نوشته شده توسط
مهنــــا در داستان
داستان بهایِ تبر ناتراشیده هیزمشکنی قدیمی متوجه شد کارگر جدیدی که استخدام شده، با وجود کارِ کمتر، مزد بیشتری میگیرد. با دلخوری نزد صاحبکار رفت. پیرمرد گفت: «فردا مسابقه بدهید؛ هر کس درخت بیشتری انداخت، مزدش بیشتر.» هیزمشکنِ قدیمی از صبح تا شب…
بیشتر »