مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

یکشنبه 05/03/31
نهجالبلاغه
فَإِنَّكُمْ عَصَيْتُمُونِي فِي أَوَّلِ الْأَمْرِ، فَلَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاعُ.
«شما در آغاز کار از فرمان من سرپیچی کردید، و کسی که فرمانش را نبرند رأی و تدبیرش اثر ندارد.»
و در ادامه میفرماید:
وَ قَدْ كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ فِي هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْرِي، وَ نَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيِي، لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِيرٍ أَمْرٌ.
«من درباره این قوم (سپاه معاویه) نظر و فرمان خود را به شما گفتم و حاصل رأی و اندیشه خویش را در اختیارتان نهادم؛ اگر از انسان دوراندیش فرمان برده میشد، کار به سامان میرسید.»
سپس وقتی از امام سوال می شود:
نَهَيْتَنَا عَنِ الْحُكُومَةِ ثُمَّ أَمَرْتَنَا بِهَا
«تو ما را از حکمیت نهی کردی، سپس به آن فرمان دادی.»
امام پاسخ میدهد:
هَذَا جَزَاءُ مَنْ تَرَكَ الْعُقْدَةَ وَ أَخَذَ بِالشُّبْهَه
این نتیجه کسی است که راه استوار را رها کند و به امور مشتبه بچسبد.
خطبه ۱۲۱

پنجشنبه 05/02/17
امام علی علیه السلام
كينه و بدخواهى ديگران را از سينه خود درو كن تا بدخواهى برای تو از سينه ديگران ريشه كن شود.
حکمت 178 نهج البلاغه

پنجشنبه 05/01/20
نهج البلاغه
وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ، وَاتَّهِمْ فِي ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ.
اما سخت از دشمنت پس از صلح با او برحذر باش، زيرا دشمن گاه نزديک مى شود که غافلگير سازد، بنابراين دورانديشى را به کار گير و در اين مورد خوش بينى را کنار بگذار.
نامه_53

شنبه 05/01/08
نهج البلاغه
وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِيَ لَکُمْ، سَلَکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ الرَّسُولِ، وَ کُفِيتُمْ مَؤُونَةَ الاِعْتِسَافِ، وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الاَْعْنَاقِ.
بدانيد، اگر از پيشوا و رهبر خود پيروى کنيد شما را به همان راهى مى برد که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از آن راه رفت، و از رنج ها (ى بى راهه رفتن) آسوده خواهيد شد و بار سنگين مشکلات را از گردن خود بر مى داريد.
خطبه_166

سه شنبه 04/05/14
امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
وَ اعْلَمُوا رَحِمَکُمُ اللّهُ أَنَّکُمْ فِی زَمَان الْقَائِلُ فِیهِ بِالْحَقِّ قَلِیلٌ، وَ اللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ کَلِیلٌ، وَ اللاَّزِمُ لِلْحَقِّ ذَلِیلٌ. أَهْلُهُ مُعْتَکِفُونَ عَلَى الْعِصْیَانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الاِْدْهَانِ، فَتَاهُمْ عَارِمٌ، وَ شَائِبُهُمْ آثِمٌ، وَ عَالِمُهُمْ مُنَافِقٌ، وَ قَارِنُهُمْ مُمَاذِقٌ. لاَ یُعَظِّمُ صَغِیرُهُمْ کَبِیرَهُمْ، وَ لاَ یَعُولُ غَنِیُّهُمْ فَقِیرَهُمْ.
خدا شما را رحمت كند، بدانيد كه همانا شما در روزگاری هستيد كه گوينده حق اندك، و زبان از راستگویی عاجز، و حق طلبان بی ارزشند، مردم گرفتار گناه، و به سازشكاری هم داستانند، جوانشان بداخلاق، و پيرانشان گناهكار، و عالمشان دورو، و نزديكشان سودجويند، نه خردسالانشان بزرگان را احترام می کنند و نه توانگرانشان دست مستمندان را می گيرند.
نهج_البلاغه،خطبه233

شنبه 04/04/07
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ [مُنْذُ] أُرِیتُهُ.
از آن زمان که حق به من نشان داده شد هرگز در آن شک و تردید نکردم.
حکمت 184 نهج البلاغه

شنبه 04/01/02
“رجالٌ صَدَقُوا” در نهجالبلاغه؛ ایستادگی تا پای جان
آیه ۲۳ سوره احزاب، نمونهای از اوج استقامت و پایداری مؤمنانی را به تصویر میکشد که بر عهد خود با خدا صادقانه ایستادند و با وجود اینکه دشمنِ سرتاپامسلح از همه طرف آنان را محاصره کرده بود نترسیدند و از میدان مبارزه نگریختند:
«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»
(در میان مؤمنان، رادمردانی هستند که بر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ برخی به شهادت رسیدند و برخی دیگر در انتظارند و هرگز پیمان و آرمان خود را تغییر ندادند.)
■ امیرالمؤمنین(ع)، مصداق کامل آیه
مصداق بارز این آیه امیرالمؤمنین(ع) است؛ ایشان کسی بودند که از آغاز اسلام تا لحظه شهادت، در مسیر حق ثابتقدم ماندند. امام(ع) نهتنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه سیاست و حکومت نیز بر عهد الهی پایدار ماندند، حتی زمانی که دشمنان بیعت شکستند و خیانت کردند.
● لحن کوبنده امیرالمؤمنین در نهج البلاغه
رادمردان این آیه، نقطه مقابل سستعنصرانی هستند که از معرکه میگریزند. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۲۴ نهجالبلاغه، با لحنی کوبنده بیان میکنند:
«وَ اَيْمُ اَللَّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَيْفِ اَلْعَاجِلَةِ لاَ تَسْلَمُوا مِنْ سَيْفِ اَلْآخِرَةِ.»
(به خدا سوگند، اگر از شمشیر دنیا بگریزید، از شمشیر آخرت در امان نخواهید بود!)
■ فرار از میدان، نهتنها عمر کسی را طولانی نمیکند، بلکه موجب خشم الهی، ذلت پایدار و ننگی همیشگی خواهد شد:
«إِنَّ فِي اَلْفِرَارِ مَوْجِدَةَ اَللَّهِ وَ اَلذُّلَّ اَللاَّزِمَ وَ اَلْعَارَ اَلْبَاقِيَ وَ إِنَّ اَلْفَارَّ لَغَيْرُ مَزِيدٍ فِي عُمُرِهِ.»
(در فرار، خشم خدا، خواری همیشگی و ننگ جاویدان است، و فراری، عمرش را طولانیتر نخواهد کرد!)
● وفاداری در نهجالبلاغه
امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه، وفاداری به عهد را نشانه عزت و پایداری جامعه معرفی میکنند:
«وَ إِنْ عَقَدْتَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ عَدُوِّكَ عُقْدَةً أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّةً فَحُطْ عَهْدَكَ بِالْوَفَاءِ وَ اِرْعَ ذِمَّتَكَ بِالْأَمَانَةِ وَ اِجْعَلْ نَفْسَكَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اَللَّهِ شَيْءٌ اَلنَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اِجْتِمَاعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِيمِ اَلْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ وَ قَدْ لَزِمَ ذَلِكَ اَلْمُشْرِكُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ اَلْمُسْلِمِينَ لِمَا اِسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ اَلْغَدْرِ»
ترجمه: و اگر با دشمن خود پيمان بستى و يا به او امان دادى، به عهد خويش وفا كن و آنچه را كه بر ذمه گرفتهاى ادا نما. و مانند سپرى در برابر آنچه به عهده دارى بايست، كه به تحقيق در بين واجباتى كه خداوند براى بندگان خود مقرّر فرموده با اين كه مردم داراى تمايلات مختلف و افكار گوناگون هستند هيچ چيز به اندازۀ محافظت وفاى به عهد مهم و پرارزش شمرده نشده است. گذشته از مسلمانان افراد مشرك و كافر نيز براى وفاى به عهد اهميت قايلاند زيرا كه عاقبت زشت عهد شكنى را تجربه كردهاند.
همچنین در خطبه ۴۱ میفرمایند:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ، وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَى مِنْهُ»
(ای مردم! وفاداری، همزاد راستی است و هیچ سپری بازدارندهتر از آن نیست.)
○ اقتدای جبهه مقاومت به امام علی(ع)
امروز، فرماندهانی همچون شهید قاسم سلیمانی و سیدحسن نصرالله، با اقتدا به امیرالمؤمنین(ع)، در مسیر جهاد و مقاومت ثابتقدم ماندهاند. آنان همانند امامشان، یا به عهدشان وفا کرده و به شهادت رسیدهاند «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ»، یا همچنان در مسیر انتظار شهادت، به مجاهدت ادامه میدهند «وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ».
◇ نتیجه:
آیه ۲۳ احزاب و سخنان امیرالمؤمنین(ع) روشن میکنند که ایمان راستین، در میدان نبرد سنجیده میشود. مردان خدا، اهل میداناند، نه اهل فرار. آنان عهدشان را به خدا صادقانه ایفا میکنند، و این راه، راه عزت و پیروزی است.