برای آنکه کمی قلب من شود آرام

چقدر آه کشیدم برای غربت تو

شبیه شمع چکیدم من از مصیبت تو 

برای آنکه کمی قلب من شود آرام

خدا کند برسد دست من به تربت تو 

خدا که جان تو را با جمال خود آمیخت

سرشت، روح مرا نیز با محبت تو

چقدر شکر به درگاه حق بدهکارم!

فقط برای همین: نعمت ولایت تو 

سلام حضرت باقر! نمی‌شود هرگز

حصار فاصله‌ها مانع زیارت تو 

لباس مشکی من غصۀ محرّم داشت

اضافه شد به غمش غصۀ شهادت تو 

اگر اجازه دهی، بر حسین گریه کنم

ولی نه جای خودم؛ گریه با نیابت تو… 

زینب‌ نجفی

راجی

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.