موضوع: "اخلاق"

مهربانی


 پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت و همه اطرافیان از این رفتار او خسته شده بودند روزی پدرش او را صدا کرد وگفت: پسر دلم می خواهد کاری برای من انجام بدهی پسر گفت:باشه 

پدر اورا به اتاقی برد و جعبه میخی بدستش داد و گفت: پسرم از تو می خواهم که هر بار که عصبانی شدی میخی بر روی این دیوار بکوبی

روز اول پسر بچه 37 میخ به دیوار کوبید . طی چند هفته بعد ؛ همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر میشد .

او فهمید که کنترل عصبانیتش آسانتر از کوبیدن میخها بر دیوار است

به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر روز که می تواند عصبانیتش را کنترل کند ؛‌ یکی از میخها را از دیوار بیرون آورد.

روزها گذشت و پسر ک بلاخره توانست به پدرش بگوید که تمام میخها را از دیوار بیرون آورده است .

پدر دست پسرک را گرفت و به کنار دیوار برد وگفت : پسرم تو کار خوبی انجام دادی اما به سوراخهای دیوار نگاه کن دیوار هر گز مثل گذشته نمی شود وقتی تودر هنگام عصبانیت حرفی را میزنی ؛ آن حرف ها هم چنینی آثاری را در دل کسانی که دلشونو شکستیم به جای می گذارند که متاسفانه جای بعضی از اونها هرگز با عذر خواهی پر نمیشه.

ما چطور هیچ تا حالا فکر کردیم چقدر ازاین میخها در دیوار دل دیگران فرو کردیم

بیایم از خدا بخواهیم که به ما انقدر مهربانی وگذشت بدهد تا هرگز در دیوار دل دیگران میخی فرو نکنیم .

ادب و حیا مایه رستگاری

عاشورا آزمونی الهی بود که غربالگر سره از ناسره شد. آزمونی که اطاعت از امام زمانه را نشان داد و درجه تسلیم در برابر خواست و اراده خداوند را به بوته آزمایش گذاشت. مردودین این آزمون اشقیاء بودند و آنانکه پذیرفته شدند به خیر و سعادت ابدی رسیدند. بررسی وجوه شخصیتی هر یک از دو سپاه صالحین و اشقیاء کربلا واقعیت های بسیاری را برملا می کند و چراغ راهی است برای پیروان حقیقت و آیین پاکی که موجب سعادت دنیا و آخرت می شود. 

ادب و حیاء به عنوان یکی از ارزش ها و سجایای اخلاقی همواره مورد تاکید بزرگان دین بوده است و در بیان حضرت علی علیه السلام ارزنده ترین ارثی که پدران برای فرزندان می گذارند ادب است.وجود چنین گوهر تابناکی موجب تغییر سرنوشت بسیاری شده است و آنها را از مسیر باطل به طریق حقیقت بازگردانده است.  

حر بن یزید ریاحی از فرماندهان دلاوری بود که همه او را به شجاعت و جنگاوری می شناختند تا آنجا که هرگاه می خواستند از تهور و شجاعت کسی سخن بگویند حر را مثال می زدند.او که راه را بر امام سد کرده بود در حالی که فرمانده سپاه دشمن و در برابر امام بود نماز را به ایشان اقتدا می کرد و حب اهل بیت را در دل داشت.

هنگامی که او راه را بر امام بست و مانع حرکت ایشان شد امام حسین علیه السلام او را خطاب قرار داد و فرمودند مادرت به عزایت بنشیند، به دلیل حب و علاقه ای که به پیامبر و حضرت فاطمه زهرا علیهما السلام داشت سکوت کرد و ادب پیشه کرد و همین ادب مسیر رستگاری را برای او گشود.

آیا دادرسى نیست که براى رضاى خدا به داد ما برسد؟ آیا دفاع‎‏کننده‌‏اى نیست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟

این خطابه امام لرزه ای بر وجود حر انداخت و راه توبه و بازگشت به سوی امام را برای او گشود همانگونه که حر در وصف حالش می گوید : به خدا سوگند خود را بر سر دو راهی بهشت و دوزخ می بینم و جز بهشت را انتخاب نمی کنم.

سبحان الله که ادب این گوهر ذی قیمت و حیاء سبب شد حر به یکباره از مسیر دوزخ بازگردد و راه سعادت و رستگاری را پیشه کند. 

لا ایمان (دین) له لمن لا حیاء له

ایمان (دین) ندارد آنکه حیا ندارد 

به نزد امام حسین علیه السلام توبه کنان بازگشت و امام نیز به او بشارت داد که خداوند توبه اش را پذیرفته است.

‏بار الها به سوى تو بازگشتم، توبه‎‏ام را بپذیر که من دلهاى دوستان تو و فرزندان دختر پیغمبر تو را لرزاندم‏.

ادب و حیاء حر سبب شد به مسیر آزادگی باز گردد و همانگونه که اول نفری بود که راه را بر امام سد کرد از امام اذن خواست که اول کسی باشد که جانش را در راه او فدا می کند.

پس از آنکه سپاه خصم را موعظه کرد در برابر امام خویش جنگ نمایانی کرد و به شهادت رسید. هنگامی که پیکر او را نزد امام حسین علیه السلام آوردند، حضرت در حالی که با دست خود گرد و غبار صورت حر را پاک می‎کرد، فرموند: همچنان که مادرت تو را حرّ نامید، واقعاً تو در دنیا و آخرت آزاد هستی.

ادب، حیاء و شجاعت سه ویژگی اخلاقی حر بود که عاقبت به خیری او شد و توبه اش در درگاه باری تعالی پذیرفته شد. 

خداوندا به سوی تو توبه می کنم از تمام گناهانی که کردم و ظلم هایی که در حق خود روا داشتم که تو مهربان و توبه پذیری. 

گفت سر بالا کن ای مهمان ما

ما پی امداد تو بر خواستیم

خاک پای مادرم دستت گرفت

قطره بودی وصل بر دریا شدی

تو دگر تو نیستی تو ما شدی

نیستی در بین ما دیگر غریب

گر چه صد جرم عظیم آورده ای

غم مخور رو بر کریم آورده ای

مهدی احمدوند 

ببخشیم و بگذریم

​​​​
کشاورزي يک مزرعه بزرگ گندم داشت زمين حاصلخيزي که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.
هنگام برداشت محصول بود شبي از شبها روباهي وارد گندمزار شد و بخش کوچکي از مزرعه را لگدمال کرد و به پيرمرد کمي ضررزد.

پيرمردکينه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصميم گرفت از حيوان انتقام بگيرد.

مقداري پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.

روباه شعله وردر مزرعه به اينطرف وآن طرف ميدويد وکشاورز بخت برگشته هم به دنبالش در اين تعقيب و گريز گندمزار به خاکستر تبديل شد.

وقتي کينه به دل گرفته ودر پي انتقام هستيم بايد بدانيم آتش اين انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است

 ببخشيم وبگذريم …

تبعات پذیرش مسئولیت به ناحق

تبعات پذیرش مسئولیت به ناحقامام صادق علیه‌السلام:

هر که سه چیز را به “ناحق” بدست آورد، از سه چیز به حق محروم خواهد شد:

۱-هر که دنیا را به ناحق بخواهد، از آخرت حقیقتا محروم می‌گردد.

۲_ هر که به ناحق ریاست و قدرت و مسئولیتی را بگیرد، از اطاعت زیردستان، به حق محروم خواهد شد.

۳-هر که به ناحق مالی را بخواهد، از ماندگار بودن آن مال به حق محروم گردد.

 منبع: تحف‌العقول، ص۳۳۵

نکات حدیث

مصادیق به دست آوردن به ناحق مسئولیت چیست؟

۱_بدانی که توانایی و شایستگی مسئولیتی را نداری ولی آنرا بپذیری.

۲- با رانت و پارتی و روابط آنرا بدست بیاوری.

۳- با تخریب و دور زدن دیگران و با خالی کردن زیرپای دیگران، کرسی و جایگاه او را بگیری.

به فرزندانمان در قالب بازی و شادی آموزش دهیم از کودکی کاری را که شایستگی آنرا ندارند نپذیرند.

عیب جویی

روزي پادشاهي بي عيب! به اطرافيانش گفت كه اگر از كسي عيب و ايرادي ببيند، آن شخص بايد يك درهم تاوان بدهد.يكي از شحنه ها (نگهبان) مردي را عريان ديد و گفت: بايد به دستور پادشاه يك درهم بپردازي.

مرد گفت: چه….چه…چرا بايد بدهم؟!

شحنه گفت دو درهم بايد بدهي چون لكنت هم داري. 

شحنه گريبان مرد راگرفت؛ او خواست دفاع كند، معلوم شد دستش هم بالا نمي آيد. 

شحنه گفت حالا بايد سه درهم بدهي!

در اين گير و دار كلاه از سر مرد افتاد و آن مرد كچل بود. شحنه طلب چهار درهم كرد. مرد بينوا خواست بگريزد، كاشف به عمل آمد كه لنگ و چلاق هم هست. شحنه گفت از جايت تكان نخور كه تو گنجي بسيار پر بها هستي.!!!

متأسفانه برخي در پيدا كردن عيب و ايراد در ديگران چنان مشتاق و جدي هستند كه انگار گنجي را جست و جو مي كنند.

به خودت نهیب بزن!

​یکی از عوامل خیلی موثر در خودسازی این است که آدم هر حرفی را نزند و راهش هم در مبارزه با نفس است

مثلا تا خواستی یک حرف بیخود بزنی ، سریع به خودت یک نهیب بزن!

برگرفته از تنها مسیر آرامش

خوب باش


اگر به جای محبتی که به کسی کردی
از او بی مهری دیدی مایوس نشو چون برگشت آن محبت را از شخص دیگری در رابطه با موضوع دیگری خواهی گرفت 

شک نکن تو فقط خوب باش و خوب بمان

خوشرویی

امام علی علیه السلام :

خوشرویی احسانی است بی زحمت و بی هزینه

عصبانی نشو

همیشه؛مراقب حرف هاییکه میزنی باش مخصوصا وقتیعصبی یادلخور هستی

بعضی کلماتهمچو تَرکِشی می ماندکه کنارِ قلب می نشیند،نمی کُشدولی…

تا آخر عمر عذاب می دهد ‌…

مهربانی



هرکسی که ملاقات می کنید در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز درباره اش نمی دانید

پس مهربان باشید همیشه…

1 3 4