بار خدایا !
تاکی میان من و تو ،منی و مائی بود .منی از میان بردار تا منیت من تو باشد و من هیچ نباشم .
الهی، تا با توام بیشتر از همه ام و چون با خودم، کمتر از همه ام .
مردى در برابر “لقمان” ايستاد و به وى گفت: تو لقمانى، تو برده بنى نحاسى؟ “لقمان جواب داد: آرى.” او گفت: پس تو همان “چوپان سياهى؟!” لقمان گفت: سياهى ام كه واضح است، چه چيزى “باعث شگفتى” تو درباره من شده است؟… بیشتر »