عقل،مهر،حیا

 آدم نشسته بود ، شش نفر آمدند ، سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ!!!

به یکی از سمت راستی‌ها گفت : «تو کیستی؟»

گفت : «عقل»

پرسید : «جای تو کجاست؟»

گفت : «مغز»

از دومی پرسید : «تو کیستی؟»

گفت : «مهر»

پرسید : «جای تو کجاست؟»

گفت : «دل»

از سومی پرسید : «تو کیستی؟»

گفت : «حیا»

پرسید : «جایت کجاست؟»

گفت : «چشم»

سپس به جانب چپ نگریست و از یکی سؤال کرد : «تو کیستی؟»

جواب داد : «تکبر»

پرسید : «محلت کجاست؟»

گفت : «مغز»

گفت : «با عقل یک جایید؟»

گفت : «من که آمدم عقل می‌رود.»

از دومی پرسید : «تو کیستی؟»

جواب داد : «حسد»

محلش را پرسید.

گفت : «دل»

پرسید : «با مهر یک مکان دارید؟»

گفت : «من که بیایم ، مهر خواهد رفت.»

از سومی پرسید : «کیستی؟»

گفت: «طمع»

پرسید : «مرکزت کجاست؟»

گفت : «چشم»

گفت : «با حیا یک جا هستید؟»

گفت : «چون من داخل شوم، حیا خارج می شود.»

اللّهُمَّ‌اجْعَلْ‌عَواقِبَ‌امُورِنا‌خَیْراً

https://eitaa.com/kanonrahpooyan

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.