✨الهی✨

✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

 

 بار خدایا ! تاکی میان من و تو ، منی و مائی بود.

منی از میان بردار تا منیت من تو باشد و من هیچ نباشم.

الهی ، تا با توام بیشتر از همه ام و چون با خودم ، کمتر از همه ام .

 

 ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

 

 

 

هرگز سختی‌های زندگی خود را برای دیگران تشریح نکنیم.

 

مفضّل با فشار سخت زندگی روبرو شده بود ،فقر وتنگ دستی، داشتن قرض و مخارج سنگین زندگی او را آزار می‌داد، درمحضر امام صادق علیه السلام لب به شکایت گشود و بیچارگی‌های خود را مو به موتشریح کرد :« فلان مبلغ قرض دارم ،فلان مشکلرا دارم، متحیّرم چه کنم ؟ و….!»خلاصه در آخر کلامش از امام صادق علیه السلام درخواست دعا کرد.

 

امام علیه السلام به کنیزش دستور داد یک کیسه اشرفی که منصور برای وی فرستاده بود بیاورند ،بعد این کیسه را در اختیار مفضّل قرار داد.

 

مفضّل به امام علیه السلام عرض کرد: «آقا!… مقصودماز آنچه در حضور شما گفتم دعا بود.»

 

حضرت امام علیه السلام فرمودند: « بسیار خوب! … دعا هم می‌کنم؛،امّا این را بدان؛ هرگز سختی‌های خود را برای مردم تشریح نکن. اولین اثرش این است که وانمود می‌شود تو در میدان زندگی زمین خورده‌ای واز روزگار شکست یافته‌ای، در نظرها کوچک می‌شوی وشخصیّت واحترامت از میان می‌رود».

 

کافی ج 4 ص 21
شهید مطهری،داستان راستان ص۱۷ .و رحمتی ،محمد،گنجینه معارف ج۱ص۱۱۲

قضاوت در مورد افراد را از شیخ انصاری بیاموزیم

نقل کرده‌اند که از شیخ انصاری درباره مولوی استفتاء می‌کنند که مولوی چگونه آدمی است؟

 

شیخ که می‌خواهد از روی موازین حرف بزند و می‌داند تک‌تک سخنان و اعمال ما مورد سؤال قرار می‌گیرند، در پاسخ می‌نویسد: من کتاب مثنوی را کم مطالعه کرده‌ام ولی در جوانی قدری آن را دیده‌ام و این شعر از آن زمان در نظرم مانده است که مولوی می‌گوید:


هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

 

وقتی مولوی درباره معاصران خود در 600 سال قبل می‌گوید که اینان تشخیص نمی‌دهند که من چه‌کاره‌ام، من چگونه درباره او قضاوت کنم.

مرحوم شیخ با دقت و به گونه‌ای جواب می‌دهند که مسئولیت شرعی نداشته باشد.

بااقتباس و ویراست ازکتاب حکایت پارسایان

 

تربیت

 

 هرگاه خلافی مرتکب می‌شدم، مادرم نمی‌گذاشت در خانه کار کنم!


خدا رحمت کند مادرم را…

یکی از راه های تربیت وی این بود که هرگاه از ما خلافی می دید، دیگر کار به ما نمی داد! یعنی ظرف شستن و دوخت و دوز و مانند آنها را از ما سلب می کرد و از این طریق کار را پیش ما ارزشمند می ساخت.

امروزه بسیاری از ما دقیقاً کار را بالعکس می کنیم؛ یعنی وقتی بچه خلافی کرد او را به کار وا می دارند یا اگر اذیت کرد، کار او را دو برابر می کنند. در نتیجه، چنین بچه ای کار را تنبیه تلقی می کند،

در حالی که ما بیکاری را به عنوان تنبیه تلقی می کردیم.


آیت الله حائری شیرازی

حکایت ما...

واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.
کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:
روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت:
راستش برنجی در کار نیست.
آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.


? امثال و حکم

اربعین

 

قرنهاست که دوستان اهل بیت (ع) با تمسک به کاروان داغدیده اسیران کربلا زیارت اربعین امام حسین (ع) را به جا می آورند. اما در سالهای اخیر روح تازه ای در این زیارت پر فضیلت دمیده شده است و بر شکوه آن افزوده است. گو اینکه زیارتی که تا به حال بیشتر سلوک و همراهی فردی مردم با امام (ع) بود به مرحله ای جدید از جریان جمعی با محوریت محبت سید الشهداء (ع) رسیده است و مردم جهان با این پیاده روی به بلوغ یک جامعه آرمانی و ایمانی با محوریت امام (ع) نزدیکتر شده اند.

راهی طولانی برای رسیدن به این فضیلت بزرگ پیموده شده است. عاشورایی که در سال 61 به وقوع پیوست آغاز این راه بود. نهالی که در عاشورا کاشته شد امروز گل داده است و روزی عطر گلهای بیشمار این شجره طیبه همه جهان را پر خواهد کرد. 
این روزها دورنمای اصلاحی که امام حسین (ع) با آن فداکاری بزرگ وعده آن را داده بودند بهتر می توان مشاهده نمود. می توان دید که خط سرخ عاشورا به خط سبز ظهور نزدیکتر شده است. 

شکوهی که امروز در زیارت میلیونی اربعین دیده می شود بشارتی بزرگ است و نشانه آماده تر شدن مردم جهان برای دوران با شکوه ظهور مصلح کل، حضرت حجه بن الحسن(عج). نمایشی کوچک از همدلی و برادری و محبتی که پس از ظهور وعده آن را به ما داده اند را می توان در زائران اربعین مشاهده کرد. در این زیارت می توان به خوبی دید که مرزهای خود ساخته بشر مثل نژاد و قبیله و زبان و کشور از میان برداشته می شود. اینها همه به یاری خداوند ذائقه بشر را برای چشیدن طعم شیرین ظهور آماده خواهد کرد.


روز بیستم: روز اربعین و به قول شیخ مفید و شیخ طوسى روز بازگشت خانواده حضرت حسین علیه السّلام از شام به مدینه، و روز ورود جابر بن عبد الله انصارى به کربلا براى زیارت امام حسین علیه السّلام است، و جابر نخستین زائر آن حضرت پس از شهادت ایشان است، و زیارت حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام در این روز مستحبّ است.

از حضرت عسگرى علیه السّلام روایت شده:

نشانه ‏هاى مؤمن پنج چیز است:

-بجا آوردن پنجاه ‏ویک رکعت نمازهاى واجب و نافله در شب‏ وروز،

-زیارت اربعین،

-انگش‌تر به دست راست نمودن،

-و در سجده جبین را بر خاک گذاشتن،

-و بلند گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم»

شیخ در کتاب «تهذیب» و «مصباح» زیارت خاص این روز را از امام صادق علیه السّلام نقل کرده است.

داستان واقعی:(

 

 

 یک سالی بود که صیغه ی محرمیت خوانده بودندو به اصطلاح دوران نامزدی را می گذراندند. تازه داشتند آماده می شدند برای مراسم عقدو …

بی بندو بار بودو به هیچ کدام از اعتقادات اش عمل نمی کرد و بدحجابی زن را افتخار می دانست و نوعی زیبایی…

چشم هایش عادت کرده بودند به تصاویر ناجور ، عکس ها و فیلم های…آنقدر چشم چرانی برایش عادی شده بود که وقتی همسرش را برانداز می کردند لذت می برد و این نهایت بی غیرتی بود ..

ساناز(نامزدش) با گوشی مهران تماس گرفت اما جوابی نشنید و پس از چند ساعت از آگاهی تماس گرفتند که مهران را در حین گناه با دختری دانشجو گرفتند. ساناز گوشی را قطع کرد و این آخرین تماس تلفنی او با عشقش مهران بود .

و حالا طبق دستور دادگاه مهران باید با سحر آن دختر دانشجو ازدواج می کرد تا از گناهش رفع جرم شود. و قرار بر این شد . خواستگاری با فحش و دعوا و کتک کاری با وساطت بزرگان به پایان رسید و سحرو مهران به عقد هم در آمدندو بعد از چند مدت زندگی جدید خود را آغاز کردند اوایل بسیار دعوا می افتادند و کار به دخالت خانواده ها می کشید اما کم کم آرامش به زندگیشان باز گشت.

یک سال از زندگیشان گذشت یکی از دوستان شب را در منزل آنها دعوت بود و با صحنه ای عجیب مواجه شد . سحر با لباسی بسیار بد و دامنی کوتاه و آرایشی شدید برای پذیرایی آمده بود و شروع به خوشامدگویی و خندیدن کرد در حالیکه مهمانهای آن خانه چند پسر مجرد بودند.

یکی از بچه ها سریع واکنش نشان دادو گفت مهران این چه وضعیست ؟

مهران را کنار کشید و گفت همه ی اینها دوستان تو هستند و تو زنت را برهنه نمایش می دهی ؟ مهران چطور اعتماد می کنی ؟ چطور اجازه می دهی همه از وجود همسرت بهره مند شوند ؟ نکن . عاقبت بدی برایت دارد ؟ پس غیرتت کجاست ؟

اما توجهی نکرد و با واژه ی دوستان من برادران من هستند خندید و گذشت . در جواب دوست اش گفت حتی در مقابل برادر هم نباید اینچنین باشد…فکر عاقبت زندگی ات باش …مواظب کارهایت باش و مجلس را ترک کرد…

یکی دیگر از دوستان هم می گفت که شبی مجبور شدم در منزل آنها بمانم و اصلا مراعات حال مرا نکردند که هیچ . مهران صبح زود از خانه رفت و من با همسرش تنها ماندم و از ترس گناه با لباس خواب از خانه بیرون زدم .

مهران به تمام نصایح بی توجهی می کرد و حرف گوش نمیداد . خب حق داشت آخر دیگر غیرتی برایش باقی نمانده بود که بخواهد توجه کند و فیلم های ماهواره هم که…

3ماه بعد

مهران با گوشی دوستش تماس گرفت در حالیکه چون کودکی گریه می کرد دلیل را جویا شدند با ناراحتی تمام گفت همسرم از من طلاق می خواهد و حاضر نیست با من زندگی کند . دیگر چه کسی به من زن می دهد نمی خواهم او را از دست بدهم . دیگر مرا دوست ندارد و بهانه جویی می کند …

اما تلاشش بیهوده بود و سحرطلاق گرفت …

4ماه بعد سحر رادید که دست در دست رفیق برادر گونه اش دارد راه می رود و عاشقانه حرف میزند درست است سحر به عقد رفیق عزیزتر از برادر ش در آمده بود و اینگونه زندگی آن دو نفر هم به پایان رسید…

وقتی کسی از خدا نترسد وقتی به هیچ چیزی پایبند نباشدوقتی به همین راحتی گناه می کند و برایش عادی شده . توقع دیگری نمی توان داشت…جز افسوس برای انتخاب نادرست…

بی حجابی و بی حیایی و بی عفتی و در کنارش بی غیرتی مردان زهری می شود مرگبار برای زندگی …

نوشته شده توسط آسمان بچه های خدایی

موانع دیدار امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

 

علی ابن مهزیار اهوازی یکی از کسانی بود که سال‌های زیادی برای تشرف به محضر حضرت بقیه‌الله عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش نمود تا جایی که بیست سال بدون وقفه خود را به مراسم حج می‌رساند به امید اینکه مولایش را زیارت کند اما موفق نمی‌شد.

سپس بعد از بیست سال تلاش و زحمت، از ملاقات حضرت ناامید شد و به دوستانش خبر داد که امسال به مکه نمی‌آیم؛ اما در خواب به او بشارت دادند که امسال توفیق زیارت حضرتش را پیدا خواهی نمود. برای همین دوباره تصمیم گرفت خود را به مراسم حج برساند و به هر حال به سرزمین وحی مشرف شد…

در طول ایام حج به‌شدت انتظار می‌کشید تا ببیند این وعده چگونه محقق خواهد شد اما سفر رو به اتمام بود و خبری از وصال نشد. تا اینکه در پایان سفر جوانی در مسجدالحرام با علی ابن مهزیار قرار گذاشت تا او را خدمت حضرت ببرد…

علی ابن مهزیار اثاثش را جمع کرد و از دوستانش خداحافظی نمود و بدون اینکه دوستانش متوجه شوند، با آن جوان به‌سوی کوه‌های طائف راه افتاد.

علی ابن مهزیار به همراه آن جوان قبل از طلوع آفتاب به خیمه حضرت رسید و بعد از کسب اجازه از محضرشان به خدمت حضرتشان نائل شد…

آن حضرت در بدو ورود فرمودند:
«علی ابن مهزیار! من شب و روز منتظرت بودم تا بیایی اما نمی‌آمدی!!»

علی ابن مهزیار از این جمله حضرت تعجب کرد؛ چرا که فکر می‌کرد اوست که بیست سال به دنبال آن حضرت بوده است.

 

اما امام در ادامه فرمودند:
«سه مانع در تو وجود داشت که نمی‌گذاشت نزد ما بیایی؛
به دنبال جمع‌آوری مال بودی،
به فقرا رسیدگی نمی‌کردی،
و صله‌رحم نیز نمی‌کردی…»

 

? کتاب رزق، ص 96، آیت‌الله مهدوی



چادر عشق است

 

 

روز انتظار

 

حضرت جواد الا ئمّه به نقل از پدران بزرگوارش از امام حسين صلوات الله عليهم اجمعين در حديثي بسيار طولاني حکايت فرمايد:

روزي بر جدّم رسول خدا صلي الله عليه و آله وارد شدم، شخصي به نام أبي بن کعب حضور داشت و سؤال و جواب هايي پيرامون ائمّه اطهار عليهم السلام مطرح شد تا جايي که جدّم رسول الله صلي الله عليه و آله اظهار داشت:

خداوند متعال در صُلب يازدهمين خليفه ام، نطفه اي پاک و منزّه قرار داده است که تمام انسان هاي مؤمن به وسيله آن شادمان و راضي خواهند شد.خداوند تبارک و تعالي در عالم ذرّ عهد و ميثاق ولايت او را گرفته است و کساني نسبت به او کافر خواهند شد که منکر خداوند باشند.

او امامي است پرهيزکار و پاک، مسرور کننده و رضايت بخش، هدايت گر و هدايت بخش، حکم به عدل مي نمايد و بر اجراي عدالت دستور مي دهد.

در تمام امور، خداوند حکيم را تصديق مي کند و خداوند هم او را تصديق و تأييد خواهد کرد، او از ديد افراد، مخفي و پنهان مي گردد تا زماني که آمادگي ظهور و بيان احکامش در جامعه آشکار شود.

در طالقان گنج هاي ارزشمندي در انتظار اوست که نه طلا است و نه نقره، بلکه مرداني قوي و پايدار خواهند بود.خداوند متعال هنگام فرزندم، از تمام شهرها و دورترين نقاط اصحاب او را گرد يکديگر جمع مي نمايد که به تعداد اصحاب جنگ بدر - يعني سيصد و سيزده نفر - خواهند بود.و طوماري در دست دارد که در آن نام تمام اصحاب و يارانش با معرّفي کامل از جهت نسب، شهر، شغل و فاميل خانوادگي ثبت و ضبط گرديده است.

امام حسين عليه‌السلام افزود: أُبي بن کعب سؤال کرد: علائم و نشانه هاي ظهور او چگونه و چيست؟

جدّم رسول الله صلي الله عليه و آله در جواب او، فرمود:

بيرقي مخصوص او قرار گرفته است که هر موقع زمان ظهورش فرا رسد بيرق، باز و گسترده خواهد شد و خداوند متعال آن را به سخن درخواهد آورد، پس صاحبش را صدا مي زند و مي گويد:

اي ولي الله! ظاهر شو و دشمنان خدا را به هلاکت برسان.همچنين شمشيري مخصوص او، در قلاف قرار داده شده است، که هنگام خروج حضرتش شمشير از قلاف بيرون آيد و با قدرت خداوند به سخن آيد و گويد:

اي ولي الله! خارج و ظاهر شو، چون که ديگر بر تو جايز نيست که نسبت به دشمنان خدا ساکت و آرام بنشيني.پس در همان حال، ظاهر و خارج مي گردد و دشمنان خداوند متعال را در هر کجاي عالَم و در هر حالتي بيابد، پس از إتمام حجّت، به قتل خواهد رساند.و او تمام حدود و احکام الهي را به اجراء در خواهد آورد، در حالتي که جبرئيل سمت راست و ميکائيل سمت چپ و شعيب فرزند صالح جلوي او قرار دارد.و به همين زودي قبل از قيام قيامت، او را خواهيد يافت و من تمام امور خود را به خداوند واگذار مي کنم.

اي أُبي! خوشا به حال کسي که در آن زمان حجّت خدا را درک کند و خوشا به سعادت کسي که دوستدار او، و معتقد و مؤمن به ولايت و امامت او باشد، همانا که خداوند متعال آن افراد مؤمن را از شدائد و هلاکت ها نجات مي بخشد.

منابع:
اعلام الوري طبرسي/ ج2/ ص190-186

کمال الدين صدوق: 264، ح11

عيون اخبار الرضا (عليه‌السلام): ج1/ ص120

 

در اسلام آباد اورمیه چرا مدارس به آتش کشیده شد؟!

 

پ.ک.ک و پژاک براین باورند که در زمان جنگ نباید هیچ دانش آموزی برای تحصیل به مدرسه برود.
باید تمامی دانش‌آموزان کُرد به کوههای  قندیل رفته و در جنگ با ارتش ترکیه پ.ک.ک را یاری نمایند.

پ.ک.ک جهت نیل به این مسئله به بهانه‌های واهی مدارسی که دانش‌آموزان کُرد در آنجا تحصیل می‌کنند را آتش زده و با اتهام زنی به معلمین ، مدیران و مستخدمین مدارس آنها را به قتل می‌رساند.

 


دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶

نزدیکهای صبح است که کانال ناسیونالیسم کُردی، با به اشتراک گذاری یک لینک گروه تلگرامی کُردهای نوار غربی ایران را جهت پیوستن به این گروه فرا می‌خواند.


با مرور پروفایل‌های مربوط به گردانندگان (ادمین‌ها و غیرادمین‌های هماهنگ با ادمین‌ها ) این گروه معلوم می‌شود که این گروه ،کار مشترک پژاک، پ.ک.ک ، کومله و دمکرات میباشد.

کانال ناسیونالیسم کردی که متعلق به حزب تروریستی دمکرات کردستان ایران است چند روزی است که به جهت شکست‌ سیاست‌های اربابانشان در عراق و جهت جبران و کاست فشار ایران بر علیه اقلیم، فراخوان حضور کُردها در خیابانهای شهرهای غربی ایران را می‌دهد ولی این فراخوان‌ها هرگز جامه عمل به تن نمی‌پوشد.

 

خبرگزاری فرات متعلق به سازمان تروریستی پ.ک.ک ضمن انتقاد از این فراخوان‌ها پیشنهاد می‌دهد که ائتلاف احزاب تروریسم کُرد بایستی از نقطه حرف به نقطه عمل رسیده و مدیریت مبارزات خیابانی کردها در ایران از انحصار تروریست‌های دمکرات‌ها بیرون بیاید.

 

و دقیقا صبح فردای این پیشنهاد، گروه تلگرامی تازه تأسیس با عنوان روژهلات پشتیبان باشور در کانال ناسیونالیسم کردی مجال تبلیغ پیدا می‌کند.

با ورود به گروه و مشاهده انبوه اکانت‌هایی که به گروه جوین می‌شوند و همچنین هرج و مرج موجود در آن از شکل‌گیری تازه این مجموعه پرده برمی‌دارد.
هوداران پژاک و پ.ک.ک به سیاست‌های دمکرات‌ها اعتراض و آنها را ترسو خطاب می کنند!


ادمین های گروه با حرفه‌ای‌گری و با اتخاذ سیاست سؤال و جواب‌های پینگ-پُنگی هواداران دو آتشه را به آرام‌شدن سوق می‌دهند.

یکی از ادمین‌ها پیشنهاد نظم بخشی و انسجام بیشتر به گروه را می دهد و در همان لحظه ادمین دیگری متنی را به عنوان متن و نقطه انسجام پین می‌کند.


در متن پین شده نوشته شده :

“دختر 12 ساله‌ای در اسلام آباد اورمیه توسط یک سپاهی بازنشسته که مستخدم یک مدرسه بوده مورد تجاوز قرار گرفته و بایستی دامنه اعتراض به این مسئله که از دیشب شروع شده بزرگتر شده و به مسئله باشور (کردستان عراق) پیوند بخورد!”


همزمان با این رویکرد، اخبار تجاوز به سرعت برق و باد از طریق رسانه‌های تحت نفوذ تروریسم کُرد در فضای مجازی منتشر می‌شود.

و پازل‌ها جوری چیده شده‌ که در کمتر از چند دقیقه حتی روزنامه ایران وابسته به دولت نیز در دام خبری تروریست‌ها افتاده و بر خبر تجاوز صحه می گذارد!

 

تروریسم کُرد که طرح سناریوی آشوبش مو به مو به اجرا درآمده در ادامه ضمن فراخوان و تحریک مردم جهت اعتراض به این مسئله عناصر آموزش دیده‌اش را وارد معرکه کرده و دیری نمی‌کشد که دو مدرسه ،‌ماشین های پرسنل مدارس، مساجد و پایگاه‌های بسیج به نام خشم مردم به آتش کشیده می‌شود!

بررسی‌ها و اظهارات فرمانداری و معاونت‌سیاسی استاندار و مدیرکل آموزش پرورش استان آذربایجان غربی نشان می دهد که مسئله تجاوز از بیخ و بن کذب محض بوده و اصل مسئله برخورد خارج از حیطه مستخدم مدرسه با دختردانش‌آموز کُرد بوده که والدین ایشان را جهت اعتراض به مدرسه کشانده و نهایتا با رضایت والدین دانش آموز مسئله فیصله یافته بوده است.


واکاوی کِش‌دار شدن این مسئله فرضیات و احتمالات زیر را دور از ذهن نمی‌کند:

۱- یک یا چندین تن از طراحان این سناریو از بستگان و یا همسایگان آن خانواده کُرد معترض بوده‌اند.

 

۲-این سیستم دقیقا متد تروریست‌های پ.ک.ک میباشد که در شرق ترکیه بسیاری از مدارس را به تعطیلی کشانده و پرسنل آموزش و پرورش را از آن مداس فراری داده است.


در تعطیلی مدارس بسیاری از دانش‌آموزان کُرد جهت حضور در کوه‌های قندیل مدیریت شده‌اند.

 

۳-پیاده سازی این سناریو در محله‌ای با ترکیب جمعیتی متشکل از کُرد و تورک صورت گرفته و با تحریک جامعه کُردی در آن محله ، مهاجرت تورک‌های آن محل را تسریع خواهد داد.


۴- انتخاب اورمیه به عنوان محل اجرای این سناریو‌ها و انتشار جهت‌دار اخبار آن ، کُرد نشان‌دادن این شهر عمدتا تورک آذربایجانی را در قالب‌های خبری جا خواهد انداخت.

 

۵-حضور عناصر حرفه‌ای و آموزش دیده پژاک و پ.ک.ک در غرب آذربایجان جدی بوده و در صورت بی‌تفاوت بودن به این مسئله چالش‌های امنیتی عمیقی را متوجه منطقه خواهد کرد.