مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

در تاریخ آمده است که شخصی به نام «سعید بن قیس همدانی» روزی حضرت امیرالمومنین علی (ع) را که بیرون از فضای رسمی حکومتی بود و در سایه دیواری تکیه داده بود دید
سعید پرسید: «ای امیرالمؤمنین! در این ساعت (اینجا چه میکنید؟)»
حضرت (ع) فرمودند: «بیرون نیامدم مگر برای اینکه مظلومی را یاری کنم یا به دادِ دلسوختهای برسم.»
در همین حال، زنی که دلش از ترس (ظلم شوهر) به لرزه افتاده بود و نمیدانست در این دنیا به کجا پناه ببرد، نزد حضرت آمد و گفت: «ای امیرالمؤمنین! شوهرم به من ظلم کرده و به من تعدی نموده و قسم خورده که مرا کتک بزند؛ با من بیا (تا از من دفاع کنی).»
حضرت سرش را پایین انداخت، سپس آن را بلند کرد و فرمود: «نه! به خدا قسم (اجازه نمیدهم اینطور بماند) تا حق مظلوم از ظالم گرفته نشود، بدون آنکه هراسی به خود راه دهد. خانهات کجاست؟»
زن گفت: «در فلان جا.»
حضرت با او راه افتاد تا به خانهاش رسیدند. زن گفت: «این خانه من است.»
حضرت در زد و سلام کرد. جوانی در حالی که لنگی رنگی پوشیده بود بیرون آمد. حضرت فرمود: «تقوای خدا پیشه کن؛ همسرت را ترساندهای!»
آن جوان گفت: «تو را با این کار چه کار؟ به خدا قسم که به خاطر این حرف تو، او را با آتش میسوزانم!»
(راوی میگوید: امیرالمؤمنین (ع) هرگاه به جایی میرفت، تازیانهای در دست داشت و شمشیری زیر ردایش آویخته بود. هر کس حکم تازیانه بر او واجب میشد با تازیانه او را میزد و هر کس حکم شمشیر داشت، بیدرنگ شمشیر میکشید.)
هنوز جوان (حرفش تمام نشده بود که) دید حضرت شمشیرش را برهنه کرد و فرمود: «تو را به معروف امر میکنم و از منکر باز میدارم، آنوقت تو کارِ پسندیده را رد میکنی؟ توبه کن، وگرنه تو را میکشم!»
راوی میگوید: مردم از کوچهها سرازیر شدند و با تعجب میپرسیدند چه شده؟ تا اینکه متوجه شدند امیرالمؤمنین (ع) آنجاست (و همه دورشان جمع شدند).
جوان که خود را در مخمصه دید، کارش به جایی رسید که گفت: «ای امیرالمؤمنین! از من بگذر، خدا از تو بگذرد. به خدا قسم که زمینِ زیر پای تو میشوم (و مطیع تو خواهم بود).»
حضرت به زن دستور داد که به خانهاش برود و سپس در حالی که بازمیگشت، این آیه را میخواند:
«لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ…»
(در بسیاری از نجواهایشان خیری نیست، مگر کسی که به صدقه یا کار نیک یا اصلاح میان مردم فرمان دهد…)
و بعد فرمود: «حمد خدایی را که به دست من میان زنی و شوهرش اصلاح ایجاد کرد.»
و خداوند تبارک و تعالی میفرماید:
«وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»
(و هر کس چنین کاری را برای خشنودی خدا انجام دهد، پاداشی عظیم به او خواهیم داد.)
منبع: الاختصاص، شیخ مفید، صفحه ۱۵۷
| نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط مهنــــا در 1405/07/22 ساعت 07:38:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |