مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

یکشنبه 95/10/26
دانستنی_های_مرگ ۵
شــاد کـردن امـوات
✨فردی از امام صادق (علیه السلام) پرسید که من یک حج انجام دادهام. آیا من میتوانم پدر و مادرم را که از دنیا رفتهاند در ثواب این حج شریک کنم؟امام فرمود : بله. البته همه را میتواند در اعمال مستحب شریک کرد. اگر شما یک عمل واجب برای کسی انجام میدهی مثلاً برای فردی نماز بجا میآورید این برای خود میت است.
✨وقتی ما میخواهیم ثواب مخصوصی مثلاً به پدرمان برسد، این ثواب میرسد و از کرم خدا چیزی کم نمیشود. یک اتفاق خوبی برای خود اهدا کننده میافتد و هدیه های نابی گیر خودش میآید.
✨ این هدیهها همان موقع به اموات میرسد. پیامبر فرمود: ساعتی سختتر از عالم قبر نیست. رحم کنید به صدقه. اگر صدقه برای او نداشتید دو رکعت نماز بخوانید. اگر این کار را کردید همان لحظه خدا هزار فرشته به سمت قبر میفرستد با هر فرشته ای یک لباس بهشتی برای میت هدیه میبرند و قبرش قیامت وسعت پیدا میکند.
برگرفته از سخنان حجت الاسلام عالی
___________________________________________________
دانستنی های مرگ ۶
فشار قبر
✨از هولناكترين عذابهاي قبر كه ميت در شب اول قبر به آن مبتلا مي شود، فشار قبر است كه مومن و كافر، كوچك و بزرگ، بايد حد طبيعي و ناگزير آن را تحمل كنند اما اين فشار تحت اعمال انسان و پرونده اي كه با اوست بسيار متغير است.
ابو بصير ميگويد: به امام جعفر صادق(عليهالسلام) گفتم: آيا احدى هست كه از فشار قبر نجات پيدا كند؟ فرمود: پناه بخدا مےبريم از فشار قبر. چقدر قليل و اندك هستند آن افرادى كه از فشار قبر نجات پيدا كنند.
——————————-
بحارالانوار ۶ ص۲۶۰
——————————-
✨البته فشار قبر مربوط به مدفونين در زمين نيست بلكه شامل هر ميتي خواهد شد از امام صادق عليهالسّلام پرسيدند: آيا عذاب و فشار قبر به فرد بدار آويخته ميرسد؟ آن حضرت فرمود: همانا پروردگار زمين، خود پروردگار هوا نيز هست. يا آن خدايى كه زمين به فرمان اوست، هوا نيز به فرمان اوست، پس خداوند عزّوجلّ به هوا وحى ميفرمايد و هوا او را فشارى ميدهد سختتر و شديدتر از قبر.
——————————————–
من لا يحضره الفقيه، ج ۱، ص۲۷۹
——————————————–
√فشار قبر چيست؟
✨ اما در مورد اينكه واقعيت فشار قبر چيست و كيفيت آن به چه شكلي است، اطلاعات دقيقي در دست نيست. برخي همچون علامه مجلسي، علامه حلی و … معتقد به عذاب جسد همراه با روح هستند. به عقيده اين بزرگان و برخي ديگر، ممكن است روح در عالم قبر، در بدن داخل شده و عذاب را تحمل كند … علامه مجلسي ميفرمايد: سوال و تنگي و فشار قبر مربوط به جسد اصلي است.(جسد اصلي در مقابل جسد برزخي)
✨در نهج البلاغه آمده است: (ياد كنيد از) دفعه بدفعه آمدنهاى خوف و بيمهاي مختلف و جابجا شدن دنده هاى پهلو از فشار قبر و كَر گرديدن گوشها و تاريكى گور …
قائلين به اين قول به چنين رواياتي هم استناد ميكنند و ميگويند در هم فرو رفتن استخوانهاى دنده(در اثر فشار قبر) و نيش زدن گوشت(كه به عنوان عذاب قبر ياد شده) كه در بعضي روايات است تنها با بدن عنصرى سازگارى دارد.
✨وقتى انسان مُرد، با قوه ى خيال، خود را جداى از دنيا مى يابد؛ همان گونه كه در دنيا با همان صورت به واسطه ى خيال، خود را درك مى كرد، وقتى در قبر گذاشته شد، خود را با همان صورت در قبر مى يابد و با اين واسطه دردها و عقوبت ها و يا لذت ها را در مى يابد. و اين است معنى حديث: كه قبر باغى از باغ هاى بهشت يا حفرهاى از حفرههاى جهنم است.
✨در هر حال روح با تعلق شديدي كه به جسد دارد، همواره در كنار جسد ميماند و از وضعيت خوب يا بد جسد متاثر ميشود چه داخل در جسد و حساس به احساسات آن باشد چه نباشد. به همين جهت شايد بتوان گفت فشار قبر، مي تواند كنايه از همان فعل و انفعالات شيميايي باشد كه جنازه را از هم مي پاشد و ظرف مدت بسيار كمي، چنان تغييرات سريعي در آن ايجاد مي كند كه اگر امكان رويت جسد بعد از يك شب قبر حاصل شود، صحنهي دلخراش و اندوهباري در معرض ديد قرار خواهد گرفت.
✨
از فرمايشات حضرت علي(عليهالسلام) است كه: اگر آن مردگان را با (ديده) عقل و خرد بسنجى، يا پرده (خاكى) كه آنها را از تو پوشانده است كنار رود (آنها را خواهى ديد) در حالي كه گوشهايشان در اثر رسوخ جانوران خاكى در آنها نابود و كر گشته، و ديدگانشان از سرمه خاك (به مغز) فرو رفته، و زبانهايشان پس از تندى و تيزى در دهانها پاره پاره گشته، و دلهاشان پس از بيدارى در سينه ها مرده، و از تپش افتاده، در هر عضوى از ايشان پوسيدگى تازه كه باعث فساد و زشتى است رخداده، و راه نابودى آنها را آسان ساخته است، در حالي كه در برابر هر آسيبى تسليم اند، نه براى دفاع (از آلام و اسقام) دستى، و نه براى ناليدن (از سختيها) دلهايى دارند(اگر به ديده عبرت بنگرى) اندوههاى دلها و خاشاك و خونابه چشمها را خواهى ديد كه براى آنها در هر يك از اين رسوائى و گرفتاريها حالتى است كه دگرگون نشود، و سختي اي است كه برطرف نگردد.
_____________________________
ترجمه نهج البلاغه انصارى، ص ۶۲۵
_____________________________

یکشنبه 95/10/26
❶ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﺎﻝ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻛﻢ ﺍﺭﺯﺵ
«ﻳﺎ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﺃَﻧْﻔِﻘُﻮﺍ ﻣِﻦْ ﻃَﻴِّﺒﺎﺕِ ﻣﺎ ﻛَﺴَﺒْﺘُﻢْ ﻭَ ﻣِﻤَّﺎ ﺃَﺧْﺮَﺟْﻨﺎ ﻟَﻜُﻢْ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻭَ ﻟﺎ ﺗَﻴَﻤَّﻤُﻮﺍ ﺍﻟْﺨَﺒِﻴﺚَ ﻣِﻨْﻪُ ﺗُﻨْﻔِﻘُﻮﻥَ ﻭَ ﻟَﺴْﺘُﻢْ ﺑِﺁﺧِﺬِﻳﻪِ ﺇِﻟَّﺎ ﺃَﻥْ ﺗُﻐْﻤِﻀُﻮﺍ ﻓِﻴﻪِ ﻭَ ﺍﻋْﻠَﻤُﻮﺍ ﺃَﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻏَﻨِﻰٌّ ﺣَﻤِﻴﺪٌ»
” ﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﺍﻯ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻳﻢ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻴﺪ، ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻗﺴﻤﺘﻬﺎﻯ ﻧﺎﭘﺎﻙ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻧﺮﻭﻳﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺍﻏﻤﺎﺽ، ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯ ﻭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺍﺳﺖ” (ﺑﻘﺮﻩ- 267).
❷ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻟﻰ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ:
«ﻭَ ﻳُﺆْﺛِﺮُﻭﻥَ ﻋَﻠﻰ ﺃَﻧْﻔُﺴِﻬِﻢْ ﻭَ ﻟَﻮْ ﻛﺎﻥَ ﺑِﻬِﻢْ ﺧَﺼﺎﺻَﺔٌ»
” ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺪم ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺷﺨﺼﺎ ﺷﺪﻳﺪﺍ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ". (ﺣﺸﺮ- 9).
❸ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻭﻟﻮﻳﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﻴﺮﺩ.
« ﻟِﻠْﻔُﻘَﺮﺍءِ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﺃُﺣْﺼِﺮُﻭﺍ ﻓِﻰ ﺳَﺒِﻴﻞِ ﺍﻟﻠَّﻪ»ِ
” ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺷﻤﺎ (ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ) ﺑﺮﺍﻯ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﺍﻧﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ” (ﺑﻘﺮﻩ 273).
❹ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺍﮔﺮ ﻣﻜﺘﻮم ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ:
«ﻭَ ﺇِﻥْ ﺗُﺨْﻔُﻮﻫﺎ ﻭَ ﺗُﺆْﺗُﻮﻫَﺎ ﺍﻟْﻔُﻘَﺮﺍءَ ﻓَﻬُﻮَ ﺧَﻴْﺮٌ ﻟَﻜُﻢْ»
” ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﺨﻔﻰ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﺪﻫﻴﺪ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ” (ﺑﻘﺮﻩ 271).
❺ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻨﺖ ﻭ ﺁﺯﺍﺭﻯ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
«ﻳﺎ ﺃَﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﻟﺎ ﺗُﺒْﻄِﻠُﻮﺍ ﺻَﺪَﻗﺎﺗِﻜُﻢْ ﺑِﺎﻟْﻤَﻦِّ ﻭَ ﺍﻟْﺄَﺫﻯ»
” ﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﺍﻧﻔﺎﻗﻬﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻨﺖ ﻭ ﺁﺯﺍﺭ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻜﻨﻴﺪ” (ﺑﻘﺮﻩ 264).
❻ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺃم ﺑﺎ ﺍﺧﻠﺎﺹ ﻭ ﺧﻠﻮﺹ ﻧﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ.
«ﻳُﻨْﻔِﻘُﻮﻥَ ﺃَﻣْﻮﺍﻟَﻬُﻢُ ﺍﺑْﺘِﻐﺎءَ ﻣَﺮْﺿﺎﺕِ ﺍﻟﻠَّﻪِ»
” ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺟﻠﺐ ﺧﺸﻨﻮﺩﻯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ” (ﺑﻘﺮﻩ 265).
❼ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻛﻮﭼﻚ ﻭ ﻛﻢ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺑﺸﻤﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﺪ.
«ﻭَ ﻟﺎ ﺗَﻤْﻨُﻦْ ﺗَﺴْﺘَﻜْﺜِﺮُ»
” ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻨﺖ ﻣﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺸﻤﺮ” (ﻣﺪﺛﺮ 6) .
❽ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻟﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ.
«لَنْ ﺗَﻨﺎﻟُﻮﺍ ﺍﻟْﺒِﺮَّ ﺣَﺘَّﻰ ﺗُﻨْﻔِﻘُﻮﺍ ﻣِﻤَّﺎ ﺗُﺤِﺒُّﻮﻥَ»
” ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﻯ ﻧﻤﻰ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻴﺪ” (ﺁﻝ ﻋﻤﺮﺍﻥ- 92).
❾ ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺎﻟﻚ ﺣﻘﻴﻘﻰ ﺗﺼﻮﺭ ﻧﻜﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺍﻯ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﺎﻟﻖ ﻭ ﺧﻠﻖ ﺑﺪﺍﻧﺪ.
«ﻭَ ﺃَﻧْﻔِﻘُﻮﺍ ﻣِﻤَّﺎ ﺟَﻌَﻠَﻜُﻢْ ﻣُﺴْﺘَﺨْﻠَﻔِﻴﻦَ ﻓِﻴﻪِ»
” ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻴﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ” (ﺣﺪﻳﺪ 7).
❿ ﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺣﻠﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﭘﺬﻳﺮﺩ.
«ﺇِﻧَّﻤﺎ ﻳَﺘَﻘَﺒَّﻞُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻤُﺘَّﻘِﻴﻦَ»
” ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﭘﺮﻫﻴﺰﮔﺎﺭﺍﻥ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ” (ﻣﺎﺋﺪﻩ 27).
منبع : تفسیر المیزان، آیه ۱۲ سوره مبارکه حدید
___________________________________________

چهارشنبه 95/10/08
جمله طلایی از رهبر معظم انقلاب اسلامی راجع به «۹ دی» و «فتنه»
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
امام خامنه ای دامه البرکه:
باید حواسمان را جمع کنیم، بفهمیم که: «من نام لم ینم عنه»؛ اگر ما اینجا خواب برویم، جبههی دشمن، پشت سنگر خودش معلوم نیست خواب رفته باشد؛ او بیدار است، علیه ما توطئه خواهد کرد. به نظر من، فتنهی سال ۸۸ هم همین بود؛ برای ما یک زنگ بود، یک زنگ بیدارباش بود. ۱۳۸۹/۰۶/۲۵
گناه بزرگی که برخی از دستاندرکاران فتنهها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند. ۱۳۸۹/۱۰/۰۸
مردم ما در مقابلهی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنهگران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانهی این است که این مردم بیدارند، هشیارند. ۱۳۸۹/۱۰/۰۸
حادثهی نهم دی یک حادثهی عجیبی است؛ به خاطر دلبستگی مردم به نظام بود. اینها نشان دهندهی اعتماد مردم است. متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحتجویانه، مکرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفتهی مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میکنند. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
در فتنهی ۸۸، دو روز بعد از حوادث عاشورا، قضیهی عظیم نهم دی به راه افتاد. همان وقت بعضی از ناظران خارجی که از نزدیک دیده بودند، در مطبوعات غربی نوشتند و ما دیدیم، که گفته بودند آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازهی امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود. این را مردم کردند. حضور مردم اینجوری است. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
یکی از خصوصیاتی که در حادثهی ۹ دی هست، که باز آن را کاملاً به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئلهی عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرّم پیش آمد و امام آن نکتهی عظیمِ عجیبِ تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». ۱۳۹۰/۰۹/۲
۹ دی یک نمونهای بود از همان خصوصیتی که در خود انقلاب وجود داشت؛ یعنی مردم احساس وظیفهی دینی کردند و دنبال این وظیفه، عمل صالحِ خودشان را انجام دادند. عمل صالح این بود که توی خیابان بیایند، نشان بدهند، بگویند مردم ایران اینند. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱
در قضایای سال ۸۸ که دشمن تصور میکرد طراحی دهسالهی او بر ضد جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است، ملت ایران باقدرت در صحنه حاضر شد و بر دهان مخالفان و معارضان بینالمللی زد؛ چه برسد به مزدوران داخلی آنها که در مقابل عظمت ملت ایران به حساب نمیآیند. ۱۳۹۱/۱۰/۲۷
در مسئلهی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که در سال ۸۸ پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعهآفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
دشمنان این ملت، روز نهم دی را فراموش کردهاند آن کسانی که فکر میکنند در این کشور یک اکثریتی خاموش و مخالف با نظام جمهوری اسلامیاند، یادشان رفته است که سی و چهار سال است که هر سال در بیست و دوم بهمن، در همهی شهرهای این کشور، جمعیتهای عظیم به دفاع از نظام جمهوری اسلامی بیرون میآیند و «مرگ بر آمریکا» میگویند. ۱۳۹۲/۰۳/۱۴

چهارشنبه 95/10/08
امام صادق علیه السّلام فرمودند: اَلعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ؛ آن کس که به زمان خویش دانا و آشنا باشد، شبهات به او هجوم نمی آورند.
«لوابس» به معنای شبهات است، یعنی اموری که بر انسان مشتبه می شود و او درست و نادرست، حق و باطل و راه و بیراهه را نمی شناسد و دچار فتنه و فساد و گمراهی می گردد.
«زمان شناسی»، به انسان بصیرت و آگاهی می دهد.زمان شناس، کسی است که ویژگیهای عصر و زمان خود را بشناسد، از دشمنان، دشمنیها، خطرها و خطرآفرینان باخبر باشد، نفاق را بشناسد، حیله های رایج را بداند، دستهای پنهان در پشت قضایا و حوادث را بشناسد، مردم شناس باشد و ریشه حوادث و بحرانها را بداند.
بصیرت و شناخت، مثل چراغی است که راه انسان را روشن می کند.حرکت در جاده تاریک، خطرناک است. ممکن است دشمنانی در کمین باشند، یا گودال هایی بر سر راه باشد، یا حیوانی وحشی حمله کند و آسیب برساند.
امّا آشنایی به زمان و بصیرت نسبت به مسائل روز، سبب می شود، انسان فریب نخورد و مورد سوءاستفاده قرار نگیرد.این نکته، هم در مسائل اجتماعی و روابط با مردم است و هم در مسائل سیاسی و خطوط جناحها، گروهها و احزاب.
چه بسیار افرادی که به سبب سادگی و ناآگاهی، به گمراهی افتادند و آبرو و ایمانشان بر باد رفت.زمان شناسی، سدّی در برابر هجوم شبهه ها و فتنه هاست.
تحف العقول، ص355

یکشنبه 95/10/05
استاد علی صفایی حائری
✅ مى توان از حادثه ها درس گرفت و لقمان وار از بدها خوبى آموخت.
مى توان از بند مربى آزاد شد و خودسر به راه افتاد. اين توانايى هست، اما بايد غرامت سنگينى پرداخت.
خودسرى و تكروى و تجربه و آزمايش، ناچار با شكست ها و يأسها و خستگى ها و ناتوانى ها و از دست رفتن ها همراه است.
✅ سلمان وار در جست و جوى مربى رفتن، آسان تر و پربارتر از لقمان وار از بدها ادب آموختن است.
✅ آنجا كه مربى در دسترس نيست، آنجا نمى توان بى ادب نشست كه مى توان از بى ادبها، ادب آموخت.
✅ ضرورت مربى، با اين ديد آشكار مى شود كه ما در راهى گام برمى داريم كه اميد بهره بردارى از تجربه هايش نيست و تنها يك قمار، يك ريسك است… چه بسا بهره بدهد و چه بسا نابودى بيافريند.
✅ آنها كه خودسر رانندگى ياد گرفته اند، اگر با آموزش و يا مربى همراه مى شدند، هم سريع تر و هم راحت تر، به نتيجه مى رسيدند و از خطرها مى رهيدند.
✅ فقط آنجا كه درماندن خطر حتمى باشد، بايد به راه افتاد چون در رفتن احتمال نجات هست. و احتمال نجات، مرگ قطعى را محكوم مى كند.
در اين سطح مى توان از بدها و بدى ها، بهره گرفت و مرگِ ماندن را با نجاتِ رفتن، كنار زد.
در اين حدِّ ضرورت، از ضرورت مربى مى توان چشم شست و مى توان به راه افتاد. گرچه در اين حد، باز مربى، نفى نشده، كه شكل عوض كرده است. و انسان از مورچه ها و بى ادبها، براى خود، مربى و آموزگار گرفته است.
✅ هنگام نبود مربى، ضرورت حادثه و درك تنهايى و شوق رفتن و بارور شدن، خود آموزگار و مربى ما خواهند شد و استعدادهاى راكد ما را بارور خواهند نمود.
مسئولیت و سازندگی، ص56

پنجشنبه 95/10/02
رزق کلمه ای است بسیار فراتر از آنچه مردم میدانند.
زمانی که خواب هستی و ناگهان، به تنهایی و بدون زنگ زدن ساعت بیدار میشوی ؛ این بیداری ؛ رزق است، چون بعضیها بیدار نمیشوند.
زمانی که با مشکلی رو به رو می شوی خداوند صبری به تو میدهد که چشمانت را از آن بپوشی، این صبر، رزق است.
زمانی که در خانه لیوانی آب به دست پدر یا مادرت میدهی این فرصت نیکی کردن، رزق است.
گاهی اتفاق می افتد که در نماز حواست با گفته هایت نباشد؛ ناگهان به خود می آیی و نمازت را با خشوع میخوانی این تلنگر، رزق است.
یکباره یاد کسی میفتی که مدتهاست از او بی خبری و دلتنگش میشوی و جویای حالش، این یادآوری؛ رزق است.
رزق واقعی این است.. رزق خوبی ها،
نه ماشین نه درآمد، اینها رزق مال است که خداوند به همه ی بندگانش میدهد، اما رزق خوبیها را فقط به دوستدارانش میدهد.
و در آخر همینکه عزیزانتان هنوز در کنارتان هستند و نفسشان گرم است و سلامت؛ این بزرگترین رزق خداوند است.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ زندگيتون پر از رزق ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

چهارشنبه 95/10/01
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدامَکمْ
ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گام هایتان را استوار می سازد.
نکته و پیامها
انسان، موجودی محدود است و نصرت و یاری او از راه خدا نیز محدود؛ ولی خداوند بی نهایت است و نصرت او برخاسته از قدرت نامحدود.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: اگر خدا را یاری کنید، خداوند شما را یاری می کند و گام های شما را استوار می سازد…خداوند از روی خواری و ناچاری از شما نصرت و یاری نمی خواهد…
او از شما یاری خواسته در حالی که خود عزیز و حکیم است و سپاهیان آسمان ها و زمین به فرمان او هستند. نصرت خواهی و استقراض الهی برای آن است که شما را بیازماید و بهترین عامل به نیکی ها را مشخص سازد.
منبع: تفسیر نور، ج 7، ص409
تفسير نمونه، ج17، ص443
سوره محمد، آیه 7