موضوع: "زندگی"

دورماندن از شرشیاطین

برای دور ماندن از شر شیاطین خصوصا در آخرالزمان :

۱. توکل بر خدا ( لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم )

۲. توسل به ائمه ( مثال : جوان که گفت یا حسین ) 

۳. خواندن آیه الکرسی ( تا علی العظیم ) حداقل ۵ مرتبه 

۴. خواندن ۴ قل ( ناس فلق کافرون توحید)

۵ . اذان با صدای بلند در خانه

۶ . مجلس روضه گرفتن

۷. خواندن حدیث کسا

۸. تلاوت قرآن با صدای بلند

۹.ذکر

۱۰. همراه داشتن قرآن کامل کوچک ( تطرد الشیاطین)

۱۱. همراه داشتن حرز خصوصا حرز امام جواد علیه السلام

۱۲. صدقه روزانه دادن خصوصا برای سلامتی امام زمان عج ( یاد امام زمان عج بودن )

۱۳. قربانی کردن یا حداقل شریک شدن در قربانی کردن

۱۴. روضه اباعبدالله الحسین علیه السلام

۱۵. نماز شب

۱۶. دست بر سینه بکشید و بگویید

،، بسم الله و بالله  

محمدرسول الله 

و لا حول و لا قوه 

الا بالله العلی العظیم 

اللهم امسح ما احذر ،،

یا علی

آسایش دل

امام صادق علیه‌السلام:

طَلَبتُ فَراغَ القَلبِ فَوَجَدتُهُ في قِلَّةِ المالِ

آسایش دل را جستجو کردم و آن را در کمیِ مال و ثروت یافتم.

 مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۷۴، ح۱۳۸۱۰

صدقه

درگذشت نویسنده کویتی، عبدالله الجارالله، صاحب آن مقاله مشهور:

«هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواهم داد… چراکه برادران مسلمانم کار لازم را انجام خواهند داد، یعنی:

لباسم را درمی‌آورند…

مرا غسل می‌دهند…

کفنم می‌کنند…

از خانه‌ام بیرونم می‌برند…

به خانه جدیدم (قبر) می‌برند…

افراد زیادی برای تشییع جنازه‌ام خواهند آمد…

حتی خیلی‌ها کار و قرارشان را برای دفن من لغو می‌کنند…

در حالی که شاید بسیاری‌شان هیچ‌گاه به نصیحت‌هایم فکر نکرده باشند…

وسایل من دور انداخته می‌شود…

کلیدهایم…

کتاب‌هایم…

کیفم…

کفش‌هایم…

لباس‌هایم و …

و اگر خانواده‌ام توفیق یابند، آن‌ها را صدقه می‌دهند تا به من نفعی برسد…

مطمئن باشید دنیا برایم غمگین نمی‌شود…

حرکت دنیا متوقف نمی‌شود…

اقتصاد ادامه می‌یابد…

شخص دیگری جای مرا در کار می‌گیرد…

و دارایی‌هایم حلال به وارثانم می‌رسد…

در حالی که من باید درباره همه آن‌ها پاسخگو باشم!

چه کم و چه زیاد… حتی کوچک‌ترین چیزها…

نخستین چیزی که پس از مرگ از من می‌افتد، نام من است!

پس وقتی بمیرم می‌گویند: جنازه کجاست؟

و نامم را صدا نمی‌زنند!

وقتی می‌خواهند برایم نماز بخوانند، می‌گویند: جنازه را بیاورید!

و باز نامم را نمی‌برند!

وقتی شروع به دفنم می‌کنند، می‌گویند: میت را نزدیک کنید…

و نامی از من نمی‌برند!

بنابراین، نه نسبم فریبم دهد… نه قبیله‌ام… نه مقامم… و نه شهرت من!

چه دنیای بی‌ارزشی… و چه عظیم است آنچه در پیش داریم!

ای انسانی که اکنون زنده‌ای… بدان که اندوه برایت به سه گونه خواهد بود:

کسانی که تو را سطحی می‌شناسند، می‌گویند: بیچاره…

دوستانت… ساعاتی یا چند روزی غمگین می‌شوند… سپس به حرف و خنده بازمی‌گردند!

و اندوه عمیق در خانه‌ات خواهد بود… خانواده‌ات یک هفته، دو هفته، یک ماه، دو ماه یا شاید یک سال غمگین باشند…

و سپس تو را در بایگانی خاطرات می‌گذارند!

داستان تو در میان مردم پایان یافت…

و داستان واقعی‌ات آغاز شد…

از تو جدا شد:

زیبایی…

مال…

سلامتی…

فرزند…

خانه‌ها و کاخ‌ها را ترک کردی…

و همسرت را نیز…

و تنها چیزی که با تو ماند، عملت بود…

و زندگی واقعی تازه آغاز شد!

و اینجاست که باید بپرسی:

از اکنون برای قبر و آخرتت چه آماده کرده‌ای؟

این حقیقتی است که نیاز به تأمل دارد…

پس بکوش بر:

انجام واجبات…

انجام نوافل (عبادات مستحبی)…

صدقه پنهانی…

عمل صالح…

نماز شب…

شاید نجات یابی…

اگر اکنون که زنده‌ای، مردم را با این مقاله به یاد خدا بیندازی، اثر این یادآوری را در میزان حسناتت در قیامت خواهی یافت، ان‌شاءالله…

و یادآوری کن که یادآوری برای مؤمنان سودمند است.

چرا مرده اگر بازگردد، صدقه را انتخاب می‌کند؟ چنان‌که خداوند فرمود:

«رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ» (منافقون: ۱۰)

و نگفت: عمره می‌رفتم… یا نماز می‌خواندم… یا روزه می‌گرفتم…

علما گفته‌اند:

مرده فقط صدقه را یاد می‌کند، چون اثر عظیمش را پس از مرگ دیده است!

پس بسیار صدقه بدهید!

مغرور

آدم مغرور مثل کسی است که 

بالای کوه ایستاده 

و همه را کوچک می‌بیند ،

غافل از اینکه مردم هم از پایین

آن را کوچک می‌بینند.

شادی بخاطر گناه

بنا به نقل، امام سجّاد عليه السّلام فرمودند: 

مبادا به گناهى كه انجام داده‌اى خوشحال باشى، زيـرا اظـهار شـادى بخـاطـر گـناه از انجام آن «گناه» بزرگ‌تر است. 

اِيـّاكَ وَالاِْبْتـِهاجَ بالِذَّنْبِ، فاِنَّ الاِْبْتِهاجَ بِهِ اَعْظَمُ مِنْ ركُوُبِهِ.

كشف الغمّه، ج ٢، ص ١٠٨

بلا و گرفتاری

 امام صادق عليه السّلام فرمودند: 

هر مؤمنی به بلائی گرفتار شود و صبر كند، اجر هزار شهيد برای اوست.

من ابتلي من المؤمنين ببلاء فصبر عليه، كان له مثل أجر الف شهيد.

اصول کافی، ج ۳، ص ۱۴۶

نیکی

بنا به نقل، امام كاظم عليه السّلام فرمودند: 

نسبت به هم نوع خود خیر و نیكی داشته باش، و سخن خوب و مفید بگو، و خود را  بی‌تفاوت و بی‌مسئولیّت قرار مده.

 أبْلِغْ خَیرا وَ قُلْ خَیرا وَلاتَكُنْ إمَّعَة.

تحف العقول، ص ٣٠٤

سخن پاکیزه

بنا به نقل، امام باقر عليه السّلام فرمودند:

 سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نکند.

خُذُوا الکلِمَةَ الطَّیبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها.

بحارالانوار، ج ١١٠، ص ١٦٠

منظور از «سخن طیب و پاکیزه» در این حدیث، سخن نیک و پسندیده‌ای است که به حق و راستی نزدیک باشد. امام باقر (علیه‌السلام) در این حدیث می‌فرمایند که انسان باید سخنان خوب و ارزشمند را از هر گوینده‌ای بپذیرد، حتی اگر خود گوینده به آن عمل نکند. به عبارت دیگر، ارزش سخن به محتوای آن است، نه به گوینده‌اش. 

بنابراین، «سخن طیب و پاکیزه» شامل موارد زیر می‌شود: 

◇سخنان حق و درست:

سخنانی که بر اساس واقعیت و حقیقت استوار باشند.

◇سخنان نیک و پسندیده:

سخنانی که به دیگران آسیب نمی‌رسانند و تأثیر مثبتی بر روحیه و رفتار آنها دارند.

◇سخنان سازنده و مفید:

سخنانی که به رشد و تعالی فرد و جامعه کمک می‌کنند.

◇سخنان دور از دروغ و غیبت:

سخنانی که از گفتن مطالب نادرست و آزاردهنده پرهیز می‌کنند.

به عبارت دیگر، امام باقر (علیه‌السلام) با این حدیث، اهمیت «محتوا» را بر «شخصیت گوینده» تأکید می‌کنند. 

روز اول محرم

فرامین حضرت علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام در روز اوّل محرّم 

ريّان بن شبيب گفت: روز اوّل محرّم نزد حضرت رضا (علیه‌السلام) رفتم. حضرت به من فرمود: 

۱) اى ابن شبيب! 

اگر مي خواهى برای چیزی گريه كنى، بر حسين (علیه‌السلام) گريه كن،

 زيرا او را ذبح كردند و هجده نفر از بستگانش را که روى زمين نظير نداشتند، شهید کردند.

اگر بر حسين (علیه‌السلام) گريه كنى به گونه‏ اى كه اشك هايت بر گونه ‏هايت جارى شود، خداوند هر گناهى را كه مرتكب شده باشى، چه گناه صغیره و چه گناه کبیره، چه گناه كم و چه گناه زياد، خواهد بخشيد. 

۲) اى ابن شبيب! 

اگر دوست دارى پاك و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، حسين (علیه‌السلام) را زیارت کن.

۳) اى ابن شبيب! 

اگر دوست دارى با پيامبر اكرم و آل او صلوات الله علیهم در غرفه‏ هاى بهشت همراه باشى، قاتلان حسين (علیه‌السلام) را لعنت كن.

۴) اى ابن شبيب! 

اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب كسانى كه همراه حسين (علیه‌السلام) شهيد شدند داشته باشى، هر گاه به ياد او افتادى بگو: 

«يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» 

(اى كاش با آنان ‏بودم و به فوز عظيم مي رسيدم).

۵) اى ابن شبيب! 

اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگين و در خوشحالى ما، خوشحال باش، 

و بر تو باد به ولايت ما، زيرا اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن سنگ محشور خواهد كرد.

 امالی صدوق، ص۱۲۹،۱۳۰

میدان رزم

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی آقای عباسی ولدی به مردم ایران پس از وقایع اخیر خطاب دارد و بر حفظ آرامش، انسجام ملی، و اعتماد به خدا تأکید می‌کند. او به کسانی که ترسیده‌اند، یادآوری می‌کند که جبهه حق با حمایت الهی پیروز است. به منتقدان می‌گوید وقت «چرا چرا کردن» نیست، چون جنگ فراز و نشیب دارد. او هشدار می‌دهد که شهادت‌ها جبهه انقلاب را تضعیف نمی‌کند، بلکه رویش‌های جدید دارد. از مردم می‌خواهد با دعا، پرهیز از اختلاف، و اعتماد به رهبری، به انسجام ملی کمک کنند. در پایان، با اشاره به سختی‌های دهه ۶۰، به ایستادگی ملت و ناامیدی دشمن تأکید می‌کند.

سیر بحث: 

نکته اول:

خطاب به کسانی که ترسیدند: مگه تو اینکه ما حقیم و اسرائیل کودک‌کش باطله، تردیدی هست؟ باید یقین داشته باشیم که خدا با ماست. خدا از کسانی که ایمان آوردن دفاع می‌کنه. البته این که خدا با ماست، به این معنا نیست که ما نباید هزینه بدیم. 

نکته دوم: 

خطاب به کسانی که احساس شکست می‌کنند و شروع کردن به چرا چرا کردن: چرا نتونستیم پیش‌بینی کنیم؟ چرا نتونستیم رهگیری کنیم؟ چرا و چرا و چرا؟ قبول کنید که الان تو این وضعیت، وقت انتشار این چراچراها نیست.  جنگ بالا و پایین داره. تو یه جنگ، گاهی تو دست برتر رو داری و گاهی دشمن. ا. جنگ اگه جنگ احد باشه و فرمانده مستقیم جنگ، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) باشه، سربازها هم اگه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، ابوذر، مقداد و عمارها باشن، بازم ممکنه تو یه مقطع پایین بیایید.

نکته سوم: 

خطاب به کسانی که  با از دست دادن امثال شهید سلیمانی‌ها، شهید باقری‌ها و دانشمندان هسته‌ای، احساس می‌کنن دست ما از نیروها داره خالی میشه و جبهه‌مون تهی. اولاً، اتکای ما نه به آدم‌هاست و نه به تجهیزاتمون؛ اتکای ما به خداست. ما دهه ۶۰ رو فراموش نمی‌کنیم که تو عرض چند ماه، استوانه‌های انقلاب رو از دست دادیم: کسایی مثل شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و فرماندهان ارشد نظامیمون. اما محکم‌تر از قبل ایستادیم و خدا ورق رو به نفع ما برگردوند. 

ثانیاً، شهید سلیمانی، شهید باقری، شهید رشید، شهید حاجی‌زاده و شهدای ما از رویش‌های انقلاب اسلامی به حساب میان. انقلاب اسلامی به قدری رویش داشته که با این شهادت‌ها نمی‌لرزه و محکم‌تر از قبل به راهش ادامه می‌ده.

 ثالثاً، یقین داشته باشیم که اگه تو مسیر سنت نصرت الهی قرار بگیریم، خدا فراتر از خیال جهانیان ما رو نصرت می‌کنه. 

نکته چهارم:

خطاب به کسانی که به دنبال اثبات خودشان‌اند: امروز این کشور نیازمند انسجامه. یادمون نره که دو روز پیش رهبرمون فرمود انسجام ملی امروز از همیشه لازم‌تره. 

سنت‌های الهی و ایستادگی

 ما تو سال ۶۰ در مقابل این همه حادثه و شدت عمل، تونستیم روی پای خودمون بایستیم و دشمن رو ناامید کنیم. امروزم می‌تونیم. خدای سال ۶۰ همون خدای امساله

نکته پنجم: چکارکنیم؟

اول، آرامش خودمون رو حفظ کنیم و حواسمون باشه که تنها راه آرامش، یاد خداست. 

دوم، این آرامش رو به اطرافیانمون منتقل کنیم. 

سوم، از گفتگوهایی که به جای امید، یأس و بدبینی تو دل خودمون و دیگران ایجاد می‌کنه، پرهیز کنیم. 

چهارم، کسایی رو که یأس و بدبینی ایجاد می‌کنن، نهی از منکر کنیم. 

پنجم، دعا کنیم. دعا رو دست‌کم نگیریم و به توصیه رهبرمون عمل کنیم: سوره فتح، دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و دعای توسل رو بخونیم. 

ششم، حتماً به تدابیر حکیمانه سکان‌دار نظام و کشورمون، رهبر عزیزمون، اعتماد کنیم.

حجت‌الاسلام عباسی‌ولدی