دلتنگی

دلم برای تو تنگ است همزبان قدیمی

برای چایی داغت در استکان قدیمی

همیشه جور کشیدی گلایه‌های دلم را

نشد که از تو بگویم شبی جوان قدیمی

بگویم از دل تنگت از آسمان نگاهت

و قطره‌قطره بباری قصیده‌خوان قدیمی

مرا همیشه صمیمی بغل گرفتی و گفتی

که عاشقانه ببینم تو را جهان قدیمی

بنای محکم عشقت درون سینهٔ من شد

چهل‌ستون قشنگی در اصفهان قدیمی

زمانه با غم خود شد دلیل خشکی باغی

که قد کشید و نفهمید و باغبان قدیمی…

 پریسا مصلح

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.