر انگیخته می شوند.

درباره کیفیت عالم برزخ

شاید بتوان از همین کلمه برزخ کیفیت عالم پس از مرگ را حدس زد عالمی بین دنیا و آخرت ، البته نه صرفا بینونت زمانی بلکه یعنی برتر از حیات دنیوی و پایین تر از قیامت .

علامه حسن زاده آملی:

روح انسانی بدون برزخ نمی‌تواند وارد عالم محشر و بهشت یا جهنم ابدی شود؛ زیرا انتقال از محیطی به محیط دیگر که از هر نظر با محیط اول متفاوت است، در صورتی قابل تحمل خواهد بود که مرحله میانه‌ای وجود داشته باشد؛ مرحله‌ای که بعضی از ویژگیهای مرحله اول و پاره‌ای از ویژگیهای مرحله دوم در آن جمع باشد.

 اتحاد عاقل به معقول،ص۲۶۳ 

در احادیث گاهی با کلمه قبر به عالم پس از مرگ اشاره شده است؛

مثل این حدیث از امام سجاد علیه السلام ؛ قبر باغی است از باغهای بهشت و یا گوشه ای است از گوشه های دوزخ.

الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار

امام صادق علیه السلام؛

اَلبَرْزَخُ الْقَبْرُ ، وَ هُوَ الثَّوابُ وَالْعِقابُ بَیْنَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهُ

برزخ قبر است و قبر پاداش و مجازات بین دنیا و آخرت است.

نورالثقلین،ج۳،ص۵۵۳

و فرمود: به خدا سوگند من بر شما از برزخ می ترسم، سوال شد برزخ چیست؟ فرمودند:

«اَلْقَبْرُ مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَام»

مقصود از برزخ قبر انسان است از لحظه مرگ تا روز رستاخیز.

بحارالانوار، ج ۶، ص۱۱۶

رحلت پیامبر اکرم؛ وفات یا شهادت؟!

رحلت پیامبر اکرم؛ وفات یا شهادت؟!

 آیا پیامبر اسلام (ص) به مرگ طبیعی از دنیا رفتند یا شهید شدند؟

 عده ای تلاش می کنند در جامعه مسلمین القا کنند پیامبر (ص) عمر طبیعی خودشان را کردند. کسی به ایشان قصد سوء نکرد. و این نظر خود را با تعبیر وفات و یا رحلت پیامبر (ص) ابراز می دارند؛ و متأسفانه در محافل شیعیان هر چند نادانسته و ناخواسته؛ چنین تعبیر می شود.

 اولا باید بدانیم پیامبر (ص) را چندین بار ترور کردند. در اوایل بعثت مشرکان قصد حذف کردن فیزیکی ایشان را داشتند و در ادامه و مخصوصا بعد از هجرت به مدینه و استقرار حکومت اسلامی منافقین که طمع ریاست داشتند چندین بار سوء قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند اما در آخر ایشان را مسموم و به شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسیدند.

 ثانیا در عمل این مطلب را ابراز کنیم که پیامبر (ص) ما در بستر به مرگ طبیعی جان نداد بلکه شهید شدند. اما دلیل ادعای ما علاوه بر تاریخ صحیح صدر اسلام روایتی است که از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد. شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الامال روایتی در همین مضمون از امام صادق(ع) نقل می کنند و تصریح می کنند که روایت صحیحه است. در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:

عیون: ابا صلت هروی از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود هیچ یک از ما نیست مگر اینکه کشته می شود.

اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست که پیامبر اکرم(ص) در جنگ خیبر مسموم شد پیوسته این ناراحتی در آن جناب بازگشت می کرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع و از آن ناراحتی درگذشت. که از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد.

 کفایة الاثر: هشام بن محمّد از پدر خود نقل کرد که حضرت امام حسن (ع) پس از شهادت پدر خود امیر المؤمنین (ع) در ضمن سخنرانی خود فرمود: پیامبر اکرم (ص) به من خبر داده که امامت در اختیار دوازده امام از اهل بیت اوست که برگزیده اند. هیچ کدام از ما نیست مگر اینکه یا مسموم می شود و یا مقتول. 

عده ای بر این نظرند (البته روایاتی هم مؤید نظرشان وجود دارد) زنی یهودی ایشان را مسموم کرد؛ اما تاریخ این مسمومیت تا لحظه شهادت زیاد است و با عقل جور در نمی آید. 

اما نظر دیگری هست که از درون امت اسلامی منافقین پیامبر (ص) را مسموم کردند. روایت ذیل اشاره به این نظر دارد: جبرئیل ابتدای سوره ی عنکبوت را بر حضرت رسول فرود آورد و گفت ای محمّد بخوان 

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ أَنْ یَسْبِقُونا ساءَ ما یَحْکمُونَ. 

رسول خدا (ص) به جبرئیل فرمود: این چه آزمایشی است جبرئیل عرض کرد ای محمّد همانا خدای تعالی تو را سلام می رساند و می فرماید: که من پیامبری پیش از تو نفرستادم مگر اینکه در پایان زندگی اش جانشینی که بجایش بنشیند برگزید و روش و احکامش را زنده کرد پس راستگویان آنانند که فرمان رسول خدا را اجرا می کنند و آنان که نافرمانی او را می کنند دروغگویانند. همانا ای محمّد نزدیک شده رفتن تو بسوی پروردگارت خدا فرمان می دهد به تو که پس از خود علی بن ابی طالب را برای امتت انتخاب کنی او جانشین تو است که قیام به ارشاد و هدایت امت و رعیتت می کند. اگر امت پیروی او را کردند سالم خواهند ماند 

…حذیفه گفت رسول خدا، علی (ع) را خواست و با او خلوت کرد همان روز و شب را علم و حکمتی که خدا با وی سپرده بود او هم به علی(ع) سپرد و او را آگاه کرد آنچه را که جبرئیل گفته بود.

چرا دعا مستجاب نمی شود؟

مردی از امام علی علیه السلام پرسید: 

«خداوند در قرآن می فرماید:

(ادعونی استجب لکم؛

مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم) 

پس چرا ما دعا می‌کنیم ولی اجابت نمی‌شود؟»

امام علی علیه السلام فرمودند: 

«زیرا شما در هشت مورد بی وفایی کردید:

یک: 

خدا را شناختید، ولی حقش را آنگونه که بر شما واجب بود ادا نکردید.

دو: 

به حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله ایمان آوردید؛ ولی با سُنّت و سیره‌ی او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید. پس ثمره ایمان شما چه شد؟

سه: 

قرآن را خواندید ولی به آن عمل نکردید. گفتید: 

(قرآن را به گوش و دل می‌پذیریم)، 

ولی در عمل با آن به مخالفت برخاستید.

چهار: 

گفتید: ما خواهان بهشتیم ولی در تمام حالات، کارهایی انجام می‌دهید که شما را از بهشت دور می‌سازد.

پنج: 

گفتید: ما از آتش دوزخ می‌ترسیم، ولی در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوی دوزخ می‌روید.

شش: 

نعمت های خدا را خوردید، ولی سپاسگزاری نکردید.

هفت: 

خداوند شما را به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: 

“ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا؛

شیطان دشمن شما است، او را دشمن گیرید." 

شما با زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل، دوست شیطان بودید.

هشت: 

عیب‌های مردم را مقابل دیدگانتان قرار دادید و عیب‌های خود را پشت سرتان انداختید، در نتیجه دیگران را ملامت می‌کنید، در حالی که خودتان به ملامت شدن سزاوارتر هستید.

حال؛ با این وضع، چه دعایی از شما مستجاب گردد در صورتی که شما خودتان، درهای دعا و راههای اجابت آن را بسته‌اید! پس کارهایتان را اصلاح کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.»

بحارالانوار ، جلد ۹ ، صفحه ۳۷۶

1 3