حکایت دنیا

چقدر این داستان آشناست…

قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه دیگری نوشید …

باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هر جه بیشتر و بیشتر لذت ببرد …

مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد …

اما ( افسوس ) که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت …

در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد …

 دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ! 

پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود …

این است حکایت دنیا…

  • 5 stars
    نظر از: نردبانی تا بهشت
    1397/11/04 @ 10:07:38 ب.ظ

    نردبانی تا بهشت [عضو] 

    ممنون عزیزم از مطلبتون
    عاشق این حکایتم

  • پاسخ از: مهنــــا
    1397/11/05 @ 02:04:18 ق.ظ

    مهنــــا [عضو] 

    سلام زهرا جان ممنون از حضور پرمهرت

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.