شرمنده که هستی و ما نمی بینیم تو را


رفیق حادثه هایی به رنگ تقدیریاسیرثانیه هایی شبیه زنجیری 

در این رسانه ی دنیامیان برفک ها

نه مانده از توصدایی نه مانده تصویری

رسیده سن حضورت به سن نوح اما

شمارِ مردم کشتی نکرده تغییری

هزار جمعه ی بی توگذشته از عمرم

هزار سال پیاپی دچارتأخیری

شبیه کودک زاری شدم که در بازار…

تو دست گمشده ها رامگرنمی گیری؟

اللهم عجل لولیک الفرج 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.