مهنــا
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.
تعریف زنـدگی در یک کلمه:زنـدگی آفرینش است.

شنبه 04/10/13
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) از خدا چند خصلت تقاضا کرد؟
1896 - قالَ اَمِيرُالْمُؤْمِنيِنَ عَلِىٌّ عليه السلام: إِنَّ النَّبِىَّ صلى الله عليه وآله وسلم قالَ: سَأَلْتُ رَبّى تَبارَكَ وَتَعالى ثَلاثَ خِصالٍ، فَأَعْطانِى اثْنَتَيْنِ، وَ مَنَعَنى واحِدَةً، قُلْتُ: يا رَبِّ لا تُهْلِكْ أُمَّتِى جُوعاً قالَ: لَكَ هَذِهِ، قُلْتُ: يا رَبِّ لا تُسَلِّطْ عَلَيْهِمْ عَدُوّاً مِنْ غَيْرِهِمْ يَعْنِى مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَيَجْتاحُوهُمْ، قَالَ: لَكَ ذلِكَ، قُلْتُ: يارَبِّ لا تَجْعَلْ بَأْسَهُمْ بَيْنَهُمْ فَمَنَعَنى هذِهِ.
همانا پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: من از خداوند تبارك و تعالى (براى مسلمانان امتم ) سه خصلت را درخواست كردم كه دو خصلت را به من عطا فرمود و يكى را از من دريغ داشت.
عرض كردم:
1 - پروردگارا امتم را از گرسنگى هلاك مكن خداوند فرمود (مانعى ندارد) اين براى تو
عرض كردم:
2 - پروردگارا بر آنها دشمنانى از غير خودشان يعنى مشركين مسلط مفرما كه آنها را درمانده و هلاك سازند، خداوند فرمود: (مانعى ندارد) اين براى تو
عرض كردم:
پروردگارا دشمنى و جنگ را ميان خودشان قرار مده، خداوند ازاين امر ممانعت فرمود (و نپذيرفت).
کتاب احادیث الطلاب ص 525

جمعه 04/10/12
امام صادق علیه السلام:
اَلْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوابِسُ
كسى كه به اوضاع زمان خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمى شود.
تحف العقول|ص ۳۵۶

چهارشنبه 04/10/10
برخی والدین امروزی، خود نیاز به تربیت دارند
در منزل دوستی که پسرش دانشآموز ابتدایی و داشت تکالیف درسیاش را انجام میداد بودم
زنگ منزل را زدند و پدر بزرگ خانواده از راه رسید.
پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مداد رنگی به نوه اش داد و گفت: این هم جایزۀ نمرۀ بیست نقاشیات.
پسر ده ساله، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد
و چند لحظه بعد گفت:
بابا بزرگ
باز هم که از این جنسهای ارزون قیمت خریدی
الان مداد رنگیهای خارجی هست که ده برابر این کیفیت داره.
مادر بچه گفت:
میبینید آقاجون؟
بچههای این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند.
اصلا نمیشه گولشونزد و سرشون کلاه گذاشت.
پدربزرگ چیزی نگفت.
برایشان توضیح دادم که این رفتار پسر بچه نشانۀ هوشمندی نیست،
همان طور که هدیۀ پدربزرگ برای گول زدن نوهاش نیست.
و این داستان را برایشان تعریف کردم
آن زمان که من دانشآموز ابتدایی بودم،
خانم بزرگ گاهی به دیدنمان میآمد و به بچههای فامیل هدیه میداد،
بیشتر وقتها هدیهاش تکههای کوچک قند بود.
بار اول که به من تکه قندی داد
یواشکی به پدرم گفتم: این تکه قند کوچک که هدیه نیست
پدرم اخم کرد و گفت: خانم بزرگ شما را دوست دارد
هر چه برایتان بیاورد هدیه است،
وقتی خانم بزرگ رفت،
پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچهها آرزو میکردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند.
خانم بزرگ هنوز هم خیال میکند که قند، چیز خیلی مهمی است.
بعد گفت: ببین پسرم
قنددان خانه پر از قند است،
اما این تکه قند که مادرجان
داده با آنها فرق دارد،
چون نشانۀ مهربانی و علاقۀ او به شماست.
این تکه قند معنا دارد ،
آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند
اما مهربان نیستند.
وقتی کسی به ما هدیه میدهد،
منظورش این نیست که ما نمیتوانیم، مانند آن هدیه را بخریم،
منظورش کمک کردن به ما هم نیست.
او میخواهد علاقهاش را به ما نشان بدهد
میخواهد بگوید که ما را دوست دارد
و این، خیلی با ارزش است.
این چیزی است که در هیچ بازاری نیست
و در هیچ مغازهای آن را نمیفروشند.
چهل سال از آن دوران گذشته است و من هر وقت به یاد خانم بزرگ و تکه قندهای مهربانش میافتم،
دهانم شیرین میشود،
کامم شیرین میشود،
جانم شیرین میشود..
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.

سه شنبه 04/10/09
كي از ثروتمندان ، ميهماني باشكوهي ترتيب داد و از همهي اشراف و مقامات بلندپايهي شهر دعوت كرد تا در ميهمانياش شركت كنند.
همهي ميهمانان خوشحال بهنظر ميرسيدند. انواع و اقسام غذاها، ميوهها، نوشيدنيها، شيرينيها و خوردنيهاي ، براي پذيرايي از ميهمانان آماده شده بود . خدمتگزاران از ميهمانان پذيرايي ميكردند.
يكي از خدمتگزاران بيمار و ضعيف بود و قدرت حركت زيادي نداشت. به همين دليل كارش اين شده بود كه گوشهاي بنشيند و كفش ميهمانان را جفت كند.
بهخاطر بيماري حال و حوصلهي خنديدن و خوشآمد گفتن هم نداشت. سرش را پايين انداخته بود و كار خودش را ميكرد.
ناگهان يكي از ميهمانان با صداي بلندي گفت: “ساعتم! ساعت طلاي گرانقيمتم نيست.”
ميهمانان دور مردي كه ساعت طلايش گم شده بود، جمع شدند و هركس حرفي ميزد:
مطمئن هستيد كه آن را با خودتان آورده بوديد؟
نكند ساعتتان را توي خانهي خودتان جا گذاشته باشيد.
بهتر نيست جيب لباسهايتان را يكبار ديگر بگرديد؟
شايد كسي ساعت شما را دزديده باشد.
آخر اينجا كسي نيست كه اهل دزدي باشد.
بله، راست ميگفت. كسي باور نميكرد كه حتي يكي از آن ميهمانان ثروتمند و با شخصيت دزد باشد.
صاحب ساعت گفت: “بله حتماً يكنفر آن را دزديده است. من ساعت طلايم را با خودم به اينجا آورده بودم. مطمئنم، همين نيمساعت پيش بود كه به ساعتم نگاه كردم ببينم ساعت چند است.”
صاحب ساعت از اينكه ساعت باارزش و طلاي خودش را از دست داده خيلي ناراحت بود. اما ميزبان از او ناراحتتر بود. او اصلاً دلش نميخواست ميهماني باشكوهش بهم بخورد و آن همه هزينه و دردسري كه تحمل كرده از بين برود.
ميهماني تقريباً بهم خورد. همه دنبال ساعت طلا ميگشتند . اوضاع ناجور ميهماني را فرياد يكنفر ناجورتر كرد: “هر كس خواست از باغ خارج شود بگرديد تا شك و ترديدها از بين برود.”
اين حرف، توهين بزرگي به آن ميهمانان عاليقدر به حساب ميآمد
صداي اعتراض همه بلند شده بود كه ناگهان يكي از ميهمانان رو كرد به بقيه و با صداي بلند گفت: “ما آدمهاي با شخصيتي هستيم. مسلماً دزدي ساعت كار هيچ يك از ما نيست. اما من فكر ميكنم دزد ساعت را پيدا كردهام.”
همه به حرفهاي او توجه كردند. او با اطمينان خدمتگزار بيمار و ضعيف را نشان داد و گفت: “رفتار او خيلي مشكوك است. حتماً ساعت را او دزديده است.”
پيش از اينكه صاحب ميهماني واكنشي از خود نشان بدهد، خدمتگزاران ديگر به سر آن خدمتگزار بيچاره ريختند و تمام سوراخسمبههاي لباسش را جستجو كردند.
خدمتگزار بيچاره كه گناهي نداشت، با ناله گفت: “اگر پيش همه شرمندهام، پيش دزد رو سفيدم. لااقل يكنفر توي اين جمع هست كه به بيگناهي من اطمينان دارد. و او كسي جز دزد ساعت طلا نيست.”
نگاه خدمتگزار بيچاره، هنگامي كه اين حرف را ميزد، بهسوي همان كسي بود كه او را متهم به دزدي كرده بود. ناخودآگاه همه متوجه او شدند. ميزبان بهطرف او رفت و گفت: “چه ناراحت بشوي و چه نشوي بايد تو را بگردم.” و پيش از آنكه مرد فرصت دفاع از خود را پيدا كند، به جستجوي جيبهاي او پرداخت.
خيلي زود ساعت طلا از توي جيب بغل ميهمان ثروتمند پيدا شد. همه فهميدند كه بيهوده به خدمتگزار بيچاره اتهام دزدي زدهاند. ميهمان با سري افكنده ميهماني را ترك كرد.
از آن به بعد، وقتي آدم بيگناهي امكان دفاع از خود را نداشته باشد، ميگويد: “اگر پيش همه شرمندهام، پيش دزد روسفيدم.”

شنبه 04/10/06
وَ قالَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ، فَاِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ.
علم و دانش را طلب كنيد، هرچند در (جاهاى بسيار دور مثل) چين باشد زيرا طلب علم بر هر مسلمانى واجب است.
کتاب احادیث الطلاب ص 215

پنجشنبه 04/10/04
«لیلة الرّغائب»، اولین شب جمعه ماه پربرکت رجب…
“لیلة الرغائب” به چه معناست؟
واژه «رغائب» جمع «رغیبة» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان میباشند. بنابر معنای نخست «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند.
بر پایه معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطاء و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با رو آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانهٔ خدا میشوند.

چهارشنبه 04/10/03
در زمان امام هادی علیه السلام شخصى خدمت آن حضرت از یکی از شهرهای دور، نامهای نوشت که:
آقا من دور از شما هستم. گاهی حاجاتی دارم، مشکلاتی دارم، به هر حال چه کنم؟
حضرت در جواب ایشان نوشتند:
«إِنْ کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَحَرِّکْ شَفَتَیْک»
” لبت را حرکت بده، حرف بزن. بگو. ما دور نیستیم. “
بحارالانوار،ج۵۰،ص۱۵۵

سه شنبه 04/10/02
خوش اخلاق ها در بهشت هستند
634 - وَ قالَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلُقِ، فَاِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ فِىالْجَنَّةِ لا مَحالَةَ، وَ اِيَّاكُمْ وَ سُوءَ الْخُلُقِ، فَاِنَّ سُوءَ الْخُلُقِ فِى النَّارِ لا مَحالَةَ.
بر شما باد به خوش اخلاقى زيرا كه خوش اخلاق بى ترديد در بهشت است، و بپرهيزيد از بد اخلاقى زيرا بد اخلاق بى ترديد در آتش (جهنم) است.
کتاب احادیث الطلاب ص 206

دوشنبه 04/09/24
چهار نعمت در برابر صله رحم
632 - قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم: مَنْ ضَمِنَ لى واحِدَةً ضَمِنْتُ لَهُ اَرْبَعَةً، يَصِلُ رَحِمَهُ فَيُحِبُّهُ اللَّهُ، وَ يُوَسِّعُ عَلَيْهِ فى رِزْقِهِ، وَ يَزِيدُ فى عُمُرِهِ، وَ يُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ الَّتى وَعَدَهُ.
هر كس براى من يك چيز را تعهد كند من براى او چهار چيز را ضمانت مى كنم. اگر صله رحم كند من ضمانت مى دهم كه
1- خداوند او را دوست مى دارد،
2- در روزيش وسعت مى دهد،
3- عمرش را طولانى مى كند،
4- به بهشت كه وعدهاش را داده است داخل مى گرداند.
کتاب احادیث الطلاب ص 206

یکشنبه 04/09/23
نکوهش اسراف در نگاه امیرالمؤمنین(علیهالسلام)
امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام:
«ذَرِ السَّرَفَ فَإِنَّ الْمُسْرِفَ لا يُحْمَدُ جُودُهُ وَلا يُرْحَمُ فَقْرُهُ.»
زیادهروی و اسراف را ترک کن؛ زیرا بخششِ اسرافکار ستوده نمیشود و تنگدستی او نیز مورد ترحم قرار نمیگیرد.
«بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۹۲، ح۶۶»