موضوع: "سبک زندگی"

آدم ها را مهمان کنید

​​
آدم ها را مهمان کنید
مهمان یک جرعه زندگی

مهمان یک دل خوش

یک احوالــپرسی ساده و بی‌قضاوت

یک فنجان زندگی بی‌دغدغه …

مهمان مهربانی‌تان

مهمان کنید 

به دوست داشتن

به خیال راحت از حضورتان

به حس خوب

به حرفــهای بی کینه و کنایه

به لبخندی

به دعایی …

این مهمانی به زندگی تان برکت میدهد.

افراد مهرطلب دارای چه تفکراتی هستند؟


🔹تقریبا تمام ذهن و زندگی تیپ مهرطلب این است که لطفا من را خوب بدانید و دوست داشته باشید 

چون خودش، خودش را خوب نمی داند و دوست ندارد.

🔹این کمبود می تواند ٥٠ سال با او بماند زیرا در دوران کودکی این پیام را نگرفته است که “من خوب و دوست داشتنی هستم.”

هدیه زندگی

در منزلِ دوستی که پسرش دانش‌آموز

ابتدایی بود و داشت تکالیف درسی‌اش را

انجام میداد بودم.

زنگ منزل را زدند و پدربزرگ خانواده

از راه رسید. 

پدربزرگ با لبــخند، یک جعبه مـداد رنگی

به نوه‌اش داد و گفت: این هم جایزۀ نمرۀ

بیست نقاشی‌ات.

پسر، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد

و چند لحظه بعد گفت: 

بابا بزرگ باز هم که از این جنس‌های ارزون

‌قیمت خریدی.

الان مدادرنگی‌های خارجی هست که ده برابرِ

این کیفیت داره.

مادر بچه گفت: می‌بینید آقاجون؟ 

بچه‌های این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند.

اصلا نمی‌شه گولشون ‌زد و سرشون کلاه گذاشت.

پدربزرگ چیزی نگفت …

برایشان توضیح دادم که این رفتار پسربچه

نشانۀ هوشمندی نیست، همان‌طور که هدیۀ

پدربزرگ برای گول زدن نوه‌اش نیست.

و این داستان را برایشان تعریف کردم.↓

آن زمان که من دانش‌آموز ابتدایی بودم، خانم

بزرگ گاهی به دیدن‌مان می‌آمد و به بچه‌های

فامیل هدیه می‌داد.

بیشتر وقت‌ها هدیه‌اش تکه‌های کوچک قند بود.

بار اول که به من تکه قندی داد یواشکی به پدرم

گفتم: این تکه قند کوچک که هدیه نیست.☹️

پدرم اخم کرد و گفت: خانم بزرگ شما را

دوسـت دارد.

←هر چه برایتان بیاورد هدیه است.→

وقتی خانم بزرگ رفت، پدر برایم توضیح داد

که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب

و گران بوده و بچه‌ها آرزو می‌کردند که بتوانند

یک تکه کوچک قند داشته باشند.

خانم بزرگ هنوز هم خیال می‌کند که قند، چیز

خیلی مهمی است.

بعد گفت: ببین پسرم، قنددان خانه پر از قند

است، اما این تکه قند که مادرجان داده با آنها

فرق دارد، چون نشانۀ مهربانی و علاقۀ او به

شماست. 

این تکه قند معنا دارد.☝️

آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند

اما مهربان نیستند.

وقتی کسی به ما هدیه می‌دهد، منظورش این

نیست که ما نمی‌توانیم مانند آن هدیه را بخریم،

منظورش کمک کردن به ما هم نیست. 

او می‌خواهد علاقه‌اش را به ما نشان بدهد.

می‌خواهد بگوید که ما را دوست دارد.

←و این، خیلی با ارزش است.→

این چیزی است که در هیچ بازاری نیست 

و در هیچ مغازه‌ای آن را نمی‌فروشند.

چهل سال از آن دوران گذشته است و من

هروقت به یاد خانم بزرگ و تکه‌قندهای

مهربانش می‌افتم، 

دهانم شیرین می‌شود، 

کامم شیرین می‌شود، 

جانم شیرین می‌شود…

● ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ

ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ “ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ” ﺷﻮﻧﺪ؛

ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ

● ﻫﻤﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ

“ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ” ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ

ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ

● ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ

ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛

ﺯﻧــــدگی‌  یک‌ عـادتـه‌  امـــا زنــــدگـی‌ کـردن‌ یـک  فـضیـلت

فقط اعتقاد داشتن کافی نیست


مرد و زنی نزد حکیمی رفتند و از او خواستند
 برای بدرفتاری فرزندانشانتوجیهی بیاورد.مرد گفت: “من همیشه سعی کرده‌ام در زندگی به خداوند معتقد باشم. همسـرم هم همین طور؛اما چهار فرزندم نسبت به رعایت مسائل اخلاقی بی‌اعتنا هستند و آبروی ما را دردهکده برده‌اند. چرا با وجودی که هم منو هم همسرم به خدا ایمان داریم، دچار این مشکل شده‌ایم؟”

حکیم به آن‌ها گفت: “ساختمان خانه خود را برایم تشریح کنید.”

مرد با تعجب جواب داد: 

“این چه ربطی به موضوع دارد؟

حیاط بزرگ است و دیوارهای کوتاهی

دارد. یک ساختمان بزرگ وسط آن قرار

گرفته که داخل آن اتاق‌های بزرگ با 

پنجره‌های بزرگ، اثاثیه درون ساختمان

هم بسیار کامل است. در گوشه حیاط هم

انبار بزرگی داریم، آن سوی حیاط هم

آشپزخانه و حمام و توالت قرار گرفته است.”

حکیم پرسید : 

“درون این خانه بزرگ چه قدر خدا دارید؟”

زن با تعجب پرسید :

”منظورتان چیست! مگر می‌توان درون

خانه ، خدا داشت؟”

حکیم گفت: 

بله فقط اعتقاد داشتن کافی نیست!

باید خدا را در کل زندگی پخش کرد و در

هر بخش از زندگی و فکر و کارمان سهم

خدا را هم در نظر بگیریم.

برایم بگویید در هر اتاق چه قدر جا برای

کارهای خدایی کنار گذاشته‌اید؟

آیا تا به حال در آن منزل برای فقیران

مراسمی برگزار کرده‌اید؟

آیا از آن آشپزخانه برای پختن غذا

برای در راه مانده‌ها و تهی‌دستان استفاده‌ای

شده‌است؟ 

آیا پرده‌ای که به پنجره‌ها آویخته‌اید

نقشی خدایی بر آن‌ها وجود دارد؟ 

 بروید و ببینید چه قدر در زندگی خودتان

خدا را پخش کرده‌اید و رد پای خدا را در

کجاهای منزلتان می‌توانید پیدا کنید. 

اگر چهار فرزند شما به بی‌راهه کشانده شده‌اند،

این نشان آن است که در آن منزل، حضور خدا

را کم دارید.

اعتقادی را که مــدعی آن هستید به

صورت عملی در زندگی‌تان پخش کنید،

خواهید دید که نه تنها فرزندان‌تان بلکه

بسیاری از جوانان و پیروان اطراف شما

هم به راه راست کشانده خواهند

شد.

اگر دوست دارید اختلافات خانوادگیتون کمتر بشه...


 اگر دوست دارید اختلافات
خانوادگیتون کمتر بشه….

۱- تمرین کنید و خیلی خوب یاد بگیرید

 که اولین و مهمترین فرد زندگیتون،

 همسرتونه و نه خانوادتون!

 پس هیچ وقت مترجم و وکیل مدافع

 خانواده‌ی خودتون نباشید و تلاش نکنید

 از کارهاشون دفاع کنیدیا اونها رو برای

 همسرتون با ترجمه کردن، توجیه کنید!

2- هرگز اجازه ندید که دیگران به اسم

 دلسوزی و راهنمایی و تجربه و ترحم به

 حریم خصوصی زندگی شما راه پیدا

 کنند!

 هر کسی باید سبک زندگی خودشو

 شخصا طراحی کنه و نسخه‌ها و رونوشت زندگی دیگران به درد اشخاصی دیگه نمی‌خوره!

۳- گاهی وقتها خیلی بهتره که از

 خواسته‌های خودتون به نفع دوام و بقای

 خانواده صرف نظر کنید!

۴- تمرین کنید تا از کنار بعضی از مسایل

 سُر بخورید و رد بشید تا اینکه بخواهید

 باهاشون برخوردی کنید که دردسر ساز

 بشه و نشه جمع و جورش کرد!

۵- همیشه و در هر شرایطی، حامی و

 پشتیبان همسرتون باشید و اونو در

 شرایط سخت و دشوار زندگی تنها

 نگذارید! 

6- اگر اهل قهر کردن هستید، 

هرگز اجازه ندارین خونه رو برای مدت

 طولانی و بی خبر ترک کنید!

زندگی


پادشاهی خدمتکاری داشت که بسیار شاد بود، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم

پادشاه موضوع را به وزیر گفت وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه 99 نیست بدان جهت شاد است. پادشاه پرسید گروه 99 دیگر چیست؟! وزیر گفت قربان یک کیسه برنج را با 99 سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید. پادشاه چنین کرد

خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد 99 سکه؟! و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا 100 تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ،او از صبح تا شب سخت کار میکرد، و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان او اکنون عضو گروه 99 است و اعضای این گرو کسانیند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند

خوشبختی در سه جمله است:

تجربه از دیروز

استفاده از امروز

امید به فردا 

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم: 

حسرت دیروز

اتلاف امروز

ترس از فردا

زندگی رو سخت نگیرید

زندگی تون رو سخت نگیرید …

درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره میکند نشوید.

كتابی خوندم به نام قانون70٪

70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!

به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!

70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!

70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!

از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمی شود!

70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نمي كنيم!

70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!

روزهای مان می گذرد و پول های مان در بانک ها و عشق مان در سينه می ماند.

وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده 

ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!

راننده میگوید: 

همیشه برای رئیسم کار کرده ام

 اما الان میفهمم،رئیسم برای من کار میکرد

و چقدر 70 درصد دیگه!!!

 دکتر الهی قمشه ای

درسهای مهم زندگی

 چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادهایش” نیست ، “انتخابهایش” است … 

 برای زیبا زندگی نکردن ، کوتاهی عمر را بهانه نکن ؛ عمر کوتاه نیست ، ما کوتاهی می کنیم 

هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه او خسته نکن .

 بر آنچه گذشت آنچه شکست آنچه نشد آنچه ریخت حسرت نخور زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد .

تحمل کردن آدمهایی که ادعای منطقی بودن دارند سخت تر از تحمل آدمهای بی منطق است

موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشممان را از روی هدف بر می‌داریم به نظرمان میرسند !

خاطرات بد




خاطراتى كه شماراناراحت ميكند براى كسى بازگونكنيد

زمانى ميرسد كهشمادرحال فراموش كردن هستيد

اماديگران آن خاطرات رابرايتان بازگومیكنندكه گويى درنزديكترين زمان رخداده اند

مطیع بودن

متاسفانه مطيع بودن در فرهنگ ما حسن اخلاق است.

به همين دليل كودك حرف گوش كن و مودب را كودك خوب مى نامند. اما در حقيقت اين كودكان، مضطرب وحشتزده و خجالتی هستند.

محتاط بودن، محافظه كار بودن، مودب بودن كودك نشانه نگران بودن كودك است و كودك ياد ميگيرد مثل چشم زندگى كند.

يعنى همه را ببيند مراقب همه باشد اما تصورى از وجود خود نداشته باشد.

 
خبرگزاری کوثرنیوز