کلید واژه: "لقمان"

داستان

مردى در برابر “لقمان” ايستاد و به وى گفت: تو لقمانى، تو برده بنى نحاسى؟ “لقمان جواب داد: آرى.” او گفت: پس تو همان “چوپان سياهى؟!” لقمان گفت: سياهى ام كه واضح است، چه چيزى “باعث شگفتى” تو درباره من شده است؟… بیشتر »

حکایت پندآموز

مردى در برابر لقمان ايستاد و به وى گفت: تو لقمانى؟ تو برده‌ی بنى نحاسى؟ لقمان جواب داد: آرى. گفت: پس تو همان چوپان سياهى؟ لقمان گفت: سياهى‌ام كه واضح است، چه چيزى باعث شگفتى تو درباره من شده است؟ آن مرد گفت: ازدحام مردم در خانه تو و جمع شدنشان بر در… بیشتر »