مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
بار خدایا ! تاکی میان من و تو ، منی و مائی بود.
منی از میان بردار تا منیت من تو باشد و من هیچ نباشم.
الهی ، تا با توام بیشتر از همه ام و چون با خودم ، کمتر از همه ام .
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
یکشنبه 95/06/14
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
میگویم: این قدر به تلویزیون، بدبین نباش. یک عالمه حرفها و کارهای خوب را همین تلویزیون، یاد بچّههای ما داده است که ما نمیتوانستیم یادشان بدهیم.
میگوید: قبول دارم.
میگویم: پس چرا این قدر از تلویزیون بد میگویی؟
میگوید: تلویزیون برای چند کودک برنامه میگذارد؟
میگویم: خیلی. چند میلیون.
میگوید: شخصیت و شرایط این بچّهها با هم تفاوتی ندارد؟
میگویم: چرا. خیلی هم متفاوت است.
میگوید: آیا برای هر قشری از بچّهها، برنامۀ خاصّی دارد یا برای همه یکی است؟
میگویم: خب معلوم است که یکی است. اصلاً مگر میشود برای هر بچّهای یک برنامه گذاشت؟
میگوید: به نظر تو برای تربیت کردن بچّه نباید شرایط او را در نظر گرفت؟
میگویم: چرا.
میگوید: یک سؤال دیگر.
میگویم: بپرس.
میگوید: آموزههای تربیتی تلویزیون، تا چه اندازه با آنچه باید باشد، تطابق دارد؟
میگویم: برخی از آنها کاملاً مطابق است و برخی هم تا اندازهای؛ امّا برخی هم متضاد است.
میگوید: فرزند تو، قدرت جدا کردن اینها را از هم دارد؟
میگویم: نه. همه را در هم میبیند و پیامها را در هم میگیرد.
میگوید: تو میتوانی خوبها و بدهای تلویزیون را از هم جدا کنی و جدا شدهاش را به فرزندت بدهی؟!
میگویم: معلوم است که نمیتوانم. گاهی یک برنامه، اوّلش خوب است و آخرش بد است و میانهاش هم خوب و بد. من که نمیتوانم دائم تلویزیون را روشن و خاموش کنم. اصلاً خبر ندارم که چه اتّفاقی بناست در برنامه بیفتد که بخواهم کاری انجام دهم.
میگوید: همۀ این حرفها را بگذار کنار و به من بگو: تلویزیون، هر چهقدر هم که برنامۀ آموزنده داشته باشد، آیا میتواند جای والدین را بگیرد؟
میگویم: بدون تردید، جای آنها را نمیگیرد.
میگوید: الآن تلویزیون، جای پدر و مادر را گرفته یا نه؟
میگویم: گرفته
استادعباسی_ولدی
______________________________
یکشنبه 95/06/14
======================================
زشتی و زیبایی بسیاری از رفتارها برای کودک قابل فهم نیست.
وقتی کسی در هنگام عصبانیت، از یک کلمۀ زشت استفاده کرده و کودک هم آن را میشنود، میفهمد که در هنگام عصبانیت، باید از این کلمه برای ابراز خشم، استفاده کرد، همین؛
امّا آیا این کلمه خوب است یا بد، در اندازۀ فهم کودک نیست
کودکان، بویژه در سنین پایین زشتی برخی از کارها را نمیفهمند.
کودک، از رفتارهایی که از اطرافیانش میبیند یا کلماتی که از آنان میشنود، فقط تقلید میکند.
استادعباسی_ولدی
یکشنبه 95/06/14
±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±
یکی از مستحباتی که پیامبر و معصومین (ع) بدان سفارش اکید فرموده اند این است؛ که پدر و مادر پس از تولد نوزادشان در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند که این عمل آثار روحی بسیار مفیدی در وجود نوزاد خواهد داشت.
بدون شک القاء جملات: الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمد رسول الله (ص) از اولین آنات زندگی، گوش طفل را با ندای توحید و رسالت توحیدی آشنا خواهد کرد و صحیفه پاک و نورانی روح کودک این پیامها را در خود منعکس خواهد کرد.
سکونی از امام صادق (ع) روایت کرده که پیامبر فرمود:
من ولد له مولود فلیؤذن فی اذنه الیمنی باذان الصلاه و لیقم فی اذنه الیسری فانها عصمه من الشیطان الرجیم.
«کسی که صاحب فرزند شود، در گوش راستش اذان بگوید و در گوش چپش اقامه، چرا که این عمل فرزند را از شیطان رانده شده، مصون نگه می دارد.»
منابع:
۱_ وسائل الشیعه، ج 15، ص 136
۲_ مستدرک الوسائل، ج 15،ص 1
یکشنبه 95/06/14
±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±•±
گويند؛صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت .
نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گويد .
پذيرفت .
نماز جماعت تمام شد .
چشم ها همه به سوى او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست .
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم !هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد، برخيزد!
كسى برنخواست . گفت :
حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است ، برخيزد! باز كسى برنخواست .
گفت : شگفتا از شما كه به ماندن اطمينان نداريد و براى رفتن نيز آماده نيستيد!!!!
عطار نیشابوری
یکشنبه 95/06/14
ایثار و فداکاری علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهماالسلام
و یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یتِیماً وَ أَسِیراً * إِنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً *إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً
آنان به نذر وفا می کنند و از روزی که شرش فراگیر است می ترسند. و غذای خود را با آن که دوستش دارند، به بینوا و یتیم و اسیر می دهند. ما برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما پاداش و تشکری نمی خواهیم. همانا ما از پروردگارمان، به خاطر روزی عبوس و سخت، می ترسیم.
توضیح و پیام ها
• به نقل از ابن عبّاس: حسن و حسین علیهما السلام بیمار شدند و پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه گروهی به عیادت آن دو رفت. آنها[به علی علیه السلام ] گفتند: ای ابو الحسن! خوب است که برای فرزندانت نذری کنی. علی و فاطمه و فضّه (کنیز آنها) نذر کردند که اگر حسن و حسین از بیماری خود بهبود یابند، سه روز روزه بدارند.
حسن و حسین علیهما السلام از بیماری شفا یافتند، در حالی که خانواده چیزی نداشت. علی علیه السلام از شمعون خیبری یهودی، سه صاع جو قرض گرفت و فاطمه یک صاع آن را آرد کرد و از آن، پنج گرده نان به شمار اعضای خانواده پخت. آنها نان ها را در پیش روی خود نهادند تا افطار کنند، که ناگهان فقیری بر در ایستاد و گفت: سلام بر شما، ای اهل بیت نبوّت! من مسکینی از مساکین مسلمانم. مرا اطعام کنید تا خدا شما را از مائده های بهشت اطعام کند.
• کمال واقعی زمانی است که نیکی در انسان نهادینه شود.(تمام کمالات با فعل مضارع که نشانه استمرار فعل است، آمده است. )
• اطعام و انفاق زمانی ارزش بیشتر دارد که شیء انفاق شده، مورد نیاز و علاقه انسان باشد.
• اسلام، حامی مستمندان و یتیمان و اسیران است.
• گروهی طعام را دوست دارند و گروهی اطعام را.
• اطعام، زمانی ارزش بیشتری دارد که از خود و با دست خود باشد.
• کمکی ارزش دارد که خالصانه و به دور از هر منّت و انتظاری باشد.
• آنچه به عمل ارزش می دهد، انگیزه خالصانه و اخلاص در عمل است.
سوره انسان، آیه 10-8
√ منبع:تفسیر نور، ج 10، ص327- اهل بيت «عليهم السلام» در قرآن و حديث، ص 549