مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
بار خدایا ! تاکی میان من و تو ، منی و مائی بود.
منی از میان بردار تا منیت من تو باشد و من هیچ نباشم.
الهی ، تا با توام بیشتر از همه ام و چون با خودم ، کمتر از همه ام .
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

یکشنبه 97/12/05
چه عادت بدی است وقتمان را صرف تنفر و نفرت ورزیدن به کسانی میکنیم که به ما اهمیت نمیدهند شاید هم کلا فراموش کردند که از ما متنفرهستند ولی ما ولی کن قضیه نیستیم تند تند تکرار میکنیم در صورتی که میشود همین زمان را با عشق ورزیدن به کسانی که به ما اهمیت میدهند و برایشان عزیزیم صرف کنیم و چقدر زندگی لذت بخش خواهد بود آسایش بیشتری هم خواهیم داشت قدر بدانیم زندگی کوتاه است یاد این متن افتادم:
«ﭼﻨﺎﻥﺯﻧــﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺳﺨﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﻢ که ﮔـﻮیی ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﯿﻢ
ﮐـﺎﺵ ﯾــﺎﺩ ﺑﮕﯿـﺮﯾـــﻢ، ﺭﻫـﺎ ﮐﻨﯿــﻢ و ﺑـﮕــﺬﺭﯾــﻢ
ﮔـﺎﻫﯽ ﺑـﺎﯾـــﺪ ﺭﻓﺖ
ﺩﻝ ﺑــﻪ ﺳﺎﺣـﻞ ﻧﺒﻨﺪﯾـﻢ
ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺁﺏ ﺯﺩ
ﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫـﺎﯾﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﺭﺳﯿــﺪﻥ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭیم
ﺯﻧــــﺪﮔﯽ ﮐــﻮﺗــﺎﻩ ﺍﺳﺖ
ﺷﺎﯾﺪ، فرصتی نباشد تا ﻋﮑﺴﯽ ﺷﻮیم ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮔﺮﺩﮔﯿﺮﯼ ماﻥ ﮐﻨﻨﺪ
اصلا گاهی باید نرسید
اصلا قرار نیست به همه آرزوها رسید
گاهی نرسیدن، نداشتن، تو را عاشق تر میکند و مفهوم زندگی چیزی جز “عشق” نیست !»

سه شنبه 97/11/23
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی
خشن تر
عصبی تر
کلافه تر
و تلختر
با اطراف هم کاری نداری
همه اش را نگه میداری
دقیقاسرهمان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی
پ.ن: دلم گرفته ؛دیدی یه وقتایی احساس میکنی زمین وزمان دست به دست هم میدن تا حسابی حالتو بگیرن، الان من اونجوریم احساس میکنم تو خلاء هستم خلاء کامل بیصدای بیصدا انگاری وجود ندارم …

جمعه 97/05/05

ﮔﺎه گاهی که ﺩﻟﻢ می گیرد
به ﺧﻮﺩﻡ میگوﯾﻢ
بشکن قفلی که ﺩﺭﻭنت ﺩﺍﺭی
ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺍﺭی
ﺧـﺪﺍ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁخـر ﺑﺎ ماست

یکشنبه 97/04/31
امروز یه پیرمرد با چرخ دستی اش کنار چهار راه چپ کرده بود چند نفر اون طرف خیابان تماشامیکردن یکی هم عکس میگرفت یاد جمله فامیل دور افتادم :
مواظب باشین زمـــــین نخـــورین!!!
این روزها به جای اینکــــه
دستتونو بگیـرن
عکستون را میگیرن:(
بیایید همون مردم مهربون سالهای قبل باشیم همون های که به همه کمک میکردند درد دیگران درد همه بود

شنبه 97/04/30

من گـم شـده ام؛
از یابنده تقاضا می شود همچنان
به بی تفاوتی خود ادامه دهد
انگــار نــه انگــار…

شنبه 97/04/30

گاهی دلم می گیرد مثل یک مراسم کوچک ختم
حتی اگر تمام خیابان ها را آذین بسته باشند…
