مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
بار خدایا ! تاکی میان من و تو ، منی و مائی بود.
منی از میان بردار تا منیت من تو باشد و من هیچ نباشم.
الهی ، تا با توام بیشتر از همه ام و چون با خودم ، کمتر از همه ام .
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

جمعه 05/01/14
کمک به ظالم در ظلمی که میکند:
هر چیزی که از نظر عرف، کمک به ظالم محسوب شود، حرام است؛
چه کمک مستقیم باشد، مانند اینکه ظالمی بخواهد فردی را شلاق بزند و کسی به او کمک کند، مثلاً شلاق به دستش دهد، یا این مظلوم را نگهدارد تا او کتک بزند. این کمک مستقیم است،
و چه کمک غیر مستقیم باشد؛ مثل اینکه ظالم در اثنای کار ظالمانهاش، تشنه شود و شما به او آب دهید تا تشنگیاش فرو نشیند و به ظلمش ادامه دهد.
از مصداقهای متداول و رایج امروزی، کمک تبلیغاتی است؛ مثل تبلیغ برای کشتن شیعیان. یا مثل اینکه کسی در فکر ترور باشد و دیگری با نقشه کشیدن او را راهنمایی کند. این هم کمک به ظالم است.
سایت احادیث الطلاب

جمعه 05/01/14
پانزدهم شوال فرارسیدن سالروز شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا(ع) و رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)تسلیت باد.
● حَمزة بن عَبدالمُطَّلِب، ملقب به اسدالله، اسد رسولالله و سیدالشهداء، عموی پیامبر اکرم(ص) و از شهدای اُحُد است. حمزه از حامیان مهم دعوت پیامبر اکرم(ص) بود و گفتهاند که او حتی در زمانی که هنوز مسلمان نشده بود، از پیامبر(ص) در مقابل آزار مشرکان حمایت میکرد. وی از بزرگان قریش بود و از این رو، با مسلمان شدنش، از میزان آزار قریش نسبت به پیامبر(ص) کاسته شد.
امام علی(ع) و سایر امامان شیعه در احتجاج با مخالفان، به خویشاوندی خود با حمزه و جعفر مباهات کردهاند.
درباره فضائل و کرامات حمزه روایات بسیاری نقل شده است.پیامبر اکرم(ص)، حمزه و جعفر بن ابیطالب و علی(ع) را بهترین مردم و جزو هفت نفر از بهترین کسان از نسل بنیهاشم خواند و نیز علی(ع)، حمزه و جعفر بن ابیطالب را بهترینِ شهدا نامید. پیامبر(ص) میگفت که حمزه شرط خویشاوندی را رعایت کرد و اعمال نیکی داشت.
در روایات به اسب حمزه به نام وَرد و شمشیرش لِیاح و دیگر متعلقات وی اشاره شده است.
● عبدالعظیم حسنی (۱۷۳-۲۵۲ق) مشهور به شاه عبدالعظیم و سیدالکریم از سادات حسنی و از راویان حدیث بود. نسب او با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد. عبدالعظیم، از اصحاب امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده و نقل است که در ایمان خود را بر امام هادی(ع) عرضه داشت. حرم حضرت عبدالعظیم در شهر ری قرار دارد و زیارتگاه شیعیان است. بنا برخی روایات ثواب زیارت قبر او برابر با ثواب زیارت امام حسین(ع) در کربلا است.

پنجشنبه 05/01/13
در روز طبیعت به اجسام یا مواد مشکوک رها شده در طبیعت دست نزنید❌
روابط عمومی پدافند هوایی ارتش هشدار داد: در روز طبیعت در صورت مشاهده اجسام یا مواد مشکوک به نزدیکترین ارگانهای نظامی یا انتظامی اطلاع داده و یا به شماره ۱۱۰ و ۱۱۴ تماس بگیرید.

پنجشنبه 05/01/13
توصیه حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای به ملت ایران در روز طبیعت
نهال امید را در پهنه ایران بکارید
دیوصفتان کودککش آمریکایی و صهیونیستی، نونهالان مدرسه شجره طیبه را وحشیانه به شهادت رساندند؛ اما ملت ایران به نیّت همه شهدا، خصوصاً شهدای جنگ تحمیلی سوم، نهال امید را در پهنه سرزمین خود غرس میکند تا هر یک از این نهالها در سالهای آینده به شجرهای طیبه و درختی پرثمر تبدیل شود، انشاءالله.
بخشی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت گرامیداشت روز جمهوری اسلامی ایران و در آستانه روز طبیعت | ۱۲/فروردین/۱۴۰۵
@rahbar_enghelab_ir

چهارشنبه 05/01/12
ختم آیهای سوره فتح
یکی از دستورالعملهای رهبرشهیدمون برای پیروزی جبهه مقامت، خواندن سوره فتح بود
توماه مبارک رمضان ختم آیهای کل قرآن رو داشتیم. همونو تغییر دادیم به ختم آیهای سوره فتح
حتما منتشر کنید همه در این ختم شرکت کنن تا انشاءالله پیروزی کشورمون زودتر محقق بشه.
« ثانیهای یک سوره فتح خونده میشه»
کلیک کنید یک آیه بخونید ⬇️
عزیزان لطفاً در این ختم آیه ای سوره فتح شرکت کنید🙏
اصلا وقت گیر نیستش …لطفا روی لینک کلیک کنید و یک آیه از سوره فتح رو تلاوت کنید.

چهارشنبه 05/01/12
تناور یعنی جمهوری اسلامی
رهبر انقلاب: «یک روزی این دنیا دست دو قدرت بزرگ بود: قدرت آمریکا و قدرت شوروی سابق. هر دو در یک مسئله متّفق بودند و آن، ضدّیّت با جمهوری اسلامی بود. امام در مقابل اینها ایستاد، تسلیم نشد، صریح گفت «نه شرقی، نه غربی»؛ خیال میکردند نمیشود، خیال میکردند این نهال را میتوانند از ریشه بکَنند، این نهال امروز تبدیل شده به یک درخت تناور؛ غلط میکند فکرِ کندنِ آن را هم کسی بکند!» ۱۴۰۱/۷/۲۲
روز جمهوری اسلامی؛ عید بزرگ ملت ایران

چهارشنبه 05/01/12
امام على عليهالسلام:
اَلذِّكْرُ يونِسُ اللُّبَّ وَيُنيرُ الْقَلْبَ وَيَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَةَ؛
ياد خدا عقل را آرامش مىدهد، دل را روشن مىكند و رحمت او را فرود مىآورد.
غررالحكم، ح۱۸۵۸

سه شنبه 05/01/11
گوشهای ازخاطرات رهبرمعظّم انقلاب دربارهی رهبرشهید
قسمت پنجم
⭕️سؤالی که میخواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگیهایی از ابویشان متأثّرند؟
⏮پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمیگردد.
⭕️ اگر بخواهم سؤالم را دقیقتر بگویم، منظورم «شباهت» بود؛ به نظر شما چه شباهتهایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟
⏮یکیاش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه اینطور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمیگیرند.
مثلاً من یک وقتی میخواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان دادهاند؛ خب از بیتالمال که برنمیدارند بدهند به بیتالمال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام میدهند.
غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا میآورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگینهای عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگینهای خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیقشناس بودند میگفتند قیمت آنها خیلی زیاد است؛ امّا بااینحال، ایشان همهی آن نگینها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گرانقیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن، تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی میتوانند بهرهمند باشند، امّا هرگز استفاده نمیکنند.
پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا میکنند، به آستان قدس رضوی میدهند. کتابهای خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه میشود که ایشان نوعاً آنها را به آستان قدس میسپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکستهی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّهی موارد خوب و زیبا به آستان قدس دادهاند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمیکنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا میدهند آنجا.
همین جا بگذارید خاطرهای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
آقا در مصاحبهای در اوایل پیروزی انقلاب میگویند که من چون نمیخواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمیگویم و عبور میکنند. اگر صلاح میدانید، شما قدری دراینباره توضیح بفرمایید.
ایشان اصلاً اجازه نمیدهند زندگیشان دچار زرقوبرق شود. […] والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند.[…]
تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمیها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون اینقدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد!
مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی و میزی که در خانهی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازههایی که میخواهند بدون هیچ هزینهی اضافهای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. …
🔗:https://khl.ink/f/62806

سه شنبه 05/01/11
گوشهای ازخاطرات رهبر معظّم انقلاب دربارهی رهبرشهید
قسمت چهارم
⭕️بعد از این ماجرا بود که فعّالیّتهای تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج میگیرد؟
⏮ بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که بهنوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمهی انقلاب، یعنی کانون مبارزهی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود.
یکی از صحنههایی که مکرّر اتّفاق میافتاد و هنوز به یادم دارم، صحنهای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّهی زیادی از افراد، ضبطصوتها را روی دست گرفته و بالا آورده بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع میشدند و خیلی شلوغ میشد.
⏮ یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینهی توفیقات ایشان هم میشود.
⏮طبیعتاً این خدمات بیجواب نمیماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمیداشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا میگذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید میآمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان میگفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.
⭕️رابطهی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراودهی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.
⏮ ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس میگفتند و به پدرم درس سطح پایینتری را میگفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی میشود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا میخوانند. پدرم میگفتند در دورهای وقتی من از درس آقای میلانی برمیگشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمیگشت و ما در راه به هم میرسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال میپرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی میکردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح میگفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب میکردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک میکند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.
آقا گاهی در همان سنین، در مباحثههای علمی پدرشان مشارکت میکردند و نظر هم میدادند که خاطراتی هم از این مشارکتها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح میکند و پدرم با ایشان بحث میکند. وقتی خارج میشوند، مرحوم آقا به پدرم میگویند که شما چرا اینجوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوهی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کردهاید؟ پدرم گفتند که بعضیها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگتر و همسنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفتهی مرحوم آقای واعظزاده، دورهای هم با آقای حکیم در نجف همبحث بودند.
یک وقتی هم آقا دربارهی پدرشان میفرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و بهخصوص مطالعهی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما «کفایه» میگفتند، گاهی پیش میآمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدمها معمولاً این کار را نمیکنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه میکنند، با شیوهای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل میکنند. خب در تدریس و مانند اینها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست میرود و معمولاً این کار را نمیکنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.

یکشنبه 05/01/09
سه گروه اعمالشان نیک است
896 - وَ قالَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ مِنْ أُمَّتى ثَلاثَةٌ: طَالِبُ الْعِلمِ حَبِيبُ اللَّهِ، وَ الْغَازِى وَلِىُّ اللَّهِ، وَ الْكاسِبُ مِنْ يدِهِ خَلِيلُ اللَّهِ.
برترين اعمال (نيك) از امت من، عمل سه گروه است:
1 - طالب علم كه دوست خداست،
2 - سرباز ميدان جنگ كه ولى خداست،
3 - و كسى كه كاسبى میكند از دسترنج خود كه او دوست خداست.
کتاب احادیث الطلاب ص 271
پیروزی رزمندگان اسلام صلوات