مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

شنبه 96/01/12
![]()
قابل توجه افرادي كه خيلي دوست دارند ماه رجب رو روزه بگيرند اما به هر دليل اين امكان رو ندارند:
?صدوق در « ثواب الاعمال » و « امالي» به اسناد خود از حضرت رسول اكرم حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم روايت نموده است كه فرمود:
?«هركس سي روز از رجب را روزه بدارد منادي از آسمان ندا خواهد نمود كه اي بنده ي خدا اما آنچه از تو گذشته است براي تو آمرزيده شد پس عمل را در مابقي عمر از سر بگير …»
از ايشان پرسيده شد اگر كسي به هر دليلي عاجز ازين روزه باشد چه كند تا به همچين ثوابي كه توصيف فرموديد برسد؟
فرمودند:
« در عوض هر روز گرده ناني به تصدق بدهد كه قسم به كسي كه جانم به دست اوست هرگاه چنين تصدقي هر روزه بدهد به آنچه توصيف كردم و بيشتر از آن خواهد رسيد؛ چه هرگاه تمام خلايق كلا از اهل آسمانها و زمين جمع شوند بر اينكه مقدار ثواب آن را اندازه بگيرندبه عشر آن چيزي كه در بهشت از فضايل و درجات عائل مي گردد نمي رسند.»
گفتند: يا رسول الله اگر كسي اين صدقه را هم نتواند براي اينكه به ثوابي كه توصيف فرمودي نائل شود، چه بايدش كرد؟
فرمودند:
?« در هر روز از ماه رجب تا سي روز تمام شود اين تسبيح را يك صد مرتبه بگويد:
?سبحانَ الاِلهِ الجليل سبحان من لا يَنبَغي التسبيحُ الا له، سبحان الاَعَزِّ الاكرم سبحانَ من لَبِسَ العِزَّ و هو له اهل »
?به نقل از كتاب المراقبات / اعمال ماه رجب / ثواب شگفت روزه ي ماه رجب
ـــــــــــــــــــــــ
✅با نشر احادیث رسانه دینی باشیم … .
?برگرفته از سایت هدانا?

شنبه 96/01/12
امروز که زمين و آسمان مي گريد
از بهر غريب سامرا مي گريد
جا دارد اگر كه شيعه خون گريه کند
چون مهدي صاحب الزمان مي گريد
شهادت جانسوز امام هادي(ع) تسليت باد
? داستان عجيب شيعه شدن مردی از اهل اصفهان نزد امام هادی (ع)
♦️قطب راوندى (ره) از جماعتى از مردم اصفهان نقل می كند كه گفتند: در اصفهان مردى بود به نام عبد الرّحمن و شيعه شده بود [با اينكه در آن وقت شيعيان در اصفهان، بسيار كم بودند]، به او گفته شد، علّت چيست كه شيعه شده و به امامت حضرت هادى عليه السّلام اعتقاد دارى، و امامت افراد ديگر را قبول ندارى؟».
?او گفت:
سرگذشتى، با امام هادى عليه السّلام دارم كه موجب شيعه شدن من شده است، و آن اينكه: من فقير بودم، ولى در سخن گفتن و جرئت، قوى بودم، در آن سالى كه جمعى از مردم اصفهان براى دادخواهى نزد متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) عازم شهر سامرّاء شدند، و مرا با خود بردند، سرانجام به در خانه متوكّل رسيديم، روزى در كنار در قلعه متوكّل بوديم، ناگاه شنيدم متوكّل فرمان احضار امام هادى عليه السّلام را داده است، از بعضى از حاضران پرسيدم: «اين شخصى را كه متوكّل، فرمان احضارش را داده كيست؟».او گفت: «اين شخص، مردى از آل على عليه السّلام است، رافضيان به امامت او اعتقاد دارند، سپس گفت: «ممكن است متوكّل او را احضار كرده تا بكشد».
?من تصميم گرفتم در آنجا بمانم تا ببينم كار به كجا می کشد، و اين (امام هادى عليه السّلام) كيست؟ ناگاه ديدم امام هادى عليه السّلام سوار بر اسب وارد شد، همه حاضران به احترام او، در جانب راست و چپ او به راه افتادند و آن حضرت در ميان دو صف قرار گرفت، و مردم به تماشاى سيماى او پرداختند، همين كه چشمم به چهره او افتاد، محبّتش در قلبم جاى گرفت، پيش خود دعا مى كردم تا خداوند وجود او را از گزند متوكّل حفظ كند،
او كم كم در ميان مردم آمد، در حالى كه به يال اسبش نگاه مى كرد، و به طرف راست و چپ نمى نگريست، و من همچنان پيش خود دعا مى كردم، وقتى كه آن بزرگوار به مقابل من رسيد به من رو كرد و فرمود:
«خداوند دعاى تو را به استجابت رسانيد، بدان كه عمر تو طولانى می شود و اموال و فرزندانت زياد می گردند».
?از هيبت و شكوه او، لرزه بر اندام شدم و با اين حال به ميان دوستانم رفتم، آنها گفتند: «چه شده، چرا مضطرب هستى؟». گفتم: خير است، و ماجراى خود را به هيچ كس نگفتم، تا به اصفهان بازگشتيم، خداوند در پرتو دعاى آن حضرت، به قدرى ثروت به من داد كه اكنون قيمت اموالى كه در خانه دارم- غير از اموالم در بيرون خانه- معادل هزار هزار درهم است، و داراى ده فرزند شده ام، و اكنون عمرم به هفتاد و چند سال رسيده است، من به امامت او اعتقاد يافتم به دليل آنكه او بر افكار پنهان خاطرم، آگاهى داشت، و دعايش در مورد من به استجابت رسيد.
منبع: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم, شیخ عباس قمی , ص433

دوشنبه 96/01/07
?بعضی، از مهمان گریزانند. برخی هم مهمان دوستند. هر کدام هم نشان دهنده خصلت درونی افراد است.
?حضرت علی علیه السلام را اندوهگین دیدند. پرسیدند: یا علی! سبب اندوه شما چیست ؟ فرمود: «یک هفته است که مهمانی برایم نیامده است!… »( ۱)
?این کجا؟ و آن که آمدن مهمان را نزول بلا می شمارد و کوه غم بر دلش می افتد و عزا می گیرد، کجا؟ برکت خانه، در آمد و شد مهمان است. مهمان رحمت الهی است و پذیرایی از مهمان، توفیقی ارجمند است که نصیب هر کس نمی شود. مهمان حبیب خداست.
?در ضرب المثل های ایرانی است که: «مهمان، روزی خود را می آورد.» (۲)
البته این ضرب المثل، از احادیث اسلامی گرفته شده و ریشه ای دینی دارد.
? از حضرت رسول صلّی الله علیه و آله روایت است که: «الضیف ینزل برزقه… ؛ مهمان، روزی خود را نازل می کند.» (۳)
البته اضافه بر این، گناهان صاحبخانه و میزبان را هم می زداید و این برکتی شگفت است.
? باز هم در این زمینه حدیثی از امام صادق علیه السلام بشنویم که به یکی از یارانش به نام «حسین بن نعیم» فرمود:
- آیا برادران دینی ات را به خانه خودت دعوت می کنی ؟
- آری. هرگز غذا نمی خورم مگر آنکه پیش من دو سه نفر یا کمتر و بیشتر از برادران هستند.
?حضرت فرمود:
- آگاه باش که فضیلت آنان بر تو، بیش از برتری تو بر آنان است!
(راوی که با شنیدن این سخن به تعجب آمده بود، پرسید:)
- فدایت شوم! من به آنان طعام می دهم، مرکب خویش را دراختیارشان می گذارم، با این حال آنان برتر از منند؟
- آری! چون وقتی آنان به خانه تو وارد می شوند، همراه خود، آمرزش تو و خانواده ات را همراه می آورند و چون می روند، گناهان تو و خانواده ات را با خویش می برند. (۴)
?کسی که خانه ای وسیع، امکاناتی فراوان و دستی سخاوتمند دارد، شکرانه نعمت های الهی را گاهی باید با انفاق و صدقه، گاهی با اطعام و مهمانی، هدیه، دستگیری از بینوایان، کمک به محرومان و… ادا کند، و گرنه شهرت و ثروت و مال، وبال او خواهد شد.
? منابع
۱. میزان الحکمه، ج۵، ص ۵۲۱
۲. امثال و حکم، دهخدا، ج ۴، حرف میم
۳. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۵۲۰
۴. کافی، ج ۲، ص ۲۰۱، حدیث ۸ و ۹
پ.ن: خطاب به کسایی که بعد یک هفته اومدن عید دیدنی ولی صاحبخانه با اخم وتَخم که عید هفته ی پیش بود!!

شنبه 96/01/05
خانه مؤمنين در بهشت
هشام بن حكم نقل ميكند كه مردى از كوهستان خدمت امام صادق عليه السلام آمده و ده هزار درهم به ايشان داد و گفت تقاضاى من اينست كه خانه اى خريدارى فرمائيد تا از حج كه برگشتم با عيال و اطفال خود در آنجا مسكن كنم و بعزم مكه معظمه خارج شد.
چون مراجعت نمود حضرت او را در منزل خود جاى داد و طومارى به او لطف كرد.
فرمود خانه اى برايت در بهشت خريدم كه حد اول آن متصل است به خانه محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و حد دوم به منزل على مرتضى عليه السلام و حد سوم به خانه حسن مجتبى و حد چهارم به خانه حسين بن على عليه السلام.
مرد كوهستانى كه اين سخن را شنيد گفت قبول كردم و راضى شدم حضرت مبلغ را ميان تنگدستان از فرزندان امام حسن و امام حسين عليهماالسلام تقسيم كردند و كوهستانى بمحل خود بازگشت.
چون مدتى گذشت آن مرد مريض شد و بستگان خود را احضار نموده گفت من ميدانم آنچه حضرت صادق عليه السلام فرموده راست است و حقيقت دارد خواهش ميكنم اين طومار را با من دفن كنيد. پس از زمان كوتاهى از دنيا رفت، بنا به وصيتش طومار را با او دفن كردند،
روز ديگر كه آمدند ديدند همان طومار بر روى قبر اوست و به خط سبز روى آن نوشته شده خداوند بآنچه ولى او حضرت صادق عليه السلام وعده داده بود وفا كرد.
? بحار الانوار ج ۱۱، احوال حضرت صادق (ع)

جمعه 96/01/04
عبادت در دین اسلام هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی، شاید مهمترین عبادت اجتماعی، خدمترسانی به مسلمین و باز کردن گره از زندگی آنان باشد بر همین اساس است که ائمه (ع) همواره به دنبال خدمت به جامعه و تزریق آسایش به مؤمنین بودند.
آیه:تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى مائده/2
در هر كار خير و تقوا يكديگر را يارى دهيد
حکایت؛ پسر مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی میگوید: پدرم در کلیه ساعات روز و شب برای رفع حوائج حاجتمندان و درماندگان آماده بودند، روزی عرضه داشتم خوب است برای مراجعه مردم وقتی مقرر شود تا بیوقت مزاحمتان نشوند، فرمود پسرم: «لیس عند ربنا صباح و لا مساء» (آن کس که برای رضای خدا به خلق خدمت میکند، نباید که وقتی معین کند)
مرحوم پدرم در ابتدای شبها پس از اتمام فریضه به نگارش پاسخنامهها و انجام خواستههای مراجعان مشغول و سپس مدتی به مطالعه میپرداختند. از نیمههای شب تا طلوع آفتاب به نماز و ذکر و نوافل و تعقیبات سرگرم بودند، پس از طلوع خورشید اندکی استراحت میکردند و بعد از آن تا ظهر به ملاقات و گفتگو با مراجعان و تهیه و ساخت دارو برای بیماران مینشستند و عصرها برای تدریس به مدرسه میرفتند و پس از آن نیز به پاسخ گوئی و رفع نیازمندیهای محتاجان و گرفتاران مشغول بودند و در تمام سال پس از طلوع آفتاب و یا ساعتی در بعدازظهر استراحتی کوتاه میفرمودند.
روزی یکی از سادات محترم مشهد برای ایشان سجاده و رختخوابی هدیه فرستاد، در جواب فرموده بودند: سجاده را به خاطر سیادت شما که رعایت حرمتش را بر خود واجب میدانم، میپذیرم ولی به رختخواب نیازم نیست، زیرا که بیست و پنج سال است که پشت و پهلو بر بستر استراحت ننهادهام (۱)
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گِره گشا می باش (۲)
?پی نوشت
۱-با اقتباس و ویراست از کتاب نشان از بی نشانها
۲-حافظ

چهارشنبه 96/01/02
سالیانی است که رهبر انقلاب، هرسال را با عناوین اقتصادی نامگذاری می کنند. بخشی از این نامگذاری ها برای تذکر به مسئولین است و بخشی برای تذکر به ما مردم.
⚠️ کدام بخش از اقتصاد مقاومتی به ما مربوط می شود؟ رهبر انقلاب پاسخ این سؤال را به ما داده اند:
?«استفاده از کالای داخلی»?
? ما باید تا آنجایی که می توانیم از کالای داخلی استفاده کنیم. کسی مجبور نیست کالای بی کیفیت و خراب استفاده کند، اما وقتی یک کالای خارجی، معادل داخلی خوبی دارد، چرا ما باید به خاطر چشم و هم چشمی کالای خارجی را بخریم؟
? در برخی صنایع که کیفیت تولیدات_داخلی بهتر از موارد خارجی است. به عنوان مثال در تولید چینی، محصولات کشور ما بهتر از کشور فرانسه است. و یا در صنعت چوب و… .
?همچنین در برخی اجناس کوچک همانند مسواک؛ اگر مردم ما فقط از مسواک ایرانی استفاده کنند، 5 هزار شغل برای جوانان ایجاد خواهد شد.
?اگر مردم خودکار ایرانی بخرند،۴ هزار فرصت شغلی به وجود می آید. پنج هزار شغل یعنی 5 هزار خانواده!
?برخی در جواب می گویند که آن مشابه خارجی، کمی بهتر است
این، مشابه حرف شخصی است که در بازی فوتبال ایران در مقابل برزیل، برزیل را تشویق می کرد! پرسیدند چرا تیم حریف را تشویق می کنی؟ گفت زیرا فوتبال او بهتر است
⚠️ ما می دانیم در برخی موارد وضعیت تولیدی ما از کشوری مثل ژاپن پایین تر است، اما کالای داخلی مصرف می کنیم تا به مرور وضعیت اجناس تولیدی ما نیز بهتر شود.
مگر ژاپنی ها چطور به اینجا رسیدند؟ بعد از جنگ جهانی دوم ژاپنی ها اجناس بنجل، به معنای واقعی کلمه، استفاده می کردند.
✅ از خانمی ژاپنی که شیعه شده بود و برای طلبگی به حوزۀ علمیۀ قم آمده بود، پرسیدند: «کشور شما بهترین وسایل را تولید میکند. کالاهای خانۀ شما همه ژاپنی است؟» ایشان گفت: «نه، ما همۀ کالاهایمان ایرانی است؛ چون رهبر ایران گفتهاند که استفاده از کالای ایرانی را برای خود فریضه بدانید».
⚠️ ما استفاده از کالای ایرانی را فریضه بدانیم، آن وقت ان شاءالله وضعیت اشتغال بهبود میابد

سه شنبه 96/01/01
❣❣صله رحم❣❣
✨هر چه از دنيا و آخرت ميخواهيد اينجا هست✨
✨اثرات صله رحم (ارتباط با خویشاوندان)✨
?١- مال را رشد ميدهد.
?٢- عمل ها را پاك ميكند.
?٣- بلا را دفع ميكند.
?٤- حساب را آسان ميكند.
?٥- از گناهان حفظ ميكند.
?٦- انسان را نزد اهل و عيال محبوب كند.
?٧- دشمن را ذليل ميكند.
?٨- خلق را نيكو كند.
?٩- اجل را دور كند ،گاهي عمر سه ساله را تا سي سال افزايش دهد.
?١٠- براي هر قدم جهت صله رحم چهل هزار حسنه نوشته شود.
سراج الشيعة ص١٨

دوشنبه 95/12/30
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
روشن کن چشم و دلم
به دیدنِ گنبدِ خضرآ . . .
?????
یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
تنظیم کن روز و شبم
با دیدن شمس و قمر
در بین الحرمینِ حضرتِ مولـآ . . .
?????
یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ
تغییر ده محالات سال
پریشانی های حال
با یک شب جمعه
تکیه بر پنجره فولاد
در جوارِ حضرتِ سلطــآن . . .
?????
حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
رقم بزن زیباترین حالمان
با ظهور مـــــــهدی موعود
و ساختِ مرقدِ حضرتِ زهـــرآ . .
?????
سال نومبارک

دوشنبه 95/12/30
? هفت سین قرآنی ?
۱- سلامٌ علی اِل یاسین (صافات آیه 130)
۲- سلامٌ عَلی نوحٍ فی العالمین (صافات آیه 79)
۳- سلامٌ عَلی اِبراهیم (صافات آیه 109)
۴- سلامٌ عَلی موسی و هارون (صافات آیه 120)
۵- سلامٌ قَولاً مِن رَبٍّ رَحیمٍ ( یس آیه 58)
۶- سلامٌ عَلَیکُم طِبتُم فَادخُلوها خالِدین (زمر آیه 73)
۷- سلامٌ هی حتّی مَطلَعِ الفَجر (قدرآیه 5)

دوشنبه 95/12/30
تحول در قلب و بصيرت
«يا مقلب القلوب و الابصار»
قلب و بصيرت قلبي، از مؤلفههاي مهم معنوي در مسير كمال انسان است كه در قرآن كريم و روايات ناب اسلامي تأكيد بسياري بر آن شده است. قلب سرچشمه تمامي جوششهاي و خيزشهاي وجود آدمي است.
به بيان نغز امام راحل(ره): «با سرچشمه گلآلود توقع صفاي آب نداشته باش… تو اگر معناي «يا مقلب القلوب» را به ذائقه قلب بچشاني و به سامعه قلب برساني… از جلب قلوب بينياز شوي». (آداب الصلوة، ص 172) از اين رو است كه امام در توصيه به پيروان خويش خاصه طلاب علوم ديني ميفرمايد: «لازم است خود را تهذيب كنيد كه وقتي رئيس جامعه يا طايفهاي شديد، آنان را نيز تهذيب نماييد. براي اصلاح و ساختن جامعه قدم برداريد. هدف شما خدمت به اسلام و مسلمين باشد». (جهاد اكبر، ص25) «اگر براي خدا قدم برداريد، خداوند متعال مقلب القلوب است. دلها را به شما متوجه ميسازد». (همان، ص 66)
در اعتقاد امام كسي كه نداي «يا مقلب القلوب و الابصار» را سرميدهد، بايد قلبش تنها متوجه به خدا باشد و از توجه به غير او رويبگرداند تا دعاي او جامه صدق و راستي برتن بيارايد و در ضميرش اثرگذار باشد. (ر.ج: شرح حديث جنود عقل و جهل، ص90) علم به اركان توحيد، با ايمان به آن متفاوت است؛ زيرا تا علم توحيد در قلب وارد نشود، حظي از نداي «يا مقلب القلوب و الابصار» نخواهيم برد. (همان، ص 95)
درخواست از درگاه ربوبي مبني بر انقلاب در قلب و بصيرت، نشانه آن است كه انسان به سبب نسيان از ياد حق و انس با كثرات دنيوي و هواهاي نفساني، نيازمند تحول قلبي و روشنايي چشمان دل است و اين تحول در قلب كه مكان حضور حق تعالي است (القلب حرم الله فلا تسكن فيه غير الله؛ دل، حرم الهي است. پس غير او را در آن جاي نده) و نيز تغيير و تحول در نگرش و بصيرت آدمي (المؤمن ينظر بنور الله؛ مؤمن به نور خدا ميبيند)، همگي به دست او است و تنها فضل و عنايت ربوبي خداي رحمان است كه ميتواند با دو دست جلال و جمال خويش مرآت دل را از غبار اغيار بزدايد و قفلهاي بزرگ هواي نفس را از ابواب آسماني دل بگشايد و پردههاي غفلت را از چشمان بصيرت انسان كنار زند و ديدگان دل را به نور معرفت و مشاهدت حضرت دوست روشني بخشد
تدبير روز و شب
«يا مدبر الليل و النهار»
انسان، به تصريح قرآني «إني جاعل في الارض خليفة»، جانشين خدا بر روي زمين است و اين شايستگي را دارد كه مرآت تمامنماي ربوبي و مجلاي ظهور و بروز اسما و صفات الهي شود. يكي از اسماي حق تعالي «مدبّر» است كه پروردگار عالميان به وسيله آن، به تدبير روز و شب يا تدبير نظام زمين و آسمان و به طور كلي، نظام خلقت ميپردازد. انسان نيز بايد خويشتن را متخلق به اخلاق الهي نمايد و تدبيرگر روز و شب خويش باشد
نيل به نيكوترين حالها
«يا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا إلي أحسن الحال»
«حَول» در دعاي عيد نوروز، به معناي «سال» است و «احوال» جمع حال، به معناي طبيعت و ضمير يا تغيير و دگرگوني وضعيت انسان است. از اين رو، خداوند تغيير دهنده سال و يا دگرگون كننده طبيعت مربوط به مخلوقات است و اين صيرورت و تحول در مسير رشد و كمال موجودات، لازمه امر زندگي و حيات است. در اين دعاي شريف از درگاه ربوبي ميخواهيم كه طبيعت وجود ما را به بهترين و نيكوترين طبيعتها تبديل كند و اين تغيير باطني يا ظاهري وجودي ما را همسو با تغيير و دگرگوني طبيعت ظاهري، در مسير شكوفايي و بالندگي قرار دهد.
دعاي لحظه تحويل سال، سرشار از جلوههاي وصال است كه مسير كمال و جمال را فراسوي رهرو طريق حق گسترده و بايسته است كه در مضامين بلند معنوي و عرفاني آن بينديشيم و بكوشيم تا در سال جديد، ظاهر و باطن خود را با معارف نغز الهي و انوار رحماني زينت بخشيم و زلال حالات خوش معنوي و زمزم صفاي روحاني را در محضر صاحبدلان اهل معرفت و واصلان اهل بصيرت بجوييم و قلب و روان خويش را در معرض نسيم حياتبخش و بهشتي مقربين كه عطر خوش عشق و معرفت از حريم قدسي وجودشان به مشام جان ميرسد و بهار زندگي و جاودانگي را براي آدمي به ارمغان ميآورد، قرار دهيم تا شجره وجودمان در قلعه امن ولايت به گلهاي معطر اسما و صفات الهي و ثمرات جانبخش رحماني مزين گردد